تقوا در نهج البلاغه
31. همت هاى والا
لا تعدو على عزيمة جدهم بلادةُ الغفلات، و لا تنتضل فى هِمَمهم خدائع الشهوات.
(در وصف پرهيزگاران): نادانى غفلت ها بر تصميم آن ها چيره نگردد و تيرهاى خدعه آلود شهوت ها، در اراده ها وهمت هاى آنان كارگر نمى افتد.31
32. بالاترين عزت
لا عزّ أعزّ من التقوى.
هيچ عزتى عزيزتر و گرامى تر از پرهيزگارى نيست.32
33. ویژگى پرهیزگاران
فى صفة المتقين: فهم لانفسهم متهِمون و من أعمالهم مشفقون.
در وصف پرهيزگاران مى فرمايد: خود را متهم مى سازند و از كرده هاى خويش هراسان اند.33
35. خلوص پرهيزگاران
قد أخلص لله فاستخلصه.
(از صفات پرهيزگاران): عمل را براى رضاى خدا به جا آورد، پس خداوند هم او را برای خود اختیار کند.35
36. نياز پرهيزگاران
فى صفة المتقين: حاجاتهم خفيفة، و أنفسهم عفيفة.
در توصيف پرهيزگاران مى فرمايد: نيازهايشان سبك است و جان هايشان عفيف و بامناعت.36
37. عظمت تقواى الهى
اعتصموا بتقوى الله، فان لها حبلا وثيقا عروتُه، و معقلا منيعا ذروتُه.
به تقواى الهى چنگ زنيد؛ زيرا تقوا را ريسمانى است که دستگيره اش استوار و پناهگاهى است که بلندايش تسخيرناپذير است.37
38. نشانه هاى پرهيزگاران
فمن علامة أحدهم أنك ترى له قوة فى دين... و حرصا فى علم، و علما فى حلم.
از نشانه هاى (پرهيزگاران) اين كه مى بينى آن ها را در دين نيرومند... و در كسب دانش حريص و داراى علم توأم با حلم اند.38
39. معناى معصوم
أوصيكم، عبادالله، بتقوى الله، فانها الزمام و القوام، فتمسكوا بوثائقها، و اعتصموا بحقائقها، تَؤُل بكم الى أكنان الدّعة و أوطان السعة.
اى بندگان خدا! شما را به تقواى الهى سفارش مى كنم؛ زيرا كه تقوا زمام و قوام است، پس به رشته هاى آن بياويزيد و به حقايقش چنگ زنيد تا شما را به سرمنزل آسايش و جايگاه هاى رفاه برساند.39
40. پناهگاه محكم بشر
اعلموا عبادالله! أن التقوى دار حصن عزيز، و الفجور دار حصن ذليل... ألا و بالتقوى تقطع حمة الخطايا.
اى بندگان خدا! بدانيد كه تقوا پناهگاهى محكم و استوار است و بدكارى و گناه حصارى ذلت آور است... آگاه باشيد كه با پرهيزگارى زهر گناهان از بين می رود.40
41. پرهيزگارى و سلامتى بدن
ألا أفضل من صحة البدن تقوى القلب.
آگاه باشيد كه پرهيزگارى دل، از صحت بدن بالاتر است.41
42. زايل كننده پرهيزگارى
من كثر كلامه كثر خطاءه، و من كثر خطاءه قلّ حياؤه، و من قلّ حياؤه قل ورعُه، و من قلّ ورعه مات قلبُه، و من مات قلبه دخل النار.
آن كه زياد حرف بزند اشتباهش زياد خواهد بود و آن كه اشتباهش زياد گردد حيا و شرمش كم شود و كسى كه شرمش كم شود، پرهيزگارى اش كم شود و آن كه پرهيزگارى اش كم گردد قلبش بميرد و آن كه قلبش بميرد داخل جهنم شود.42
43. جلوگيرى از سقوط در مهلكه
الزهد ثروة، و الورع جُنّة.
زهد ثروت، و پرهيزگارى سپر (از سقوط در مهلكه ها) است.43
44. انسان پارسا
قال عليه السلام لهمام فى وصف المتقين: أرادتهم الدنيا فلم يُريدوها.
به همام در توصيف پرهيزگاران مى فرمايد: دنيا آنان را خواست، اما آنان دنيا را نخواستند.44
45. سرور اخلاق
التُقى رئيس الاخلاق.
پرهيزگارى، سرور و اصل اخلاق است.45
46. بزرگى و پرهيزكارى
لا كرَم كالتقوى.
هيچ بزرگى و ارجمندى به پاى پرهيزگارى نرسد.46