«پریا» دغدغه جوانان را دارد
معرفی محمود پاکنیت کار سختی نیست؛ کافی است چند سریال از برجستهترین مجموعههای تاریخی و مذهبی این سالهای تلویزیون را نام ببریم و بعد، نقشهای او را یادآوری کنیم. بازیگر نقش حضرت یعقوب در مجموعه یوسف پیامبر(ع) که در مجموعههای دیگری چون روزی روزگاری، شیخ مفید، روشنتر از خاموشی، پس از باران و خانهای در تاریکی هم، به ایفای نقش پرداخته است. مخاطبان شبکه سه سیما، این شبها مجموعهای جدید را با بازی پاکنیت از این شبکه تماشا میکنند؛ سریال «پریا» که از مضمونی اجتماعی، با رویکردی نو برخوردار است و مخاطب آن تمام اقشار جامعه هستند. پاکنیت از تجربه بازی در این سریال برایمان میگوید.
چطور شد که در مجموعه پریا ایفای نقش کردید؟ در باره ویژگیهای این نقش برایمان بگویید.
آقای عفیفه، مرا برای بازی در این مجموعه دعوت کرد و بعد از اینکه فیلمنامه را خواندم، با هم، به دفتر حسین سهیلیزاده رفتیم و بیشتر درباره کار صحبت کردیم. موضوع به روز سریال، مرا برای بازی در این نقش ترغیب کرد؛ چرا که دغدغهاش، جوانان بود. سریال همچنین، ارتباط خانوادهها با هم و مشکلات میانشان را به چالش میکشد و خود من هم، همواره عقیدهام بر این بوده است که باید از جوانان مراقبت و سعی کنیم آنها را از تمام خطرهایی که بر سر راهشان است، آگاه کنیم. بنابراین بازی در این نقش را پذیرفتم.
در نقش پدری هستید که هم با فرزندش درگیری دارد و هم در زندگی شخصیاش دنبال اتفاقاتی تازه است. تعریف خود شما از شخصیت حسینآقا چیست؟ او را چگونه شخصیتی میدانید؟
من معمولا نقشهای منفی یا سیاه را قبول ندارم، بلکه فکر میکنم این برخورد آدمها، در موقعیتهای گوناگون و در مواجهه با اتفاقات مختلف است که موجب میشود مسیر زندگی آنها به سمت و سویی برود، یا افراد دیگر آنها را آدمهای بدی بدانند. حسینآقا، پدر کیوان هم فردی دلسوز است که همسرش را از دست داده و تنهاست و سعی میکند مشکلات گوناگون زندگیاش را به گونهای برطرف کند و در عین حال، هوای تمام اعضای خانواده خودش و همسر سابقش را هم داشته باشد. اگر نگاه کنید، مابهازای تمام شخصیتهای این قصه در زندگی واقعی خودمان هم پیدا میشود.
چقدر تلاش کردید که به تصویر کشیدن این شخصیت، دور از کلیشههای مرسوم باشد، خصوصا اینکه شما اخیرا نقش پدر مجموعه شهرزاد را بازی کرده بودید و حالا حسینآقا هم پدری با خصوصیاتی شبیه جمشید است.
تمام آدمها، شخصیتهایی متفاوت با هم دارند. هر کدام از ما، بینش و جهانبینی مختص خودمان را داریم و لذا، دو پدر، شاید به لحاظ قیافه قدری شبیه یکدیگر باشند، اما هر کدامشان نوع تفکر خود را دارند و شخصیتهایی جداگانهاند. لذا من شباهت میان این دو نقش را رد میکنم. حسین، مردی است که دلش شور بچههایش را میزند و میکوشد مشکل آنها را به دوش بکشد؛ شاید پسرش را تنبیه هم بکند، اما همه کارهایش از سر دلسوزی و عشق است و بچهها مهمترین دستاورد زندگیاش هستند.
گروه بازیگران سریال هم همه افرادی هستند که تاکنون تجربه همکاری مشترک را با هم نداشتهاند؛ درست است؟
با خانم بایگان چرا؛ پیش از این در فیلم سینمایی مرد عوضی، همبازی بودیم؛ اما چندان صحنه مشترکی نداشتیم و فقط ایشان را میشناختم. در این سریال، بازی مستقیم با ایشان دارم و هر بار شخصیت خوب و پشتکارشان را ستایش میکنم. از تجربه همکاری با بقیه بازیگران هم رضایت دارم.
فکر میکنید رابطه میان شخصیت شما (حسین آقا) با خانم بایگان (نیره خانم) در طول داستان به درستی شکل گرفته است؟ به نظر نمیرسد، این دو نفر دیالوگهایی کمی سبکسرانه برای سن خود دارند؟
نه. به عقیده من این دو نفر افرادی هستند که جوانی خودشان را از دست دادهاند، اما هنوز میتوانند به زندگی کردن ادامه بدهند و این، اتفاقاً نکتهای مثبت برای مخاطبینی است که ممکن است همسرشان را از دست داده باشند. به نظرم هیچکس نباید تنها بماند، چرا که تنهایی، آدم را از پا در میآورد. خود من هرگاه همسرم برای یک هفته به مسافرت میرود یا من از خانه دور میشوم، احساس تنهایی و دلگیری میکنم و خیلی از آثاری را که در شهرستان فیلمبرداری میشود، به همین دلیل قبول نمیکنم؛ مگر اینکه خانمم همراهم باشد. اتفاقاً احساس میکنم آدمها در این سن، خیلی بیشتر به هم احتیاج دارند و اعتقادم بر این است که همه تا زمانی که میتوانند باید از تنهایی فرار کنند.