راسخون

گلستان سعدی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

چو بینی که در سپاه دشمن تفرقه افتاده است تو جمع باش و گر جمع شوند از پریشانی اندیشه کن

وگر بینی که با هم یک زبان اند

کمان را زه کن و بر باره بر سنگ

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

در خاک بیلقان برسیدم به عابدی، گفتم مرا به تربیت از جهل پاک کن.

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

خبری که دانی که دلی بیازارد تو خاموش تا دیگری بیارد

بلبلا مژده بهار بیار

خبر بد به بوم باز گذار

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

سر مار بدست دشمن بکوب که از احدی الحسنیین خالی نباشد اگر این غالب آمد مار کشتی و گر آن از دشمن رستی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

بسیج سخن گفتن آنگاه کن

که دانی که در کار گیرد سخن

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

فریب دشمن مخور و غرور مداح مخر که این دام زرق نهاده است و آن دامن طمع گشاده احمق را ستایش خوش آید چون لاشه که در کعبشدمی فربه نماید.

الا تا نشنوی مدح سخن گوی

که اندک مایه نفعی از تو دارد

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال

یکى یهود و مسلمان نزاع مى کردند

چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم

به طیره گفت مسلمان گرین قباله من

درست نیست خدایا یهود می‌رانم

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد

بخود گمان نبرد هیچکس که نادانم

یهود گفت به تورات مى خورم سوگند

وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانم

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

متکلم را تا کسی عیب نگیرد سخنش صلاح نپذیرد

مشو غره بر حسن گفتار خویش

به تحسین نادان و پندار خویش

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

ده آدمی بر سفره ای بخورند و دو سگ بر مرداری با هم بسر نبرند. حریص با جهانی گرسنه است و قانع به نانی سیر. حکما گفته اند توانگری به قناعت به از توانگری به بضاعت.

روده تنگ به یک نان تهی پرگردد

نعمت روی زمین پر نکند دیده تنگ

که شهوت آتشست از وی بپرهیز

بخود بر آتش دوزخ مکن تیز

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

هر که در حال توانایی نکویی نکند در وقت ناتوانی سختی بیند

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

هر چه زود بر آید دیر نپاید

خاک مشرق شنیده ام که کنند

به چهل سال کاسه ای چینی

صد بروزی کنند در مردشت

لاجرم قیمتش همی‌بینی

آنکه ناگاه کسی گشت به چیزی نرسید

وین به تمکین و فضیلت بگذشت از همه چیز

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

کارها به صبر بر آید و مستعجل به سر در آید

به چشم خویش دیدم در بیابان

که آهسته سبق برد از شتابان

سمند باد پای از تک فرو ماند

شتربان همچنان آسته می‌راند

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

چون نداری کمال فضل آن به

که زبان در دهان نگه داری

کند

جوز بی مغز را سبکساری

حکیمی گفتش ای نادان چه کوشی

درین سودا به ترس از لوم لایم

هر که تأمل نکند در جواب

بیشتر آید سخنش ناصواب

چون در آید مه از تویی به سخن

گر چه به دانی اعتراض مکن

گر نشیند فرشته‌ای با دیو

وحشت آموزد و خیانت و ریو

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

مردمان را عیب نهانی پیدا مکن که مر ایشان را رسوا کنی و خود را بی اعتماد هر که علم خواند و عمل نکند بدان ماند که گاو راند و تخم نیفشاند.

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

بس قامت خوش که زیر چادر باشد

چون باز کنی مادر مادر باشد