ابیات پراکنده فرخی سیستانی
با سلام و عرض ادب
در این تایپیک ابیات پراکنده فرخی سیستانی گرد آوری شده و در اختیار راسخونیهای عزیز قرار خواهد گرفت.
با ما همراه باشید
ابوالحسن علی بن جولوغ فرخی سیستانی شاعر بزرگ ایرانی اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری قمری است. وی علاوه بر تسلط بر شعر و ادب در موسیقی نیز مهارت داشت و بدین وسیله توانست به دربار ابوالمظفر شاه چغانیان و سپس به دربار سلطان محمود غزنوی راه یابد و منزلتی والا بدست آورد. فرخی را یکی از بهترین قصیدهسرایان ایرانی میدانند تا جایی که گفتهاند سخن سهل و ممتنع در عربی خاص ابوفراس حمدانی و در فارسی خاص فرخی است. تاریخ فوت او را ۴۲۹ هجری قمری ذکر کردهاند.
گهی سماع زنی گاه بر بط و گه چنگ
گهی چغانه و طنبور و شوشک و عنقا
راست گفتی عتاب او بر من
هست از بهر بردن جناب
زو دوسترم هیچ کسی نیست و گرهست
آنم که همی گویم پازند قرانست
میان خواجه و توو میان خواجه و من
تفاوتست چنان چون میان زرو گمست
ماه منیر صورت ماه درفش تست
روز سپید سایه چتر بنفش تست
دل بردو مرانیز به مردم نشمرد
گفتار چه سودست چو ورغ آب ببرد
صحرای سنگ روی و که سنگلاخ را
از سم آهوان و گو زنان شیار کرد
چون درو عصیان و خذلان تو ای شه راه یافت
کاخها شد جای کوف و باغها شد جای خاد
بهره تو آفرین می شد زسعد مشتری
رقم خصم از نحس کیوان فریه و نفرین بود
با هنر او همه هنرها یافه
با سخن او همه سخنها ترفند
از حسن رای تست که گیتی سرای تست
گیتی سرای تست ز کیماک تا خزر
نیکو مثلی زده ست شاها دستور
بز را چه به انجمن کشند و چه به سور
در ایوانی که تو خواهی ترا باغ ارم سازد
چو ایوان مداین مر ترا ایوان و خم سازد
اندر میزد حاتم طایی تویی به جود
اندر نبرد رستم دستان روزگار