مشاعره رضوی
تا به دستِ كرم تو به نوایی نرسد
از سر ِ راه محال است گدا برخیزد
دارم میرسم ,میرسه گنبدت
هوای چشام باز بارونیه
چرا حال اینجا یه جور دیگه ست؟
چرا عشق کم نیست ؟ارزونیه
دوستان لطفا بعد از پست گذاشتن ،مجدد به پستتون نگاه کنین تا اگه کاربری از شما جلوتر پست زده ،پستتون رو ویرایش کنین و براساس حرف اخر بیت قبلی شعر بزارید
ممنون
هرکس که کریم است گدا می خواهد
یک صحن پر از بروبیا می خواهد
پیگیر دوای درد ما نیست کسی
پیگیری کار ما وفا می خواهد
دور از جنگل هزار فرسنگ شده
در پایش خار رفته و لنگ شده
صیاد ولی بهانه ای تکراری است
آهوی زبان بسته دلش تنگ شده
السلام علیک یا ایها الرئوف
هر چند حال و روز زمین و زمان بـد است
یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
تورو خواب دیدم ,تورویادمه
همون شب که لالاییِ مادرم...
داره بوی عطرت بهم میرسه
توی خلوت کوپه ی آخرم
توروخواب دیدم , تورویادمه
دلم کفتراتو بغل کرده بود
یه گوشه توی دفتر حاجتش
یه شاعر نگاتو غزل کرده بود
خراب، عال
دوباره ايستاده ام به زير ساعت حرم
و عرض احترام مي کنم به ساحت حرم
کبوتران اشک، روي گنبد نگاه من
نظاره مي کنند کفتران ساکت حرم
السلام علیک یا ایها الرئوف
مگه دست من میرسه دست تو؟
صف عاشقاتو ببین پرشده
خودآسمونم نشسته زمین
نگا کن نگا کن زمین پرشده
همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!
در لباس خادمان مهربانت، آفتاب
صبح ها، صحن حرم را آب و جارو می کند
در پرتو کرامت خورشید زیستم
روزی که نیستم به کنار تو نیستم
من که سنگینی صد شعله به دوشم دارم
عشق باریده بر این دل شده صحرایی
خیز ای عشق مرا رخصت دیداری ده
تا در آغوش کشم گنبدت ای مینایی
یک سبد با تو گفت و گـــــو دارم
با ســــــتاره که پیـــــش رو دارم
مستی ابروی یار از گیسوی او كمتر است
اصل زیبایی ست این كه پلك در بالای چشم
شك كند در صحن از امثال جارو كمتر است
یا به وقت بی خودی زائر به دور مرقدت
حس كند كه از خودش هشتاد كیلو كمتر است
بارها در تنگ آغوش ضریحت دیده ام
فاصله بین من و روح من از مو كمتر است