پرسمان قرآنی
اسامی کدام فرشتگاني در قرآن آمده است؟
پاسخ:
۱٫ جبرئيل؛ ۲٫ ميكاييل(بقره، ۹۸٫) ۳٫ هاروت؛ ۴٫ ماروت؛(بقره، ۱۰۲٫) ۵٫ مالك (خازن جهنم)؛(زخرف، ۷۷٫) ۶٫ ملكالموت؛(سجده، ۱۱٫) (در سنت و عرف، ملكالموت يعني
فرشته مأمور قبض روح انسانها كه عزرائيل نام دارد؛ ولي نام عزرائيل در قرآن نيامده است.)(ر.ك: الاتقان في علوم القرآن، سيوطي، ج ۲، نوع ۶۹، ص ۳۰۵، دارالكتب
العلميه.)
البته به جز موارد ياد شده كه به مَلك بودن آنها در قرآن و روايات تصريح شده است ممكن است در روايات برخي از الفاظ و تعبيرات قرآن بر ملائكه تطبيق شده باشد.
منبع: سایت مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت(ع)
كوچكترين و بزرگترين جانداري كه در قرآن كريم از آن نام برده شده، چيست؟
پاسخ:
قرآن كريم، كتاب هدايت بشر به ساحل نجات و سعادت واقعي است، نه كتاب علوم طبيعي و گياهشناسي و حيوانشناسي و مانند آن. از اين رو، اگر در قرآن نامي از برخي جانداران برده شده، در جهت هدايت انسان است.
كوچكترين جانداري كه قرآن ذكر كرده، پشه (بعوضه) و مگس (ذباب) است. سوره بقره، آيه ۲۶: “إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِيَّ أَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَهً فَمَا فَوْقَهَا…؛ خداوند از اين كه به پشه و حتي بالاتر از آن، مثال بزند شرم نميكند…”.
سوره حج، آيه ۷۳: “إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُواْ ذُبَابًا وَ لَوِ اجْتَمَعُواْ لَهُو وَ إِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْ ?‹ًا لآ يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْـلُوب؛ آنها كه مورد پرستش شما هستند هرگز نميتوانند مگسي بيافرينند اگر چه دست به دست هم بدهند، حتي اگر مگس چيزي از آنها بربايد آنان قدرت پس گرفتن آن را ندارند؛ هم طلب كننده ضعيف است و هم طلبشونده.”
بزرگترين جانداري كه قرآن ذكر كرده، نهنگ “النون” است. سوره انبيا، آيه ۸۷ خداوند در مورد حضرت يونس ميفرمايد: نهنگ او را بلعيد: “وذالنون إذ ذهب مغاضباً…” و آيه ۱۴۳ سوره صافات و آيه ۴۸ سوره قلم.
منبع: سایت مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت(ع)
آيا نام پرندهها، از قرآن گرفته شده است؟
پاسخ:
شايان توجه است: خداوند در انسانها، قابليت تلفظ و وضع الفاظ را قرار داده است. “عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ؛(رحمان،۴) به او (انسان) بيان آموخت.” انسانها، با استفاده از اين نعمت، اقدام به وضع الفاظ براي اشيأ به خاطر تفهيم و تفاهم كردند و به مرور الفاظ زيادي كه من و شما با آنها صحبت ميكنيم گسترش يافت؛ بنابراين تعيين اسم براي اشيأ و موجودات از ناحيه خود انسان، با توجه به استعداد خدادادي صورت گرفته است و خداوند و پيامبران، نقش مستقيمي به جز در برخي الفاظ در اين زمينه نداشتهاند.
۲٫ شرايع الهي كه براي انسانها آمده و با آنان سخن گفتهاند، از همان الفاظي كه در ميان مردم متعارف بوده براي صحبت با آنان استفاده كردهاند؛ “وَ مَآ أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلآ بِلِسَانِ قَوْمِه؛(ابراهيم،۴) ما هيچ پيامبري را، جز به زبان قومش، نفرستاديم.”
حاصل آن كه، الفاظي كه در قرآن به كار رفته، همان الفاظي است كه در ميان مردم شبه جزيره عربستان، مرسوم بوده است. و نامهاي پرندگان و موجودات ديگر نيز، پيش از نزول قرآن، در ميان عرب رايج بوده، سپس در قرآن به كار رفته است.
منبع: سایت مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت(ع)
نام شخصي در قرآن كه ۲۵ بار تكرار شده است، چيست؟
پاسخ:
نام حضرت آدم (ع) ۲۵ بار در قرآن كريم تكرار شده است. بیست بار به صورت “آدم” و پنج بار به صورت “لآدم“.
منبع :سايت پرسمان قرآنى
با توجه به آيه ۸۵ سوره انبيأ داستان “ذوالكفل” چگونه بوده، بر چه قومي حكم ميراند؟ سرانجامش چه شد؟ آيا روايتي در اين باره وجود دارد؟
پاسخ:
درباره “ذاالكفل” اقوال متفاوتي وجود دارد كه اين جا مجال بيان آنها نيست؛ ولي مشهور آن است كه “ذاالكفل” يكي از پيامبران الهي است؛ چنان كه قرآن كريم نام او را در درديف نام پيامبراني همچون
“اسماعيل” و “ادريس” (انبيأ، ۸۵) ذكر كرده، و او را همچون پيامبران ديگر از “نيكان” (ص، ۴۸) و “صابران” (انبيأ، ۸۵) شمرده است.( الميزان، علامه طباطبايي، ج ۱۷، ص ۲۱۶، منشورات جماعه المدرسين .
تفسير نمونه، آيت اللّه مكارم شيزازي، ج ۱۹، ص ۳۱۱ ـ ۳۱۳، دارالكتب الاسلاميه . جهت آگاهي بيشتر به اعلام القرآن، خزائلي، ص ۳۳۲ ـ ۳۳۵، انتشارات امير كبير و كتابهاي قصص قرآن مانند: قصههاي
قرآن، محمد محمدي اشتهاردي، انتشارات نبوي؛ مراجعه فرماييد.)
ولي در قرآن، در مورد دعوت و رسالت و قومي كه وي به سويشان فرستاده شده، نه به طور خلاصه و نه مشروح، مطلبي، را بيان نفرموده است؛ مورخان براين عقيدهاند كه وي پسر ايوب است و نامش در
اصل “شبر” بوده و خداوند پس از ايوب او را مبعوث فرموده در روايتي از امام جواد به اين نكته اشاره شده است.(ر.ك: مجمع البيان، طبرسي؛ ج ۷، ص ۱۰۷، مؤسسه الأعلمي للمطبوعــات . الميــزان،
علامه طباطبايي، همان.) در هر دو صورت وي از پيامبران بني اسرائيل ميباشد. داستانهاي متفاوتي براي اين پيامبر ذكر كردهاند. از جمله در يكي از داستان ها آمده است، پيامبـري كه در سرزمين روم
پادشاهي ميكرد، قوم خويش را براي جنگ فراخوند. قوم او به بهانه اين كه سرزمين دشمن آلوده به وبا است. از جنگ خود داري كردند. و از شهر بيرون رفتند و به شهر ويرانهاي رسيدند. آنان پنداشتند كه
آن شهر براي ايشان مأمن خواهد شد و در آن شهر ساكن گرديدند؛ ولي همه به طاعون دچار آمدند و هلاك شدند. ذاالكفل (حزقيل) يا پيامبر ديگري از پيامبران بني اسرائيـل بديشـان گذشت و از خــداوند
خواست كه آنان را از نو زندگاني بخشد.(ر.ك: اعلام قرآن، دكتر خزايلي، ص ۳۳۲، امير كبير.) مورخان، در مورد سرانجام اين پيامبر عظيم الشأن چيزي ننوشتهاند در برخي كتاب ها آمده است: كه ايشان در
شام حكومت ميكردند و مقبره او در (كفل حارس) اطراف نابلس قرار دارد.(قصص قرآن، يا تاريخ انبيأ، سيدهاشم رسولي محلاتي، ص ۶۱۳، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.) البته لغت نامه دهخـدا پس از ذکـر
اقوال آمده است: “امروز ذوالكفل نام محلي است ميان حلّه و بغداد نزديك “برص” و بدانجا قبهاي است كه گويند قبر ذوالكفل است”(ر.ك: لغت نامه دهخدا، مدخل “ذوالكفل”.)
منبع: سایت مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت(ع)
پیغمبر بی معجزه
در سوره یونس آیه ۲۰ گفته شده : ( مشرکین می گویند: چرا معجزه ای از پروردگارش بر او نازل نمی شود؟ بگو غیب و معجزات برای خدا و به فرمان اوست. شما در انتظار باشید.
من هم با شما در انتظارم. ای پیغمبر به آنها بگو که غیب و معجزه از ناحیه خداوند است. همچنان که مشاهده می کنید این آیه صراحتا آوردن هر گونه معجزه به دست پیغمبر را رد می کند. بنابر این ادعای مسلمانان مبنی بر وجود معجزاتی از سوی پیغمبرشان کاملا بی اساس است.
پاسخ
قبل از بیان جواب به مقدمه ای اشاره می کنیم.
به طور کلی کسانی که از پیغمبران الهی درخواست معجزه داشتند بر دو دسته بودند.
دسته اول: کسانی که برای اطمینان از فرد مدعی نبوت، طلب معجزه می کردند و می خواستند ببینند که آیا واقعا فرد مدعی پیامبر خداست یا خیر. این عده افراد به دنبال حقیقت بودند و معمولا با مشاهده معجزه به آن پیغمبر ایمان می آوردند.
دسته دوم :
کسانی که از روی هوا و هوس درخواست معجزه می کردند و دوست داشتند هر وقت هر معجزه ای از پیغمبران خواستند. بلا فاصله پیغمبران نیز همان معجزه را برای آنها بیاورند! این عده افراد هیچ گاه به دنبال حقیقت نبودند بلکه می خواستند با درخوست معجزه و به چالش کشیدن پیغمبران از پیشرفت عقائد توحیدی جلوگیری کنند ! به این نوع معجزه ( معجزه دل به خواه وهوس الود است) معجزاتاقتراحی می گویند.
نکته مهم :
پیغمبران الهی معجزه اقتراحی نداشتند یعنی این طور نبوده که معجزه پیغمبران به دل خواه عده ای از مردم باشد و هر وقت آنها گفتند ، پیغمبران معجزه ای بیاورند.
توضیحات بیشتر رو در کتاب پاسخ به شبهات اینترنتی جلد یک بررسی کنید.
منبع: کتاب پاسخ به شبهات اینترنتی جلد ۱