آلاچیق
فراوانی باران را می شنوم!
موفقیت در راه است، پیروزی شما نزدیک است
و نعمتهای خدا در کنارتان. حقیقت این است،
“هنوز حتی ابر کوچکی هم نمی بینم. اما در
اعماق جانم می دانم، حــــــادثه خــــوبی
قـــــرار اســـت اتــــــفاق بیــــفتد!!!”
شعرم را
غرق در گلهای اقاقیا کرده ام
و بر قامتش
ردایی از جنس گل یاس پوشانده ام
تا همه بدانند
غم !
هرگز نمی تواند
شانه هایش را تکیده کند . . .
چه شبهایی
که دست به دامن مهتاب میشدم
تا روشنی ببخشد
به خاطرات تاریکم !
چه شبهای بی نهایتی
که در تقویم زندگی من
هنوز هم ؛
به فردا نرسیده اند . . .
دوست من
.طوری بخند که حتی تقدیر شکستش را بپذیرد،
چنان عشق بورز ...
که حتی تنفر راهش را بگیرد و برود ...
و طوری خوب زندگی کن ...
که حتی مرگ از تماشای زندگیت سیر نشود ...!
این زندگی نیست که می گذرد ما هستیم که رهگذریم ...
پس با هر طلوع و غروب لبخند بزن مهربان باش و محبت کن ...
می دانی ..!!
روزها بلاخره به شب می رسند.
تا رسیدن شب از گذشت روزت راضی باش دوست من ..
ساحل که تو باشی
ترسی از صخره ها نیست
هزار بار به سویت
موج برمی دارم
سرم به سنگ می خورد اما
دوباره برمی گردم
دوباره برمی گردم
در دنیا
دو نابینا هست
یکی تو
که عاشق شدنم را
نمی بینی
یکی من
که به جز تو
کسی را نمی بینم
جوزف_لنون
" زندگی " یک مسابقه نیست،
بلکه سفری است که هر قدم از مسیر آن را
باید لمس کرد؛
چشید،
و لذت برد
" زندگیتان " پر از زیبایی ..
به سراغ من اگر می آیی
تند و آهسته چه فرقی دارد؟!؟
تو به هرجور دلت خواست بیا!
مثل سهراب دگر
جنس تنهایی من چینی نیست
که ترک بردارد...
مثل آهن شده است
تو فقط زود بیا...
یادت باشد دلت که شکست سرت را بگیری بالا…
تلافی نکن…
فریاد نزن…
شرمگین نباش…
حواست باشد دل شکسته گوشه هایش تیز است…
مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی…
مبادا که فراموش کنی روزی شادیش آرزویت بود…
صبور باش و ساکت…
بغضت را پنهان کن…
رنجت را پنهان تر…
گر مى خواهى كسى يا چيزى را فراموش كنى
هرگز بر آن كينه نورز
هر چيز يا هر كس را كه از آن بيزار باشى ، بر قلبت حك مى گردد و با ریسمانهای نامرئی به تو وصل میگردد
اگر مى خواهى اجازه دهى كه چيزها بروند،
و اگر مى خواهى فراموش كنى
كينه نورز.....
شکسپیر میگوید: من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟ برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم. انتظارات همیشه صدمه زننده هستند.
زندگی کوتاه است. پس به زندگی ات عشق بورز، خوشحال باش و لبخند بزن.
فقط برای خودت زندگی کن و قبل از اینکه صحبت کنی، گوش کن؛
قبل از اینکه بنویسی، فکر کن؛
قبل از اینکه خرج کنی ،درآمد داشته باش؛
قبل از اینکه دعا کنی، ببخش؛
قبل از اینکه صدمه بزنی، احساس کن؛ قبل از تنفر، عشق بورز؛ زندگی این است.
احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر.
کسانی که زندگی خود را وقف بدست آورن
منافع مادی و ثروت کرده اند به شما خواهند
گفت که احساس خوشبختی را در اموال خود
نمی یابند. خوشبختی هرگز انعکاس ثروتهای
مادی یک شخص نیست، بلکه انعکاس ثروتهای
معنوی و احساسی او است.
گفتی بیا،گفتم کجا؟ گفتی میان جان ما
گفتی مرو.گفتم چرا؟ گفتی که میخواهم تورا
گفتی که وصلت میدهم.جام الستت میدهم
گفتم مرا درمان بده. گفتی چو رستی میدهم
گفتی پیاله نوش کن. غم در دلت خاموش کن
گفتم مرامستی دهی،با باده ای هستی دهی
گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنم
گفتم چگونه از کجا؟ گفتی که تا گفتی خودآ
گفتی که درمانت دهم. بر هجر پایانت دهم
مولانا
غروب جمعه رسیده است و باز تنهایی
غروب، این همه غربت، چرا نمیآیی؟
زمین به دور سرم چرخ میزند، پس کی
تمام میشود این روزهای یلدایی؟
کجاست جاذبهات آفتابِ من؟ خسته است
شهابِ کوچکت از این مدارپیمایی
کبوترانه دلم را کجا روانه کنم؟
کجاست گنبد آن چشمهای مینایی؟
تمام هفته دلم را به جمعه خوش کردم
غروب جمعه رسیده است و باز تنهایی...
همچو نی
مینالم از سودایِ دل
آتشی در سینه دارم جایِ دل
من که با هر داغِ پیدا ساختم
سوختم، از داغِ ناپیدایِ دل
رهی_معیری