شنیدنی های زیبا
شمع اگر سوخت و به پروانه وفادار نبود/من برآنم که بسوزم به کنارت ای دوست.
نمیدانم هم اکنون در کجا مشغول لبخندی!فقط یک آرزو دارم: که در دنیای شیرینت،میان قلب تو با غم نباشدهیچ پیوندی
الهی روزگارت آفتابی، الهی رنگ قلبت رنگ شادی، الهی در همه دوران عمرت، به هرچه دوست داری، دست یابی. فدای تو
باوفا! مهر تو اندر جان ماست / زندگی بی دوستی زندان ماست
کم بزن آتش دل بی تاب را / یاد خوبت روز و شب مهمان ماست
گر محبت ثمرش سوختن وساختن است / یابه میدان محبت سرخود باختن است
من به میدان رفاقت گذرم ازسرخویش / تا بدانندکه این حاصل دوست داشتن است
تو به پاکی عقیقی/مثل دریاها عمیقی
فهمیدی چرا میخوامت؟/اخه بهترین رفیقی
در حنجرهام شور صدا نیست رفیق / یک لحظه دلم ز غم جدا نیست رفیق
بگذار که قصه را به پایان ببرم / آخر غم من یکی دو تا نیست رفیق
من و یاد تو و یک سینه تنگ / شبی تار و سهتاری خسته آهنگ
کمی با چشمهایم مهربان باش / مزن ای دوست بر آیینهات سنگ
هرقدر رفاقت بکنم می ارزی / اظهار صداقت بکنم می ارزی
آنقدر عزیزی تو برایم ای دوست / صدبار که یادت بکنم می ارزی
گاه می توان براى یک دوست چند سطر سکوت به یادگار گذاشت
تا او در خلوت خود هر طور که خواست آنرا معنا کند
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن ؟؟؟ / در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن / از دوستان جانی مشکل توان بریدن
یه تکیه گاهی واسه این دل من / یه وقت نری جدا نشی تو از من
رفیق نیمه راه دل نباشی / چه سوتوکوره اگه تو نباشی
زندگانی باهمین شوروهمین شبهاخوش است
باهمین بیش وهمین کمها خوش است
زندگی کردیم وشاکی نیستیم/بر زمین خوردیم وخاکی نیستیم
دور هستیم ازرفیقان ولی غافل از یاد رفیقان نیستیم
من یاد خوش دوست به دنیا ندهم / لبخند خوشش به حور رعنا ندهم
گر یاد کند مرا هر از گاهی چند / گرد رخ وی به چشم بینا ندهم
سفر از فاصله ی دور حکایت دارد / خسته با رفتن احساس رفاقت دارد
چه صمیمانه به درگاه خدا گویم / که دلم از دوری دوست شکایت دارد
ای دوست به خدا دوری تو دشوار است / بی تو از گردش ایام دلم بیزار است
بی تو ای مونس جان ، دل ز غمت می سوزد / دل افسرده ی من طالب یک دیدار است
به یادم باش که دریادم بمانی / که ما با هم رفیق بودیم زمانی
گذشته ها اگر رفت و گذشتند / ولی در قلب من باز هم همانی