مشاعره رضوی
در رنج و تباهی، وقتی تو بخواهی
آزاد و رهاييم، يا ضامن آهو!
وقتی سرشت آب و گلم را ازل خدا
بر آن نوشت رعیت سلطان ارتضا
اي كه چون من هزارها داری
آسماني پُر از دعا داري
دلشكسته كسي به من ميگفت:
خوش به حالت امام رضا داری
السلام علیک یا ایها الرئوف
يك كمي بنشين كنار ما، پذيرائي بس است
ميزبان كه مي نشيند حال مهمان بهتر است
صبح محشر هر كسي دنبال ياري مي دود
يار ما باشد اگر شاه خراسان، بهتر است
تو ابر رحمتی که به هر گوشه سر زدی
باران گرفت دور و برت أیها الغریب
باب الجواد بارش باران نگفتنی است
اذن دخول بر لب یاران نگفتنی است
صدها زائر و عاشق میان صحن
عرض ادب به شاه خراسان نگفتنی است
السلام علیک یا ایها الرئوف
توحید، حرف محوری دین انبیاست
شرط رضا به حکم أنا مِن شروطهاست
تو هر چه خوبی من بدم، بیهوده بر هر در زدم
آخر به این در آمدم باشم کنار خوان تو
من از همه در رانده ام، من رانده ای و امانده ام
یا خوانده یا ناخوانده ام اکنون منم مهمان تو
السلام علیک یا ایها الرئوف
وَ گیوههاى مرا رد پاى غمگینت
مسافر سحر كوچه هایتان كرده است
تو خود غریبه ای و غریبی نمی کنند
در محضر تو هیچ کدام از غریبه ها
ای چشمه ی خورشيــد، مهر تو درخشيد
در عيــن بقاييــم، يا ضـــامن آهــــو!
ویــن مشید بــارگاه سیدالسادات را
در شرف همتای ساق عرش یزدان دیده اند
دیده اند اینجا هزاران مرد و زن را درطواف
زو ملائک بر سر ایشان دو چندان دیده اند
دیوانه زنجیری سلطان شده ام
این معجزه پنجره فولاد رضاست
امروز اگر اهل و مسلمان شده ام
از اسفل سافلین رسیدم به بهشت
ضرب المثل حلقه مستان شده ام
مشتاق زيارت، تـــا جبــهه ی طاعت
بر خاک تو ساييم، يا ضامن آهــــو!
وقت ورود در حـــــرم تو هوایی ام
وقت خروج تازه زمین گیر می شوم
السلام علیک یا ایها الرئوف