سخنان بزرگان در مورد ازدواج
از فرمانروايان رويگردان شدم چون ديدم آنچه را كه اكنون فرمان روايي مي خوانند؛ يعني چانه زني و سوداگري بر سر قدرت با فرومايگان!((نيچه))
هرگاه مردم از مردان بزرگ دم زده اند هرگز سخن شان را باور نداشته ام و همچنان بر آن ام كه او درمانده اي است باژگونه [ =واژگونه ] كه از همه چيز بس كم دارد و از يك چيز بس بسيار.((نيچه))
بپاييد كه پيوند زناشويي تان بد بسته نشود؛ زيرا سرانجامِ پيوند شتابكارانه، زناكاري است.((نيچه))
گامها مي گويند كه مرد آيا در راه خويش گام مي زند يا نه؛ پس، راه رفتن ام را بنگريد! آن كه به هدفِ خويش نزديك مي شود، رقصان است.((نيچه))
بگريز، دوست من، به تنهايي ات بگريز! تو را از بانگ بزرگ مردان كر و از نيش خردان زخمگين مي بينم.((نيچه))
راستي و درستي براي انسان، همان چيزيست كه از او يك مرد ميسازد.((آنتوان دوسنت اگزوپري))
زني كه از پس [فرزند] دو قلوي شيطان برآيد، ميتواند از عهدهي هر كاري برآيد.((جوديت كلابس))
زماني كه داراي فرزندي ميشويد، مانند اين است كه انفجاري در گسترهي خانواده رخ داده باشد و آن هنگام كه گرد و غبار فرو نشيند، پيوند زناشويي شما به گونهاي ديگر خواهد بود، البته نه الزاماً بهتر يا بدتر، ولي به هر روي، ديگرگون با آنچه در گذشته بوده است.((نورا افرون))
بنا نيست فرزندان ما هميشه از آن ما باشند. آنها در آينده، شوهران و همسران اشخاص ديگر و پدر و مادر نوههايمان خواهند بود.((مري. س. كالدرون))
زماني كه نگاه كودكانهام را رها كردم، در چهرهي مادرم زني را ديدم كه مرا به دنيا آورده بود.((نانسي فرايدي))
زماني كه نگاه كودكانهام را رها كردم، در چهرهي مادرم زني را ديدم كه مرا به دنيا آورده بود.((نانسي فرايدي))
هرگاه مشكلاتي بين زن و شوهر بروز ميكند، شكيبايي ميتواند همچنان آنها را به يكديگر نزديكتر كند.((كيم وو چونگ))
اگر بازي، قانون نداشته باشد، كودكان هم به بيقانوني خو ميگيرند و زماني كه بزرگ شدند، مردان وظيفهشناس و درستكار نخواهند بود.((افلاطون))
زندگي مردان بزرگ، به ما يادآور ميشود كه ما نيز ميتوانيم چون آنان، برجسته و شاخص باشيم و هنگام سفر (از اين دنيا) ردپاهايي بر شنهاي زمان به جا گذاريم.((هنري وادزورث لانگفلو))
پشت هرد مرد كامروايي، يك زن ايستاده است؛ نه با يك كارد در دستش، بلكه با دستاني ياريكننده در پشتش.((مثل باستان))