امامت در نهج البلاغه
1. مقام امامت
فرض الله ... الامانات نظاماً للأمّة، و الطاعة تعظيماً للامامة.
خداوند امانت را براى نظام امت، و اطاعت را براى بزرگداشت مقام امامت واجب كرد.1
2. گنج هاى خداوندى
فيهم كرائم القرآن، و هم كُنوز الرحمن، إن نطقوا صدقوا و إن صَمتوا لم يُسبَقوا.
آيات كريمه قرآن در شأن و منزلت اهل بيت عليه السلام نازل شده است و آن ها گنج هاى علوم خداوند رحمان هستند، اگر سخن بگويند راست است و اگر سكوت كردند از آن ها سبقت گرفته نشود.2
3. همراه با ائمه
أنظروا أهل بيت نبيكم فالزموا سمتهم، و اتبعوا أثرهم، فلن يخرجوكم من هُدى، و لن يعيدوكم فى رَدى، فان لبدوا فالبدوا و أن نهضوا فانهضوا و لا تسبقوهم فتضلّوا، و لا تتأخّروا عنهم فتهلكوا.
به خاندان پيامبرتان بنگريد و همراه آنان باشيد به هر سمتى كه گام بر مى دارند، شما هم به همان سمت گام برداريد؛ زيرا آن ها هرگز شما را از راه راست خارج نمى كنند و به سستى باز نمى گردانند. پس اگر سكوت كردند شما هم سكوت كنيد و اگر قيام كردند شما هم قيام كنيد و از آن ها پيشى نگيريد كه گمراه خواهيد شد و از آنان عقب نمانيد كه هلاك خواهيد شد.3
4. قياس امت با آل محمد (صلی الله علیه وآله(
لا يُقاس بآل محمد صلى الله عليه و آله مِن هذه الامة احدٌ، و لا يُسوَّى بهم من جَرَت نعمتهم عليه أبداً، هم اساس الدين و عماد اليقين. اليهم يفىء الغالى، و بهم يلحق التالى و لهم خصائص حق الولاية، و فيهم الوصية و الوراثة؛ الان اذ رجع الحق الى أهله و نقل الى منتقله !
كسى كه از اين امت را با آل محمد صلى الله عليه و آله مقايسه نتوان كرد و كسانى كه ريزه خوار نعمت آل محمدند، با آن ها برابر نخواهند بود، آنان اساس دينند و اركان يقين، غلو كننده به سوى آنان باز گردد و عقب مانده بايد به آنان ملحق شود. ويژگى هاى ولايت از آنان است و وصيت پيامبر صلى الله عليه و آله و وراثت او در ميان آنان است، هم اكنون حق به اهلش (على عليه السلام) بازگشت و دوباره به جايى كه از آنجا منتقل شده بود باز گرديده است.4
5. كوه هاى استوار دين
هم موضع سرّه، و لجأ أمره، و عَيبة علمه، و مَوئل حُكمه، و كُهوف كتبه، و جبال دينه، بهم أقام انحناء ظهره، و أذهب ارتعاد فرائصه.
آنان (خاندان نبوت) نگهدارنده اسرار خدا و ملجاء و پناه دستورات اويند، آنان خزينه علم و مرجع احكام و پناهگاه كتاب ها و كوه هاى استوار دينند، به وسيله آنان خميدگى كمر دين راست و لرزش هاى اندام اسلام زايل مى گردد.5
6. توصيف خاندان محمد (صلی الله علیه وآله(
عقلوا الدين عقل وعاية و رعاية، لا عقل سماع و رواية.
خاندان محمد صلى الله عليه و آله دين را شناختند؛ شناختى توأم با دانايى و عمل، نه آن كه فقط بشنوند و بازگو كنند.6
7. دزد واقعى
نحن الشعار و الاصحاب و الخزنة و الابواب و لا تؤتى البيوت الا من أبوابها، فمن أتاها من غير أبوابها سُمّى سارقاً.
در خطبه اى پيرامون فضايل اهل بيت عليهم السلام مى فرمايد: ماييم خاصان و اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و خزانه داران و درها. به هر خانه اى جز از در آن نشايد وارد شد و هر كه جز از آن درها وارد گردد دزد ناميده شود.7
8. ستون هاى اسلام
هم دعائم الاسلام، و وَلائج الاعتصام.
خاندان محمد صلى الله عليه و آله تكيه گاه هاى اسلام و پناهگاه هاى آن هستند.8
9. چرا حق اهل بيت غصب شد؟
قد سئل: كيف دفعكم قومكم عن هذا المقام و أنتم أحق به؟ فقال: أما الاستبداد علينا بهذا المقام و نحن الاعلون نسباً، و الاشدّون برسول الله صلى الله عليه و آله نوطاً، فانها كانت أثرة شحّت عليها نفوس قوم، و سخت عنها نفوس آخرين و الحكم الله.
از امام سئوال شد: با اين كه شما از قوم خود به مقام خلافت سزاوارتريد، چگونه شد كه آن ها شما را از آن باز پس زدند؟ حضرت فرمود: به زور گرفتن اين مقام از دست ما، با آن كه ما از نظر نسب بالاتر و پيوند خويشى ما به رسول خدا صلى الله عليه و آله بيشتر و استوارتر است، به اين سبب است كه خلافت امتيازى بود كه عده اى به آن آزمندى نشان دادند و گروهى (اهل بيت) سخاوتمندانه از آن چشم پوشيدند و داور خداست.9
10. تمجيد از اهل بيت
نحن أفصح و أنصح و أصبح.
ما فصيح تر و خيرخواه تر و خوشروتريم.10
11. فرمان بردن از اولياى امر
إن أطعتمونى فانى حاملكم إن شاء الله على سبيل الجنة، و إن كان ذا مشقة شديدة و مذاقة مريرة.
اگر شما مرا اطاعت كنيد من شما را به خواست خداوند به بهشت رهنمون مى كردم، اگر چه اين تلاش داراى مشقت سخت و طعم تلخى است.11
12. وزير پيامبر (صلی الله علیه وآله(
انك تسمع ما أسمع، و ترى ما أرى، الّا أنك لستَ بنبى، و لكنّك لوزير و انك لَعلى خير.
خطاب پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام: تو مى شنوى آنچه را كه من مى شنوم و مى بينى آنچه را من مى بينم؛ ولى تو پيامبر نيستى، بلكه تو وزير من هستى و تو در مسير خير قرار گرفته اى.12
13. علم و حکمت اهل بیت
هم عيش العلم، و موت الجهل، يخبركم حلمُهم عن علمهم و ظاهرُهم عن باطنهم، و صمتُهم عن حكم منطقهم.
آل محمد صلى الله عليه و آله حيات علم اند و مرگ جهل و نادانى، بردبارى آنان خبر از علم آنان مى دهد و ظاهرشان از باطنشان و سكوت (پر معناى آنان) از حكمت هاى سخن آنان.13
15. چراغى در تاريكى
انما مَثلى بينكم كمثل السراج فى الظلمة، يستضىء به من ولجها.
مثل من ميان شما مانند چراغ در تاريكى است، آن كس كه به حيطه روشنايى آن داخل شود از نور آن برخوردار گردد.15
16. سختی ولایت اهل بيت
ان أمرَنا صعبٌ مُستصعب، لا يحمله الّا عبد مؤمن، امتحن الله قلبه للايمان.
همانا امر ما (اهل بيت) سخت است و بس دشوار، آن را تحمل نمى كند مگر مؤمنى كه خداوند قلب او را براى ايمان آزمايش نموده است.16