شعر مهدوی
شعـــــ📝ــــــر مهـــــــ💕ـــــدوے
🎋اگر چه زود؛ می آید، اگر چه دیر؛ می آید
سوار سبز پوش ما به هر تقدیر می آید
🎋همان خورشید موعودی که در روز طلوع او
حدیث صبح صادق می شود تفسیر، می آید
🎋زمین آبی تر از این آسمان ها می شود وقتی
که آن آیینه ی سبز «خدا تصویر» می آید
🎋در اعماق نگاهش می توان خشمی مقدس دید
که از دیوار هم، گل نغمه ی تکبیر می آید
🎋دقیقاً رأس آن ساعت که در نزد خدا ثبت است
نه قدری زودتر از آن، نه با تأخیر می آید
شعـــــ📝ــــــر مهـــــــ💕ـــــدوے
✨بیا که شیعه جدت به غم گرفتار است
بیا که دل ز فراقت همیشه بیمار است
✨بیا که دشت و دمن را کنی تو گل افشان
که بی جمال تو ای گل جهان همه خار است
✨بیا که شیعه ندارد قرار دوری را
به ذات پاک خداوند فراق دشوار است
✨جهان در انتظار قدومت نشسته ای مولا
بیا که موسم وصل است و وقت دیدار است
✨بیا که ظلم و عداوت ز حد شده بیرون
بیا که کار عدویت جفا و آزار است
شعـــــ📝ــــــر مهـــــــ💕ـــــدوے
🌸وقت است که از چهره ی خود پرده گشایی
تا با تو بگویم غم شب های جدایی
🌸اسپندم و در تاب و تب از آتش هجران
چون عودم و از سوختنم نیست رهایی
🌸من در قفس بال و پر خویش اسیرم
ای کاش تو یکبار به بالین من آیی
🌸در بنده نوازی و بزرگی تو شک نیست
من خوب نیاموختم آداب گدایی
🌸عمری ست که ما منتظر آمدنت، نه
تو منتظر لحظه ی برگشتن مایی
🌸می خواستم از ماتم دل با تو بگویم
از یاد رود ماتم و دل چون تو بیایی
شعر مهـــــــ💕ـــــدوے
🎋اگر چه زود؛ می آید، اگر چه دیر؛ می آید
سوار سبز پوش ما به هر تقدیر می آید
🎋همان خورشید موعودی که در روز طلوع او
حدیث صبح صادق می شود تفسیر، می آید
🎋زمین آبی تر از این آسمان ها می شود وقتی
که آن آیینه ی سبز «خدا تصویر» می آید
🎋در اعماق نگاهش می توان خشمی مقدس دید
که از دیوار هم، گل نغمه ی تکبیر می آید
🎋دقیقاً رأس آن ساعت که در نزد خدا ثبت است
نه قدری زودتر از آن، نه با تأخیر می آید
شعـــــ📝ــــــر مهـــــــ💕ـــــدوے
💫به دعا کنم تمنا همه شب که تا بیایى
که مگر شبى اجابت کندم گره گشایى
💫ز جمال تابناکت که جهان کند فروزان
چه شود که دیده ى ما برسد به روشنایى
💫منِ بى نوا چه دارم که محبت تو اَرزد
مگر آنکه خود ز احسان در مرحمت گشایى
💫تو و حشمت و امیرى، من و حاجت و فقیرى
چه کنم اگر نیایم به درت پِىِ گدایى
💫دل عاشقان مسکین به هواى تو زند پر
که مگر در آخرین دم به کنارشان بیایى
شعـــــ📝ــــــر مهـــــــ💕ـــــدوے
😔 سالها رفت و دلم در تب و تاب است هنوز
نقش مستورى من؛ نقش بر آب است هنوز
😔 به طرب حمل مکن سرخى رويم که ز هجر
قلب آکنده ز غم، ديده پر آب است هنوز
😔 من کجا؟ يار کجا؟ طالع و بيدار کجا
من اسير غم او، بخت به خواب است هنوز
😔 دامنش گيرم اگر لطف خدا يار شود
ليک افسوس که اين قصه سراب است هنوز
😔 سخت من طالب ديدار و تو غايب ز نظر
ز آتش هجر تو اين قلب، کباب است هنوز
😔 همچو يک قطره آبيم به درياى جهان
زندگى زودگذر، همچو حباب است هنوز
☀️«ناصر» از عشق تو آموخت سخن گفتن را
زين سبب گفته او گوهر ناب است هنوز
📝آيتالله مکارمشيرازي
شعـــــ📝ــــــر مهـــــــ💕ـــــدوے
🌺کدام جمعه، دعا مستجاب خواهد شد؟
مسیح عاطفه پا در رکاب خواهد شد
🌺کدام جمعه ز عطر بهشتیِ گل یاس
بهار، غرق شمیم گلاب خواهد شد؟
🌺کدام جمعه شود بخت عاشقان، بیدار؟
و چشم فتنهی عالم به خواب خواهد شد
🌺کدام جمعه، خدایا! ز فیض گریهی شوق
بهار و باغ و چمن، کامیاب خواهد شد؟
🌺کدام جمعه ـ بگو «یـا محـوّل الاحوال»! ـ
در آسمان و زمین، انقلاب خواهد شد؟
🌺جمالِ روشن آن ماهِ پشتِ پردهی غیب
کدام جمعه، برون از حجاب خواهد شد؟
🌺کدام جمعه به خورشید میخورد پیوند؟
و بعد از این همه ابر، آفتاب خواهد شد
🌺هزار جمعه دعای فرج به لب داریم
کدام جمعه، دعا مستجاب خواهد شد؟