پرستویی مقابل دوربین کیمیایی
«با پرویز پرستویی دیر شده بود دوباره فیلم میسازم. از آخرین فیلمم چهار سال می گذرد. «قاتل اهلی» یک سال پیش تولید فقط فیلم نوشت را گذراند. منصور لشکری قوچانی در یک موقعیت سختی قرار داشت، این بنده را کامل میخواست. با تمام سیاه و سفیدها. . . تا آخر. به دنبال «یکجایی» من بود. من نگاهم به این «فیلم نوشت» تمام شده بود. لشکری هنوز به دنبال «من» میگشت. . . تا شد. اما تا شدم تا شد.
دکتر جلال سروش اصل و دانسته «قاتل اهلی» است. فیلم را میبینید. یک آدم تازه که پنهان مانده بود؛ سخت بود. آقای پرویز پرستویی شد. تا امروز. . . با پرویز پرستویی دیر شده بود. آن تنهایِ قلدرِ ضرب دیدهِ تنها مانده و مانده تا موسفید کرده و از پا نیفتاده من پیدا شد. پیدا بود، دیر شده بود. قرار بر این است سازهای خود را کوک کنیم تا ارکستر «قاتل اهلی» آهنگ و قطعه سینمای ملی ما را بنوازد. بازیگران دیگر «قاتل اهلی» همه از قلب انتخابی صحیح میآیند. در هفتاد و پنج سالگی، فیلم «قاتل اهلی» که نگاهِ آمده از تجربه های سخت کشیده امروز من است ساخته میشود. »