تقوا در نهج البلاغه
93. دوستى و دشمنى پرهيزگار
فى صفة المتقين: بعدُه عمن تباعد عنه زهد و نزاهه و دنوّه ممن دنا منه لين و رحمة، ليس تباعدُه بكبر و عظمة، و لا دنوّه بمكر و خديعة.
(متقين) اگر از كسى كه از وى كناره گيرى كرده است دورى گزيند بر مبناى پارسايى و پاكى از آلودگى ها است و نزديكى وى با كسى كه به او نزديك است از روى نرمش و رحمت است. نه دورى از كسى مبتنى بر كبر و خودبزرگ بينى او است و نه نزديكى او به كسى از راه حيله پردازى و فريب كارى است.93
94. طالب دنيابودن
أوصيكما بتقوى الله، و أن لا تبغيا الدنيا و ان بغتكما، و لا تأسفا على شىء منها زوى عنكما، و قولا بالحق، و اعملا للاجر، و كونا للظالم خصما، و للمظلوم عونا. أوصيكما، و جميع ولدى و أهلى و من بلغه كتابى، بتقوى الله، و نظم أمركم.
وصیت به امام حسن و امام حسین علیهما السلام: شما را به تقواى الهى توصيه مى كنم و دنيا را نخواهيد اگرچه دنيا شما را طلب كند و به هر آن چه از دست شما برود تأسف نخوريد و سخن بر حق بگوييد و عمل براى پاداش آخرت كنيد و دشمن ظالم و يار و ياور مظلوم باشيد. شما و همه فرزندان و دودمانم و هر كسى را كه نامه من به او برسد توصيه مى كنم به تقواى الهى و نظم در امور خويش.94
95. روح و بدن متقين
صحبوا الدنيا بأبدان أرواحها معلقه بالمحل الاعلى.
(متقين) با بدن هايى در اين جهان زندگى مى كنند اما روح آن ها به جايگاهى بس اعلى وابسته است.95