فركانس جديد
زندگی تک تک این ساعتهاس
زندگی چرخش این عقربه هاس
زندگی راز دل مادر است
زندگی پینه دست پدر است
زندگی مثل زمان درگذراست
زندگی آب روانیست،روان میگذرد
آنچه تقدیرمن و توست همان میگذرد
بیا هر روز که بیدار می شویم، پنجره دل را بگشاییم و فریاد بزنیم: ای عشق سلام، روزت بخیر. بیا اجازه ندهیم عادت بیاید توی روزگارمان جا خوش کند و به ما بخندد. زندگی را تکرار نکنیم، زندگی را زندگی کنیم، بی بهانه هر صبح آغاز شویم. دوباره عاشق شویم، دوباره ببینیم، دوره ببوییم، دوباره لمس کنیم، زندگی را، بودنمان را، احساسمان را و خود خودمان را.
همین که عاشق چیزی یا کسی شدی، قلبت را باید برای شکستن آماده کنی.
اگر میخواهی مراقب قلبت باشی، آن را به هیچکس نبخش. حتی یک حیوان.
آن را در بستهی زیبایی از شادیهای کوچک و شیک، بسته بندی کن و به کناری بگذار.
آن را در گاوصندوق خودخواهی حفظ کن. جایی که مطمئناً هرگز نخواهد شکست.
اما به خاطر داشته باشد که آنجا در تاریکی امنیت، بدون حرکت و بدون هوا، تغییر جنس خواهد داد.
قلبت همزمان شکستناپذیر و نفوذناپذیر خواهد شد.
چون از جنس سنگ شده است.
عشق، یعنی آسیب پذیر بودن.
و انتخاب با توست…
💕💕💕
مادر بزرگم ميگويد:
قلب آدم
نبايد خالي بماند،
اگر خالي بماند
مثل :
گلدان خالي زشت است
و آدم را اذيت ميكند....
تاریخ تولدت مهم نیس تاریخ تحولت مهمه اهل کجا بودن مهم نیس بجابودن مهمه منطقه زندگیت مهم نیس منطق زندگیت مهمه وگذشته زندگیت مهم نیس
امروزت مهمه که چه گذشته ای واسه فردات میسازي
💕💕💕
اگر کسی گرهای دارد
و تو راهش را میدانی
سکوت نکن!
اگر دستت به جایی میرسد
کاری کن
معجزهی زندگی دیگران باش،
بیشک فرد دیگری
معجزه زندگی تو خواهد بود!
ترس !
همه ي بدبختي از همين ترس
شروع مي شود
ترس از شكست
ترس از تمسخر
ترس از گذشتن
ترس از آبرو
و هزاران هزار ترسِ ديگر
كه ما را وا مي دارد
از هرچه كه نامش زندگيست
از تجربه
از خنده هايي كه شايد گريه شود
از گريه هايي كه بي شك خنده مي شود
از رها كردن و ادامه دادن
از شانه بالا انداختن و
سرمست زيرِ لب زم زمه كردنِ
هرچه باد آ باد
بيا و اين سه حرف را
جايگزين كن
بجاي ترس
بگو خدا
مي بيني ؟
اين سه حرف كجا؛ آن كجا !
حرفِ مردم مهمانِ سفره هايِ
آن آدمكهاي بي كارِ اين روزگار است
تمسخر؛ كارِ آدمهاي بددل
امروز اگر حواست به زندگي نباشد
فردا زندگي تمامِ حواست را
جمعِ حسرت هايت مي كند
حواست باشد
کلمه میتواند ؛
تو را مشتاق کند مثل: "دوستت دارم"
تو را ویران کند مثل: "از تو بیزارم"
تو را تلخ کند مثل: "خسته ام"
تو را سبز کند مثل: "خوشحالم"
تو را زیبا کند مثل: "سپاسگزارم"
تو را سست کند مثل: "نمیتوانم"
تو را پیش ببرد مثل: "ایمان دارم"
تو را خاموش کند مثل: "شانس ندارم"
کلمه میتواند تو را آغاز کند مثل:
از همین لحظه شروع میکنم ،
از همین نقطه تغییر میکنم ،
از همین دم یک طرح نو میزنم ،
می توانم ... می خواهم ... می شود .
تنهایی را بغل کن
فشار بده
کنارش بخواب
خیالت راحت
تنهایی پا ندارد که برود...
خیالت راحت تنهایی را که داشته باشی
با رفت و آمد هایشان تنها نمیشوی...
نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن.
هرکی هرچی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن.
آدم ها عقیده ات را که می پرسند نظرت را نمی خواهند؛ می خواهند با عقیده ی خودشان موافقت کنی.
بحث کردن با آدمها بی فایده است.
ما به ندرت درباره آنچه که داریم فکر می کنیم، در حالی که پیوسته در اندیشه چیزهایی هستیم که نداریم.