دين بى خير

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

سال نهم هجرت، رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله در مدينه بود. مردم گروه گروه به مدينه مىآمدند و در محضر آن حضرت مسلمان مىشدند. از جمله گروهى از طايفه «ثقيف»، ساكن طائف آمدند. پس از گفتگو، پيامبر صلّى اللّه عليه وآله به آنها فرمود: «يكى از دستورهاى اسلام نماز است و بايد نماز بخوانيد.»

آنها گفتند: «ما خم نمى شويم، زيرا اين كار براى ما يك نوع ننگ و عار است.»

پيامبر صلّى اللّه عليه وآله فرمود:

«لا خير فى دين ليس فيه ركوع و لا سجود».

دينى را كه در آن ركوع و سجود نباشد، خيرى ندارد.

به گفته بعضى از مفسّران آيه 48 سوره مرسلات در ردّ پيشنهاد آنها با اين تعبير نازل شد:

«و اذا قيل لهم اركعوا لايركعون».

و چون به آنها گويند ركوع كنيد، ركوع نكنند.(1)

(1). داستان دوستان، ج 1، ص 270.

منبع:چهل داستان در باره نماز و نماز گزاران (یدالله بهتاش)