سخنان بزرگان در مورد مرگ
· «گر غم مرگ را به سنگ سیاه// بنویسند از او برآید آه»
o مکتبی شیرازی
· «گر بیبرگی به مرگ مالد گوشم// آزادی را به بندگی نفروشم»
o از مقدمه محمدبن علی الرقا بر حدیقه سنایی
تنها سعادتمند، کسی است که چشم به جهان نگشوده به خواب مرگ فرو رود. ارنست همینگوی
· «کسی کو نکونام میرد همی// ز مرگش تاسف خورد عالمی»
o اسدی طوسی
آن که به کمال رسیدهاست، فاتحانه به مرگ خویش میمیرد و چنین مرگی، بهین مرگ است. نیچه
مرگ در زیستشناسی پایان زندگی موجودات زندهاست. در معانی دیگر، به قطع و نابودی کامل یک روند یا یک پدیده اشاره میکند
ارزش حقيقي آن است كه پس از مرگ نيز همچنان پابرجا بماند.((الكسيس كارل))
تنها شجاعت است كه انسان را از ناداني زندگي و خواري مرگ مي رهاند.((ارنست همينگوي))
عشق، بيشتر گونه اي عذاب است، اما بي بهره بودن از آن مرگ است.((ويليام شكسپير))
هيچ هنري دشوارتر از هنر زيستن نيست. براي هنرها و دانش هاي ديگر همه جا استادان بيشمار مي توان يافت. حتي جوانان بر اين باورند كه اين دانش ها را چنان فرا گرفته اند كه مي توانند به ديگران نيز بياموزند. هنر زيستن را بايد انسان در طول مدت عمر بياموزد و شگفت تر آنكه انسان بايد هنر مردان را نيز در طول عمر بياموزد.((سنك))
لبخند، حتي زماني كه بر لبان يك مرده مي نشيند، باز هم زيباست.((كريستين بوبن))
عاشق بودن، برپا ساختن ستونهاي استوار بر مبناي احساسات است؛ اما جايي نيز براي تغيير بگذار، چون داشتن احساس يكسان در تمام عمر، جايي براي رشد، تجربه و آموختن نمي گذارد.((ترزا ريچيز))
اگر انسانها در طول عمر خويش، ميزان كاركرد مغزشان يك ميليونيوم معده شان بود، اكنون كره ي زمين تعريف ديگري داشت.((آلبرت انيشتين))
هنر از نياز زاده مي شود و از ثروت مي ميرد.((؟))
مردن به عزت، به، كه زندگي به مذلت.((مثل))