راسخون

رباعیات فروغی بسطامی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

با سلام و عرض ادب

 

در این تایپیک  رباعیات فروغی بسطامی گرد آوری شده و در اختیار راسخونیهای عزیز قرار خواهد گرفت.

 

با ما همراه باشید

 

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را درپیش گرفت و الحق به خوبی از عهده برآمد. وی با قاآنی شیرازی معاشر و مصاحب بوده است. فروغی در ۲۵ محرم ۱۲۷۴ هجری قمری در تهران درگذشت.

 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

از کشت عمل بس است یک خوشه مرا

در روی زمین بس است یک گوشه مرا

تا چند چو کاه گرد خرمن گردیم

چون مرغ بس است دانه‌ای توشه مرا

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

دوشینه فتادم به رهش مست و خراب

از نشهٔ عشق او نه از بادهٔ ناب

دانست که عاشقم ولی می‌پرسید

این کیست، کجایی است، چرا خورده شراب

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

تا قبلهٔ ابروی تو ای یار کج است

محراب دل و قبلهٔ احرار کج است

ما جانب قبلهٔ دگر رو نکنیم

آن قبله مراست گر چه بسیار کج است

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

فرموده خدا بزرگی آیین من است

تمکین شهان ز فر تمکین من است

فرماندهٔ اختران به صد جاه و جلال

فرمان بر شاه ناصرالدین من است

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

این دل که به شهر عشق سرگشتهٔ تست

بیمار و غریب و در به در گشتهٔ تست

برگشتگی بخت و سیه روزی او

از مژگان سیاه برگشتهٔ تست

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

آمد مه شوال و مه روزه گذشت

وایام صیام و رنج سی روزه گذشت

صد شکر خدا که روزی روزهٔ ما

گاهی به غنا و گه به دریوزه گذشت

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

تا دل به برم هوای دل‌بر دارد

افسانهٔ عشق دل‌بر از بر دارد

دل رفت ز بر چو رفت دلبر آری

دل از دل‌بر چگونه دل بر دارد

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

یک عمر شهان تربیت عیش کنند

تا نیم نفس عیش به صد طیش کنند

نازم به جهان همت درویشان را

کایشان به یکی لقمه دو صد عیش کنند

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

آشفته سخن چو زلف جانان خوش تر

چون کار جهان بی سر و سامان خوش تر

مجموعهٔ عاشقان بود دفتر من

مجموعهٔ عاشقان پریشان خوش تر

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

از هر دو جهان مرا مقید کردند

وان گه به مدیح شه مقید کردند

این نامه که مدح ناصرالدین شاه است

ترتیب وی از خط محمد کردند

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

گاهی هوس بادهٔ رنگین دارم

گاه آرزوی وصل نگارین دارم

گه سبحه به دست و گاه زنار به دوش

یارب چه کنم، کیم، چه آیین دارم

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

زلفین سیه که در بناگوش تواند

سر بر سر هم نهاده بر دوش تواند

سایند سر از ادب به پایت شب و روز

آری دو سیاه حلقه در گوش تواند

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

تا دست ارادت به تو داده‌ست دلم

دامان طرب ز کف نهاده‌ست دلم

ره یافته در زلف دل آویز کجت

القصه به راه کج فتاده‌ست دلم

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بگذار که تا می خورم و مست شوم

چون مست شوم به عشق پا بست شوم

پابست شوم به کلی از دست شوم

ار مست شوم نیست شوم، هست شوم