جهاد در نهج البلاغه
1. نیت جهاد
لِرجل يَوَدّ حضور أخيه ليشهد نصر الله على أعدائه فى الجمل: أهَوى أخيك معنا! فقال: نعم. قال فقد شهدنا، و لقد شهدنا فى عسكرنا هذا أقوام فى أصلاب الرجال، و أرحام النساء، سيرعف بهم الزمان و يقوى بهم الايمان.
مردى دوست داشت برادرش نيز مى بود تا پيروزى خدا بر دشمنانش را در جمل ببيند. اميرالمؤمنين على عليه السلام به آن شخص فرمود: آيا ميل و اراده برادرت با ما بود؟ عرض كرد: بلى! فرمود: آرى! برادرت با ما حضور داشت در اين لكشر و كارزار ما، گروه هايى حضور داشتند و شركت كردند كه هنوز در نهانگاه صلب مردان و يا رحم زنان قرار دارند و حتى ديده بر اين دنيا نگشوده اند و روزى فرا مى رسد كه زمانه آنان را ناگهان و بى اختيار بيرون مى آورد، ايمان به وسيله آنان تقويت مى گردد.1
2. مرگ در بستر و شهادت!
من مات منكم على فراشه و هو على معرفة حقّ ربّه و حق رسوله و اهل بيته، مات شهيداً و وَقَعَ أجرُه على الله، و استوجب ثواب ما نوى من صالح عمله، و قامت النيةُ مقامَ إصلاته لِسَيفه.
هر كه در بستر خود بميرد، در حالى كه به حق پروردگار خود و حق رسول او و اهل بيت رسولش معرفت داشته باشد، شهيد مرده است و اجرش با خداست و سزاوار پاداش كردار نيكويى است كه (انجام آن را) در نيت داشته است و اين نيت جاى شمشير كشيدن او را مى گيرد.2
3. درى از درهاى بهشت
ان الجهاد بابٌ من أبواب الجنة، فتحَه الله لخاصة أوليائه، و هو لباس التقوى، و دِرعُ الله الحصينة، و جُنّته الوثيقة.
به راستى جهاد درى از درهاى بهشت است، كه خداوند به روى دوستان مخصوص خود گشوده است، و جهاد، لباس تقوا، زره محكم و سپر مطمئن خداست.3
4. جهاد ناتوانان و زنان
الحج جهاد كل ضعيف... و جهاد المرأة حُسنُ التبَعُّل.
حج كردن جهاد هر ناتوان است و جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است.4
5. عزت اسلام
فرضَ الله... الجهاد عزّاً للاسلام.
خداوند جهاد را براى عزت بخشيدن به اسلام واجب فرمود.5
6. جايگاه شهيد راه حق
... و أما قولك أن الحرب قد أكلت العرب الا حشاشات أنفس بقيت، ألا و من أكله الحق فإلى الجنة، و من أكله الباطل فالى النار.
در قسمتى از نامه جوابيه خود به معاويه مى فرمايد: ... اما اين كه گفته اى جنگ عرب را در كام خود فرو برده و جز نيمه جانى از او باقى نگذاشته است. بدان كه هر كسى در راه حق فرو خورده شود، رهسپار بهشت گردد و هر كه در راه باطل از بين رود راهى دوزخ گردد.6
7. هم اجر جهادگر شهيد
ما المجاهد الشهيد فى سبيل الله بأعظم أجرا ممن قدر فعفّ؛ لكاد العفيف أن يكون ملكا من الملائكة.
كسى كه در راه خدا جهاد کند و شهيد شود، اجرش بزرگ تر از كسى نيست كه بتواند گناه كند و عفت ورزد، انسان پاكدامن نزديك است كه فرشته اى از فرشتگان خدا شود.7
8. جامه خوارى
من تركه (الجهاد) رغبة عنه ألبسه الله ثوب الذُلّ و شمّلَه البلاء، وديث بالصغار و القماءة، و ضرب على قلبه بالاسهاب، و أديل الحق منه بتضييع الجهاد.
كسى كه به جهاد بى ميلى كرده و آن را فرو گذارد، خداوند جامه خوارى و رداى بلا و گرفتارى بر او بپوشاند و به خوارى و فرومايگى درافتد و بر دلش پرده هاى گمراهى زده شود و به سبب فرو گذاشتن جهاد، حق از او روى گردان شود و به باطل درافتد.8
9. چهار ركن جهاد
الجهاد منها من دعائم الايمان على أربع شُعب: على الامر بالمعروف و النهى عن المنكر و الصدق فى المواطن، و شنآن الفاسقين. فمن أمر بالمعروف شدّ ظهور المومنين، و من نهى عن المنكر أرغم أنوف الكافرين، و من صدق فى المواطن قضى ما عليه، و من شنَىء الفاسقين و غضب لله، غضب الله له و أرضاه يوم القيامة.
جهاد از پايه هاى ايمان، داراى چهار قسمت است: امر به معروف و نهى از منكر، صدق و راستى در هنگامه نبرد، كينه و دشمنى با فاسقان، آن كه امر به معروف كند، پشت مؤمنان را محكم كرده و آن كه نهى از منكر كند، بينى كافران را به خاك ماليده و كسى كه در ميدان هاى نبرد صادقانه بايستند، وظيفه اش را انجام داده و آن كه فاسقان را دشمن بدارد و به خاطر خدا خشم گيرد، خداوند به خاطر او خشم كند و او را در روز قيامت خشنود خواهد ساخت.9
10. مايه اعتلاى اسلام
... الجهاد فى سبيله، فإنه ذروة الاسلام.
جهاد در راه حق مايه اعتلاى اسلام است.10
11. تأخیر جنگ برای هدایت مردم
و قال عليه السلام فى صفين: فوالله ما دفعت الحرب يوما الا و أنا أطمع أن تلحق بى طائفةُ فتهتدى بى و تعشو الى ضوئى، و ذلك أحبّ من أن أقتلها على ضلالها.
امام على عليه السلام در صفين فرمود: به خدا سوگند، يك روز جنگ را به تأخير نيانداختم، مگر از اين رو كه اميد داشتم گروهى به من ملحق شوند و به سبب من هدايت شوند و در پرتو نور من بيارامند؛ اين را خوش تر دارم تا آنان را در حالى كه گمراهند بكشم.11
12. دعا هنگام رو به رو شدن با دشمن
اللهم ربّ السقف المرفوع... إن أظهرتَنا على عدّونا، فجَنّبنا البغى و سَدّدنا للحق، و إن أظهرتَهم علينا فارزُقنا الشهادة و اعصمنا من الفتنة.
دعاى امام على عليه السلام در آن هنگام كه آهنگ رويارويى با سپاه معاويه در صفين كرد:
خدايا! اى پروردگار آسمان برافراشته!.. اگر ما را بر دشمنمان پيروز گردانيدى، از ستم و تجاوزگرى به دورمان دار و در راه حق استوارمان گردان و اگر آنان را بر ما چيره ساختى، شهادت را روزيمان كن و از فتنه و گمراهى محفوظمان دار!12
13. دعا در هنگام جنگ
اللهُمّ إِلَيكَ أَفضَتِ القلوبُ و مُدَّتِ الأَعناقُ و شَخَصَتِ الأَبصارُ و نُقِلَتِ الأَقدامُ و أُنضِيَتِ الأَبدانُ اللّهُمّ قَد صَرَّحَ مَكنونُ الشَّنَآنِ وَ جَاشَتْ مَراجِلُ الأَضغانِ اللَّهمّ إِنا نَشكُو إِلَيكَ غَيبَةَ نَبِيِّنَا وَ كَثرَةَ عَدُوِّنَا وَ تَشَتُّتَ أَهوَائِنَا- «رَبَّنَا افتَحْ بَيننا وَ بَينَ قَومِنا بِالحَقِّ وَ أَنتَ خَيرُ الفاتِحِين».
هنگام برخورد با دشمن در وقت جنگ مى فرمود: خدايا! قلبها به سوى تو روان شده، و گردنها به درگاه تو كشيده، و ديده ها به آستان تو نگران، و گامها در راه تو در حركت، و بدنها در خدمت تو لاغر شده است، خدايا دشمنى هاى پنهان آشكار شده، و ديگهاى كينه در جوش است، خدايا به تو شكايت مى كنيم از اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ميان ما نيست، و دشمنان ما فراوان، و خواسته هاى ما پراكنده است. «پروردگارا! بين ما و دشمنانمان به حق داورى فرما كه تو از بهترين داورانى».13
14. تشویق به جهاد
إنفِروا -رحمكم الله- الى قتال عدوّكم، و لا تثاقلوا الى الارض فتقرّوا بالخَسف، و تبوّؤا بالذلّ، و يكون نصيبكم الأخسر، و أن أخا الحرب الأرقّ و مَن نامَ لم يُنَم عنه.
رحمت خدا بر شما باد! به پيكار با دشمن خود بيرون رويد و كندى نكنيد كه با خوارى و خفت برجاى خواهيد ماند و پست ترين چير دنيا (فرومايگى و ذلت) نصيبتان خواهد شد. همانا سرباز رزمنده، بيدار است و آن (رزمنده اى) كه در خواب غفلت به سر برد، بداند كه دشمنش از او غافل نيست.14
15. نا امید نشدن از شکست
لا تشتدنّ عليكم فرّة بعدها كرّة، و لا جولة بعدها حملة، و أعطوا السيوفَ حقوقَها.
فرارى كه در پى آن بازگشت باشد و شكستى كه در پى اش حمله، بر شما سخت و ناگوار نيايد، و حق شمشيرها را ادا کنید!15