نبوت در نهج البلاغه
1. هدايت كننده انسان ها
اصطفى سبحانه من وُلده (أى آدم) أنبياء أخذ على الوحى ميثاقهم، و على تبليغ الرسالة أمانتهم، لما بدل أكثر خلقه عهدالله اليهم فجهلوا حقه و اتخذوا الانداد معه و اجتالتهم الشياطين عن معرفته و اقتطعتهم عن عبادته، فبعث فيهم رسله، و واتر اليهم أنبياه ليستأدوهم ميثاق فطرته و یذکّروهم منسیّ نعمته.
خدا پيمان وحى را از پيامبران گرفت تا امانت رسالت را به مردم برسانند، آنگاه كه در عصر جاهليتها بيشتر مردم، پيمان خدا را ناديده انگاشتند و حق پروردگار را نشناختند و برابر او به خدايان دروغين روى آوردند، و شيطان مردم را از معرفت خدا باز داشت و از پرستش او جدا كرد، خداوند پيامبران خود را مبعوث فرمود، و هر چندگاه، متناسب با خواسته هاى انسانها، رسولان خود را پى در پى اعزام كرد تا وفادارى به پيمان فطرت را از آنان باز جويند و نعمتهاى فراموش شده او را به يادشان بیاورند.1
2. برترين آفريده
اختار آدم عليه السلام خيرة من خلقه و جعله اول جبلته.
خداى بزرگ آدم را از ميان آفريدگانش برگزيد و او را نخستين و برترين آفريدگانش قرار داد.2
3. وصف عيسى (عليه السلام)
لم تكن له زوجة تفتنه، و لا ولد يحزنه، و لا مال يلفته.
در وصف عيسى عليه السلام مى فرمايد: نه همسرى داشت كه او را به فتنه در افكند، نه فرزندى كه غمگينش سازد و نه مالى كه او را به خود مشغول گرداند.3
4. زهد موسى (عليه السلام)
ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض.
اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.4
5. پيامبر زداينده شبهات
اشهد ان محمدا عبده و رسوله، ارسله بالدين المشهور، و العلم المأثور، و الكتاب المسطور، و النور الساطع، و الضياء اللامع، و الامر الصادع، ازاحة للشبهات، و احتجاجا بالبينات، و تحديرا بالايات.
گواهى مى دهم كه محمد بنده و فرستاده خداست، او را با دين بلند آوازه و نشانه برگزيده و كتاب نوشته و نور درخشان و پرتو تابان و فرمان آشكار و آشكار كننده حق از باطل فرستاد، تا شبهات را بزدايد و با دليل و برهان حجت آورى كند و با آيات هشدارشان دهد.5
6. پزشك امت
رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوّار بطبّه، قد احكم مراهمه، و أحمى مَواسمه، يضع ذلك حيث الحاجة اليه مِن قُلوبٍ عُميٍ وَ آذَانٍ صُمّ وَ أَلسِنَةٍ بُكم.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله طبيبى است كه همراه با طبّش در ميان مردم می گردد، مرهمهايش را محكم و آماده ساخته، و ابزارهايش را براى سوزاندن زخمها داغ نموده، تا هر جا لازم باشد، در زمينه دلهاى كور، و گوشهاى كر، و زبانهاى لال به كار گيرد.6
7. نشانه رستاخيز
ان الله جعل محمدا صلى الله عليه و آله عَلَما للساعة، و مبشّرا بالجنة، و مُنذرا بالعقوبه.
همانا خداوند محمد صلى الله عليه و آله را نشانه رستاخيز قرار داد و نويد دهنده بهشت و بيم دهنده از كيفر.7
8. وصف على عليه السلام از زمان مبعوث شدن پيامبر اعظم
ارسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الامم، و اعتزام من الفتن... و الدنيا كاسفة النور... عابسة فى وجه طالبها ثمرها الفتنه، و طعامها الجيفة.
خداوند پيامبر را زمانى فرستاد كه مدت ها بود پيامبرى نيامده بود و مردم در خوابى دراز به سر مى بردند و فتنه ها نيرومند شده بود... و دنيا بى فروغ شد بود... و به روى طالب خود رو ترش كرده بود. ميوه اش فتنه و گمراهى بود و خوراكش مردار.8
9. نزول وحى بر جان پيامبر (صلى الله عليه و آله)
ثم أنزل عليه الكتاب نورا لا تطفأ مصابيحه.. و تبيانا لا تهدم أركانه. و شفاء لا تخشى أسقامه، و عزّا لا تهزم أنصاره، و حقا لا تخذل أعوانه... جعله الله ريّا لعطش العلماء و ربيعا لقلوب الفقهاء... و معقلا منيعا ذروتُه، و عزّا لمن تولّاه.
آن گاه قرآن را بر پيامبر فرو فرستاد كه نورى است كه چراغ هايش خاموش نمى شود... و بناى روشنگرى است كه پايه هايش ويران نمى گردد و شفا و دارويى است كه ترس از بيمارى هاى آن نمى رود و عزتى است كه هوادارنش شكست نمى خورند و حقى است كه يارانش بى ياور گذاشته نمى شود... خداوند آن را سيراب كننده عطش دانشوران قرار داده است و بهر دل هاى فهميدگان... و پناهگاهى كه ستيغ آن دست تسخير ناپذير است و براى كسى كه آن را سرپرست خود گيرد مايه عزت مى باشد.9
10. اجراى پيمان الهى
بعث فيهم رسله، و واتر اليهم أنبيائه، ليستأدوهم ميثاق فطرته، و يذكّروهم منسىّ نعمته، و يحتجوا عليهم بالتبليغ، و يُثيروا لهم دفائن العقول و يروهم آيات المقدرة من سقف فوقهم مرفوع، و مهاد تحتهم موضوع، و معايش تحييهم، و آجال تفنيهم.
فرستادگان خود را در ميان مردم برانگيخت و پيامبرانش را پياپى به سوى ايشان فرستاد تا از آنان بخواهند پيمان الهى را كه در فطرتشان است به جاى آوردند... و نشانه هاى قدرت خدا را به ايشان نشان دهند. از آسمانى كه بر فراز سرشان برافراشته شده است تا زمينى كه زير پاهايشان نهاده شده و نعمت هايى كه زنده نگاهشان مى دارد و مرگ هايى كه نابودشان مى كند.10
11. فضيلت پيامبر صلى الله عليه و آله
سيرتُه القصد، و سنتُه الرشد، و كلامُه الفصل، و حكمهُ العدل.
راه و رسم پيامبر معتدل، سنت و روش او صحيح و پايدار، سخنانش جدا كننده حق از باطل و قضاوتش عادلانه بود.11
12. وصف پيامبر صلى الله عليه و آله
واعياً لوحيك، حافظا لعهدك، ماضيا على نفاذ أمرك.
پيامبر وحى تو را فهميد و پيمانت را حفظ كرد و در راه اجراى آن حركت كرد.12
14. سنت و روش پيامبر
قد علمتم أن رسول الله صلى الله عليه و آله رجم الزانى المحصن، ثم صلى عليه، ثم ورثه أهله ؛ و قتل القاتل و ورث ميراثه أهله. و قطع السارق و جلد الزانى غير المحصَن، ثم قسم عليهما من الفىء، و نكحا المسلمات.
شما خوب مى دانيد كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زناكارى را كه همسر داشت سنگسار كرد، سپس بر مرده اش نماز خواند و اموالش را ميان ورثه اش تقسيم نمود و دست دزد را قطع كرد و زناكار بدون همسر را تازيانه زد، سپس از در آمد بيت المال سهم آنان را داد و هر دو خطا كار با زنان مسلمان ازدواج كردند.14
15. آشكار كننده حق
أرسله و أعلام الهدى دارِسة، و مناهج الدين طامسة، فصدع بالحق و نصح للخلق.
خداوند او را در موقعى فرستاد كه نشانه هاى هدايت كهنه گشته و مسيرهاى روشن دين محو شده بود، او براى حق قيام و آن را براى مردم آشكار ساخت.15
13. بهترين راه و روش
اقتدوا بهدى نبيكم فانه افضل الهدى. واستنّوا بسنته فانها اهدى السنن.
به راه و رسم پيامبرتان اقتدا كنيد كه بهترين راه و روش است و رفتارتان را به سنت و روش پيامبر تطبيق دهيد كه هدايت كننده ترين روش هاست.13