سخنان بزرگان در مورد مرگ
آیا بهتر نیست که انسان گرفتار یک قاتل و جانی شود تا اینکه در رویاهای یک زن شهوت پرست فرو رود. نیچه
روح آدمی نامیراست، اما ارواح صالحان نامیرا و الهی هستند. سقراط
من میدانم که انگلیسیها مرا خواهند کشت چرا که فکر میکنند بعد از مرگ من قلمرو فرانسه را به دست خواهند آورد ولی اگر صدهزار نفر به تعداد سربازانشان اضافه شود باز هم به فرانسه دست پیدا نخواهند کرد. ژان دارک
مجسمه اندامی مرده است که با قلم کنده کاری شده تا مرگ را در ماده ای ابدی نگهداری کند. فرناندو پسوا
زندگی به خودی خود یعنی مرگ، چون در زندگی خود روزی نمی یابیم که با گذارآن یک روز از زندگی مان کاسته نشود. فرناندو پسوا
من در تولد خود نقشی نداشتم و در مرگ خود نیز نقشی ندارم؛ نقش من همه در زندگی من است. گوته
مرده می تواند بدریخت باشد، اما نیرومندتر است، چرا که مرگ، او را آزاد کرده است. فرناندو پسوا
بشر امروز در پرستش بتان می زید؛ بتان عرصه ی اخلاق، بتان گستره ی سیاست، بتان عرصه ی فلسفه. خدایانی کاملاً باطل که خود آنها را بر ساخته آنگاه پرستیده اند. از این روی از راه راست بیراه گشته و همواره بر این باور پا می فشرده و از آن چنان جانبداری کرده تا اینکه به فرجامش رسیده اند؛ جایگاهی که از همان ابتدا به نیستی و فنا چشم داشت. نیچه
من خویشاوند هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمیکند. نه ابرو درهم میکشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق نان و سایهبان دیگران است. نه ایرانی را به غیرایرانی ترجیح میدهم نه ایرانی را به ایرانی. من یک لر ِ بلوچ ِ کردِ فارسم، یک فارسزبان ترک، یک افریقایی اروپایی استرالیایی امریکایی ِ آسیاییام، یک سیاهپوستِ زردپوستِ سرخپوستِ سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم بلکه بدون حضور دیگران وحشت مرگ را زیر پوستم احساس میکنم. من انسانی هستم میان انسانهای دیگر بر سیارهٔ مقدس زمین، که بدون حضور دیگران معنایی ندارم. ترجیح میدهم شعر شیپور باشد، نه لالایی. احمد شاملو
مرگ،رهایی است؛ چرا که مردن یعنی به هیچ کس دیگر نیاز نداشتن. فرناندو پسوا
مرگ، شباهتی به خواب ندارد، چرا که انسان در خواب زنده است و می خوابد. فرناندو پسوا
مردن در اقیانوس از شدت تشنگی هراس انگیز است. آیا ناگزیرید بر حقیقت چنان نمک بپاشید که دیگر تشنگی را رفع نکند؟ نیچه
کسی که از مرگ می ترسد از زندگی هم می ترسد؛ زیرا مرگ و زندگی از یکدیگر جدایی ناپذیرند و هر دو، جلوه ی یک حقیقت به شمار می روند. گوته
زندگی راستین است، زندگی بازی نیست؛ و گور، هدف نهایی آن نیست؛ درباره ی تن گفته اند، نه روان که: "تو خاکی و به خاک برمی گردی." هنری وادزورث لانگفلو
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید! یکنفر در آب دارد میسپارد جان. نیما یوشیج