کوفیان و منتظران ظهور
بررسی تاریخ کوفه و کربلا، و مقایسه و تطبیق آن با برهه کنونی، از آن جهت که در هر دو جامعه مساله انتظار رسیدن امام زمان، مطرح است، میتواند راهگشا و روشنکننده کاستیهای مدعیان شیعی انتظار باشد. در این سلسله مقالات سعی بر آن شده بین کوفه و کربلای سال 61 هجری و تهران قرن 15 هجری مقایسه و تطبیق انجام شود تا دلیل وقوع حادثه ی کربلا ، بعد از انتظاری که کوفیان برای رسیدن امامشان داشتند، مشخص شده و آفت های کنونی منتظران امام عصر(عج الله) نیز بدست آید.
آنچه مسلم است این میباشد که حوادث تاریخی، سلسله وار به هم مرتبطند؛ از این رو برای درک یک واقعه تاریخی و شناخت عوامل ایجاد آن، باید پیشینهکاوی آن پرداخت.
با توجه به مطلب فوق میتوان گفت برای بررسی تاریخ کوفه سال 61 هجری، ابتدا باید کوفه را از ابتدای تاسیس بررسی کرد و بافت جمعیتی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و مذهبی آن را شناخت.
در سال 17 هجری، در زمان خلیفه ی دوم که فتوحات اسلامی از مشرق و مغرب در حال گسترش بود، مدینه به عنوان پایتخت، مکان مناسبی برای تجمع نظامیان و تصمیمگیریهای مهم سیاسی محسوب نمیشد؛ زیرا دوری این شهر از مرزها، باعث میشد در مواقع اضطراری امکان گسیل نیرو به سمت مرز فراهم نباشد. از این رو خلیفه دوم دستور تاسیس کوفه را ، به عنوان پایتخت جدید صادر کرد. موقعیت آب و هوایی، جغرافیایی و حاصلخیزی خاک، این منطقه را برای سکونت مناسب کرده بود.
کوفه در ابتدا به عنوان شهری نظامی پا گرفت و چهل هزار نیروی نظامی در آن مستقر شدند. رفته رفته و با گذشت زمان خانواده نظامیان نیز به این شهر پیوستند و خانهسازی و کشاورزی نیز رونق گرفت . در سال 37 هجری جمعیت کوفه تا 67000 نظامی، تخمین زده شده است که به این تعداد باید خانوادههایشان را نیز افزود.
بافت جمعیتی مردم کوفه، شامل اعراب حجاز و عراق، اعراب یمانی، ایرانیان، که به آنها موالی "دوستان/زیردستان" میگفتند، اعراب بادیه نشین و تعداد اندکی مسیحی، سریانی و یهودی بود.
در خصوص اعتقادات مردم کوفه باید گفت اکثریت مسلمانان کوفه را اهل جماعت تشکیل میدادند؛ یعنی کسانی که چهار خلیفه یعنی ابوبکر، عمر، عثمان و حضرت علی راقبول داشتند.
دسته دیگر از مردم کوفه عثمانیها بودند که سه خلیفه تا عثمان قبول داشتند و حتی عدهای از آنان، حضرت علی(علیه السلام) عامل قتل عثمان میدانستند؛ از این رو دشمنی عمیقی با خاندان اهل بیت داشتند.
گروه بعدعلویان بودند که تفکراتی شبیه شیعه امروزی داشته و حضرت علی(علیه السلام) را به عنوان اولین امام و پیشوای مسلمانان میشناختند؛ تعداد این گروه در کوفه بسیار اندک بود.
لازم به ذکر است در میان اهل جماعت، 17000 صحابه پیامبر نیز وجود داشت، که به تعبیری «صاحب اسم» شناختهمیشدند. اینها کسانی بودند که عثمان را سرنگون کرده و جزو مدعیان حکومت بودند.
نکتهای زمینه تطبیق مطلب فوق با اوضاع کنونی را فراهم میآورد این است که در دوران حاضر نیز، افرادی به دلیل سابقه انقلابی که دارند، خود را صاحب اسم و محق دانسته و به تعبیری جزء مدعیان حکومت هستند.
در جامعه کوفه با بافتی که ذکر شد، توازن جمعیتی مساله مهمی برای حاکمان بودهاست. از این رو فرمانداران مختلف کوفه به روشهای متعددی سعی در ایجاد توازن بین جمعیت شیعی(علوی) با سایرین داشتهاند. در سال 50 هجری که زیاد بن ابی، والی کوفه بود، پنجاه هزار شیعه را، به بهانههای مختلف از کوفه اخراج نمود و به سرزمینهایی مانند خراسان فرستاد. البته تبعید شیعیان به مناطق دیگر باعث گسترش فرهنگ شیعی در مناطق دور افتاده سرزمین های اسلامی نیز شد. موالیان کوفه نیز از نظر تعداد در حال افزایش بودند. به طوری که حدود 20 تا 25 درصد جمعیت کوفه را تشکیل میدادند. معاویه در موارد متعدد، آن ها را به شهر های دیگر کوچاند و حقوق بیت المان آن ها را نیز قطع کرد.
روش دیگر ایجاد توازن دخالت در تربیت نسل شیعه و قرار دادن معلمانی با طرز فکر هماهنگ با دستگاه خلافت، برای فرزندان آنها بود. چنانچه هماکنون نیز کشورهای غربی اقدام به فراهم کردن بورسیه، امکان اقامت و تحصیل برای نخبگان و فرزندان سیاستمداران کشور میکنند، تا بتوانند در اولین فرصت، سیاستهای خود را توسط نیروهای داخلی نظام، که به همین منظور تربیت شدهاند، عملیاتی کنند.
جعل حدیث برای دامن زدن به اختلاف بین شیعه و اهل جماعت، عرب و عجم، و قومیتهای مختلف مسلمان از شگردهای معاویه برای کنترل جمعیت نا همگون مسلمانان بود. وی با پرداخت هزینههای مالی فراوان کسانی را برای ساختن احادیث جعلی اجیر میکرد. چنانچه امروز نیز مساله ی تفرقه بینداز و حکومت کن به عنوان یکی از راههای تسلط غرب بر دیگر کشور ها، مورد استفاده قرار میگیرد.
ادامه دارد.....
در نوشتار پیشین بافت جمعیتی شهر کوفه مورد بررسی قرار گرفت در این مقاله بر آنیم که وضعیت اقتصادی کوفه و نحوه هزینه کرد درآمد این شهررا از ابتدای تاسیس تا سال شصت و یک هجری بررسی نماییم.
یک سوم دارایی جهان اسلام به کوفه وارد میشد. قانونی با این مضمون وجود داشت که شهر مفتوح باید درآمد خود را به شهر فاتح بپردازد. کوفه به دلیل بافت نظامی شهر فاتح بود و در نتیجه درآمدها به آنجا سرازیر و تصمیم چگونه هزینه شدنش در کوفه گرفته میشد. همانگونه که در زمان حاضر نیز درآمد از سراسر کشور به پایتخت آمده و در آنجا پیرامون چگونگی هزینهکرد آن تصمیمگیری میشود.
جزیههای سنگین کشورهایی که فتح میشدند، یک پنجم غنائم جنگی، و ده درصد گمرک حکومت اسلامی وقت وارد کوفه میشد. نقل شده است که درآمد این شهر از گمرک و خراج 135 میلیون درهم بوده است.
سیاست تقسیم بیت المال در زمان سه خلیفه چنین بود که با توجه به سابقه ی فرد در اسلام و تعداد جنگ هایی که شرکت نموده است به وی از بیت المال حقوق میدادند.
در صحیح بخاری دارایی تعدادی از صحابی پیامبر (ص) آمده است ؛
زبیر در هنگام مرگ یازده خانه در مدینه، دوخانه در بصره، یک خانه در کوفه و یک خانه در مصر و هزار دینار طلا، هزار اسب و هزار کنیزو غلام داشت.(1)
طلاهای طلحه را بعد از مرگش با تبر تکه تکه کردند و سعد بن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف نیز چنین بودند.
این افراد فرزندانی را باچنین ثروتی پرورش دادند که تبدیل به اشخاصی چون عبد الله بن زبیر و محمد بن طلحه و عبد الرحمن بن طلحه، و عمر بن سعد شدند.
همچنین آغاز اختلاف صحابه با عثمان بر سر نحوه تقسیم بیت المال بود همان گونه که شروع جنگ جمل و دشمنی طلحه و زبیر با حضرت علی (ع) نیز به همین دلیل بود.
فعالیت های نظامی مردم کوفه و شرکت آنها در جنگ نیز، بستگی به میزان سوددهی آن جنگ داشت. چنانچه امیر المومنین برای جنگ جمل از کوفه 12000 نفر نیرو جمع آوری کرد، اما بسیاری از نظامیان به دلیل مطمئن نبودن از نتیجه جنگ از شرکت در آن سر باز زدند ولی پس از پیروزی قاطع ایشان در جنگ، برای شرکت در نبرد صفین تعداد کوفیان سپاه ایشان را تا 120000 نفر ذکر کردند.
امام حسن مجتبی نیز برای جنگ بر علیه معاویه 12000 نفر نیرو جمع آوری نمود و پس اینکه معاویه فرمانده ی سپاه امام، عبد الله بن عباس، را با یک میلیون درهم تطمیع نمود؛ وی به همراه هشت هزار نفر از سپاه امام خارج و تنها چهار هزار نفر ماندند، تعداد کم سپاه باعث لغو جنگ گردید وعدهای که مانده بودند احساس کردند متضرر شدند به خیمه ی امام حمله کرده و حتی سجاده ای که ایشان بر روی آن مشغول نماز بودند را کشیدند و بردند.
این عده همان کسانی بودند که مملکت اسلامی را سفره ی پهنی میدیدند و تصور میکردند اگر متنعم نشده و به اندازه کافی از این سفره استفاده نکنند، دیگران سهم آنان را خواهند خورد. چنانکه امروز هم آمار بدهکاران بانکی موید وجود چنین دیدگاهی در بین عده ایست، در حالیکه عدهای دیگر برای دریافت وامهایی با مبلغ ناچیز باید مدت ها در انتظار بمانند.
نظام اداری کوفه به گونه ای طراحی شده بود که عشایری که در فتوحات شرکت داشتند، به ده قسمت تقسیم شده بودند و هر قسمت والی داشت که مسوول رساندن پول به افراد زیر مجموعه ی خود و یا فراخوان آنها برای شرکت در جنگ بود.
این ده طایفه در زمان خلیفه دوم به هفت طایفه تقسیم شدند تا مدیریتشان راحتتر شود و در زمان معاویه که زیاد بن ابی حاکم کوفه و بصره بود، به چهار طایفه کاهش پیدا کردند. حر بن یزید ریاحی یکی از این چهار والی بود. این چهار نفر مسوول هدایت سپاه زیر دست خود، جمع آوری آمار مربوط به نفرات خود اعم از ولادت و فوت برای دریافت حقوق از بیت المال بودند.
در زمان زیاد بن ابی تقسیم بیت المال بین این طوایف بر مبنای خدمت و همکاری با بنی امیه بود. و این تقسیم ثروت، روش حکومت برای کنترل مردم بود. این عده نقش احزاب در شرایط کنونی را بر عهده داشتند.
در زمان قیام مسلم، ابن زیاد این چهار نفر را جمع کرد و با همکاری افراد زیر دستشان مسلم را دستگیر کرده وسپس به شهادت رساندند. هانی بن عروه نیز با همکاری همین چهار نفر دستگیر و به شهادت رسید.
تهدید این والیان توسط ابن زیاد به قطع شدن حقوقشان باعث شد تا آنها اسامی کسانی که به امام نامه نوشته بودند را به ابن زیاد اعلام نموده و باعث زندانی شدن 12000 نفر از ایشان شوند تا به امام ملحق نشوند.
یکی از مهمترین دلایلی که باعث سرازیر شدن کوفیان به کربلا و جنگیدن با پسر پیامبرشان بود، اصالت پول و مادیگرایی ایشان بود زیرا اصالت پول باعث ایجاد فضایی بسیار خطرناک در جامعه و آغاز فتنه های مذهبی خواهد شد.
ادامه دارد...
پی نوشت:
1- صحیح بخاری، جلد چهار المسعودی، مروج الذهب، ج جلد 2
در دو گفتار پیشین ساختار جمعیتی کوفه و اصالت پول برای کوفیان مطرح شد. در این مقاله برآنیم که چند سوال اصلی را مطرح کرده و به پاسخگویی به آن بپردازیم.
در تاریخ آمده است که دوازده هزار نامه، برای دعوت از امام حسین (ع)، از طرف مردم کوفه، فرستاده شد که بعضی ازآنها جمعی بوده و تا سی نفر نیز آن را مهر و تایید نموده بودند. اما سوال اینست که دعوت کنندگان امام عصر خود، در کوفه چه کسانی بودند؟ و با چه انگیزه ای ایشان را دعوت نمودند؟ و چرا پس از قبول دعوت امام، وی را تنها گذاشته یا بعضا با ایشان جنگیدند؟
اولین گروهی که به امام نامه نوشتند شیعیان کوفه بودند. همانگونه که پیش از این اشاره گردید، شیعه در آن زمان به کسی اطلاق میشد که شیخین و حضرت علی(ع) را قبول و به عثمان نقد داشت. لازم به ذکر است جمعیت شیعه، به معنای کنونی آن، در کوفه بسیار کم و اندک شمار بوده و برای معرفی ایشان از لغت «رافضی» استفاده میشد، از جمله این افراد به «مسلم بن عوسجه» و «حبیب بن مظاهر» میتوان اشاره کرد که به هر صورت ممکن،خود را به امام رسانده و در نهایت به شهادت رسیدند.اما شیعیان عوامی که به امام حسین (ع) نامه نوشتند، امام را نه به عنوان امام زمان خود، بلکه به عنوان خلیفه قبول داشتند. همانگونه که بعد از مرگ عثمان به سمت حضرت علی (ع)رفتند اما نه به عنوان امام و ولی، بلکه برای جانشینی عثمان و منصب خلافت.
زمانی که «ابن زیاد» وارد کوفه شد به واسطه ی والیانی که داشت، 12000 نفر از شیعیانی که به امام نامه نوشته بودند را، دستگیر و به زندان انداخت. مختار یکی از این افراد بود.
عدهای نیز جزو عموم مردم و نه از شیعیان، بودند. در بین این افراد نامه هایی با بیش از سی امضا وجود داشت.
کسانی نیز در بین دعوت کنندگان حضور داشتند که درگیر جو احساسی جامعه برای حضور امام(ع) شده بودند و برای عقب نماندن از قافله به امام نامه نوشتند اما وقتی پای منافع مالی و زن و فرزندشان به میان آمد امام را رها کرده و به جنگ با ایشان پرداختند؛ ز جمله ی این افراد عمر سعد بود!!
امام حسین قبل از آغاز جنگ نزد عمر سعد رفتند. البته نه برای مذاکره ، بلکه برای نصیحت.عمر بهانه آورد که اموال و اولادم در کوفهاند و اگر با شما نجنگم ابن زیاد آنها را مصادره میکند. امام حسین (ع)به وی فرمودند: من از مال دنیا بینیازت میکنم و سلامت زن و فرزندت را ضمانت میکنم. عمر گفت: ابن زیاد به من قول ملک ری را داده است. امام حسین فرمودند: تو از گندم ری نخواهی خورد و چنین نیز شد.
خداوند در آیه ی 24 سوره ی توبه به ویژگی های کسانی اشاره میکند که از ترس اموال، اولاد،همسران و کساد شدن تجارتشان از جهاد برای خدا رویگردانند و آنها را قومی فاسق میشمارد که به زودی عذاب خداوند بر آنها نازل خواهد شد.
قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ .
"بگو اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالى كه گرد آوردهايد و تجارتى كه از كسادش بيمناكيد و سراهايى را كه خوش مىداريد نزد شما از خدا و پيامبرش و جهاد در راه وى دوستداشتنىتر است پس منتظر باشيد تا خدا فرمانش را [به اجرا در]آورد و خداوند گروه فاسقان را راهنمايى نمىكند."
اما در این بین کسانی بودند که با انگیزه های مادی و برای تصاحب مقام نامهنگاری کردند . اینان با خود اندیشیدند که اگر امام حسین(ع) به کوفه بیاید و خلافت را به دست بگیرد مقام و پست ها را به کسانی خواهد داد که از ایشان دعوت کردند. شبث بن ربیع و یزید بن حارث از جمله ملعونینی بودند که با چنین نیتی نامه نوشتند و پس از رسیدن امام به کربلا به شدت مواضعشان تغییر کرد و در صف اول جنگ با امام ایستادند.
در جامعه ی کنونی نیز از هر پنج دسته ی ذکر شده نمونه هایی را شاهدیم که به امید خدا در شماره بعد به آنها خواهیم پرداخت.
ادامه دارد..........
پیش از این به ساختار جمعیتی مردم کوفه، اصالت پول برای کوفیان، و انگیزه های نامه نگاری ایشان به امام حسین (ع) اشاره شد. در این گفتار بر آنیم تا عبرتهایی که از سیره و رفتار مردم کوفه میتوان گرفت را مورد بررسی قرار دهیم.
عدم داشتن حافظه سیاسی
مردم کوفه حافظه سیاسی مناسبی نداشتند و از اتفاقات درس نمیگرفتند. امام و ولی در یک جامعه الهی، وظیفه راهنمایی، روشنگری و تربیت سیاسی و بصیرتی جامعه را برعهده دارد.
امام حسن (ع) با علم به این نکته و شناختی که از مردم داشتند، با معاویه صلحنامه امضا کردند تا چهره و شخصیت معاویه بیش از پیش برای مردم آشکار شود وحافظه ی سیاسی شان تقویت گردد. ایشان در توافقشان با معاویه بندهایی آورده بود که به مردم ثابت شود معاویه چگونه آدمیست. مردم کوفه بازی معاویه با خوارج را فراموش کرده بودند.
عدم توان ایستادگی در مسیر حق
با اینکه گرایشات باطل معاویه به کوفیان اثبات شده بود ولی آنها اراده ایستادگی در راه حقیقت و پرداخت هزینه آن را نداشتند.
در توضیح این مطلب باید گفت دشمن در دو حالت با ما کاری نخواهد داشت یا مثل خودش باشیم و یا تبدیل به یک قدرت بین المللی شویم. قدرتمندی ما در عرصه ی نظامی باعث شده تا امنیت ما در منطقه بحرانخیز خاورمیانه حفظ شود اما این باعث نمیشود که از جبهه های دیگر مورد هجوم قرار نگیریم. برای غلبه بر دشمن و ایستادگی برای حق باید در تمام عرصه ها قدرتمند بود، و برای رسیدن به این قدرت باید هزینه پرداخت کرد.
رفاهزدگی خواص
خواص رفاه زده دوران خلیفه ی دوم و سوم همان صحابهای بودند که پس از پیامبر با ارتزاق از بیت المال به رفاه رسیدند ودر زمان حضرت علی (ع) به خاطر قطع حقوقشان از بیت المال، به دشمنی با حضرت علی برخاستند.
به عنوان یک مثال تاریخی میتوان گفت زبیر جزو شش نفراز یاران مورد اطمینان حضرت علی، در گردهمایی که زمان انتخاب ابوبکر، در خانه ی حضرت زهرا (س) برگزار میشد، بود. او دو بار با ابوبکربرای برگرداندن خلافت به امام علی (ع) صحبت میکند و وی را متقاعد میسازد. اما دخالت عمر باعث میشود ابوبکر پشیمان شود.
اما بیبصیرتی، رفاهزدگی، مال حرام و فرزند ناخلف از این صحابی مورد اطمینان پیامبر و امام علی (ع) شخصی را میسازد که خودش در مقابل امام شمشیر کشید و پسرش در مقابل مختار که به عنوان خوانخواهی امام حسین قیام میکند.
اهمالکاری(تعلل) شیعیان کوفه
هر چند که ابن زیاد پس از رسیدن به حکومت، 12000 شیعه از جمله مختاررا، به زندان انداخت، اما این سوال مطرح است که چرا این شیعیان قبل از به زندان افتادن، مثل مسلم ابن عوسجه به شط نزدند و خود را به ولی زمانشان نرساندند.
دوقطبی شدن جامعه کوفه
جامعه کوفه دوقطبی شده بود: علوی و عثمانی و این دو قطب به شدت با یکدیگر منازعه داشته و اختلافات شدیدی در لایحههای مختلف جامعه وجود داشت و این به یک آسیب جدی برای وحدت مردم کوفه در مقابل دشمن تبدیل شدهبود.
در زمان کنونی نیز تاکید رهبری بر جلوگیری از دوقطبی شدن جامعه بعد از برجام به دلیل پیشگیری از وقوع اختلاف و از بین رفتن اتحاد در جامعه ماست.
سخت دلی بر اثر عهدشکنی
عهد شکنی مسلمین درباره ی غدیر، دلهایشان را سخت کرد و به فاصله ی چند سال بعد، فرزند پیامبر را به شهادت رساندند.این عهد شکنی باعث شد روی آرامش را نبینند و جامعه ی اسلامی تا سالها درگیر جنگ و خونریزی بین مسلمین بود.
امام سجاد برای برگرداندن آنها و نرم شدن دل هایشان، سنت اشک، برای امام حسین (ع) را ایجاد کرد.
اختلاف میان شیعیان
جامعه کوفه نماد اختلاف و تفرقه بود، غیر از اختلاف بین مسلمین در کوفه، شیعیان خاص هم با اینکه تعدادشان بسیار معدود بود، با یکدیگر اختلاف داشتند.
زمانی که مسلم فتوای جهاد داد، 4000 نفر دور کاخ ابن زیاد جمع شدند، در حالیکه تاریخ افراد داخل کاخ را 50 نفر اعلام کرده است. اما اختلاف بین شیعیان باعث شد که ایشان با این تعداد بالا نتوانند کاخ را تصاحب کنند که اگر چنین میشد، کار به کربلا نمیکشید و قشر خاکستری کوفه نیز که به دنبال منافع خود بودند با پیروزی مسلم و ورود امام به ایشان ملحق میشدند.
اما چنین اتفاقی رخ نداد؛ در بین شیعیان خاص، سلیمان صرد خزایی با مسلم اختلاف داشت، رفاعه با مختار، ابراهیم مالک با مختار، و تمام این اختلافات باعث شد نتوانند کنار امام زمانشان بایستند و از وی اطاعت کنند.
در زمان حال نیز وضع به این منوال است؛ یعنی یهودی صهیونیست، مسیحی اوانجلیست و مسلمان صهیونیست (تکفیری ) که یکدیگر را قبول ندارند، بر علیه شیعه متحد شدند، اما شیعیان امام زمان، در کنار هم هستند و دائما با یکدیگر اختلاف دارند.
قلع و قمع شیعه توسط حاکمان
این نکتهای بسیار مهم است که اگر دشمن بر کسی مسلط شود او را نابود میکند. قبل از شهادت مسلم، ابن زیاد جرات آسیب رساندن به هانی را نداشت اما پس از شهادت مسلم، هانی را نیز به شهادت رساند.
زمانی که مصعب به کاخ کوفه حمله کرد 7000 سرباز در کاخ بودند. مصعب ایشان را به تسلیم فرا خواند اما پس از تسلیم شدنشان، همه ی آنها را در یک روز گردن زد.
فرصت دادن به ابن الوقتها
به ابن الوقت ها نباید فرصت داد؛ کسانی که اگرفرصت بیابند، یک شبه کاری میکنند که یک مسیر صد ساله ویران گردد.
ابن زیاد با یک فرصت، جنگ تمام باخته را با 50 نفر تبدیل به بازی برده درمقابل 4000 نفر کرد.
شانتاژرسانهای
اجازه شانتاژ رسانه ای به دشمن نباید داد.سطح سواد رسانهای مردم که بالا باشد، هرچه را بشنوند باور نکرده و بازی نمیخورند، خصوصا در بازیهای روانی. اما دشمن با استفاده از افراد ساده لوح به راحتی میتواند اوضاع سیاسی را تغییر دهد.این اتفاق در کوفه رخ داد و کوفیان تحت تاثیر بازی رسانهای ابن زیاد، از حمایت مسلم دست برداشتند.
استفاده حرام از بیتالمال
آخرین مورد، مراقب از مسیر های حرام و غیر قانونی درمصرف بیت المال است. دشمن و جریانات انحرافی از پول بیتالمال علیه جامعه اسلامی استفاده میکنند. جامعه کوفه نیز اینگونه بود، یعنی مردم به حرامخواری و استفاده نادرست از بیت المال عادت کردهبودند؛ از این رو باید گفت هر زمان که راه ارتزاق حرام برای مردم باز شود، داستان کوفه پیش خواهد آمد.
ادامه دارد...
در مقالات پیشین از سلسله مقالههای «کوفیان و منتظران ظهور» از خصوصیات مردم کوفه که در بین ما نیز مشاهده میشود سخن گفتهشد، در این شماره در نظر داریم خصوصیات اخلاقی و رفتاری فرماندار کوفه، شخصیت حضرت مسلم و چگونگی برخورد این دو با یکدیگر را مورد بررسی قرار دهیم.
جناب مسلم در زمان شهادت، حدود پنجاه سال داشت و به لحاظ شجاعت در بین فرزندان عقیل بارز بود. البته شجاعت در بین بنی هاشم فرهنگ و ارث بود و از کودکی با رزم و مبارزه بزرگ می شدند.همچنین بسیار به پیامبر (ص) شبیه بود. همچنین ایشان ده سال در دوران امام حسن (ع) و ده سال در دوران امام حسین(ع) پای منبر ایشان تلمذ نمود. نتیجه این بیست سال، فقیهی است که در دیانت نمونه بود.
امام درمعرفی مسلم برای مردم کوفه ، میفرمایند من کسی را برای شما فرستادم که به منزله برادرم است.
در زیارت حضرت مسلم می خوانیم" لعن الله من جاهل حقک" لعنت بر کسی که مسلم را نشناسد. شناخت مسلم، جایگاه و حقش از وظایف ماست.جناب مسلم معصوم نیست ولی در زیارت نامهاش میخوانیم "لعن الله من بایعت و غشت" لعنت خدا بر هر کسی که با تو بیعت کرد و بیعتش را شکست.
ایشان پنجم شوال به کوفه رسید و به روایتی در منزل مختار و به روایت دیگر منزل مسلم بن عوسجه اقامت کرد.
شیعیان کوفه فوج فوج برای بیعت با ایشان می آمدند و وی در بیعت کلمهای از خود نمیگفت. نامه امام حسین را میخواند و شرایطی که امام گذاشته بود را ، بیان میکرد و سپس بیعت مینمود.
در حقیقت حضرت مسلم تلاش میکرد که شرایط کوفه را به گونهای آماده میکرد که زمان رسیدن امام زمانش، حکومت اسلامی را به ایشان تقدیم کند. یعنی حکومتی تشکیل شود که منجر به ظهور معصوم و برای یاری اهل بیت باشد.
در ادامه به شرایط بیعت امام حسین میپردازیم:
• دفاع از مظلوم
یکی از شرایط امام حسین برای بیعت، دفاع از مظلوم بود. اگر هم اکنون شعارمان" ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند" است ، بنابراین دفاع از فلسطین و یمن و سوریه هم از بایدهایمان است. امام حسین شرط بیعتشان را چنین دفاعی قرار داده بودند.
• دوستی با دوستان اهل بیت و دشمنی با دشمنان آنان
معیار دیگر بیعت، "سلم لکم سالمکم و حرب لکم حاربکم " بود یعنی از منظر امام، سازش با دشمن اهل بیت معنایی ندارد و دوستی با دوستان ایشان، نشاندهنده تبعیت از معیار امام حسین است.
• عدم فراموشی دستورات اهل بیت
بند دیگر بیعت نامه چنین بود:"سخن و فعل اهل بیت را گوش خواهم داد و فراموش نخواهم کرد."
شروط فوق نشان میدهد امام حسین مسلم ابن عقیل را با بیعتی که زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی مسلمانان را تحت تاثیر قرار میدهد، به کوفه میفرستد.
نکته لازم به ذکر این است که امام هادی(ع) نیز مردم را به اطاعت از وکلای غیر معصوم خود ملزم نموده بود، کسانی که در برهه ای از زمان حتی با ایشان هم در تماس نبودند.
حال این سوال پیش میآید که آیا مسلم برای حکومت خود بیعت میگرفت در حالیکه خود حاکم بود؟ یا فردی غیر معصوم بود که برای حکومت معصوم بیعت میگرفت؟
کسانی که ولایت مسلم را پذیرفتند ، چند دسته میشوند که مصادیق آنها امروزه نیز وجود دارد:
الف) عدهای تا زمانی که ولی حرفی بر خلاف میلشان نزند، از وی اطاعت می کنند. این گروه ولی را تابع خود می خواهند و خود تابع ولی نیستند.
ب) دستهای فقط تا بخش خاصی ولی را همراهی میکنند و اگر احکام و نظرات ولی را قبول نداشته باشند، برای وی جایگزین پیدا می کنند.
ج)عدهای توان استقامت ندارند. ولی را دوست دارند و در ناراحتیاش شریک میشوند اما اگر زمان به سختی افتادن خودشان فرارسد ، ولی را تنها میگذارند.
د)گروهی به تعبیری از ولی، ولایتمندترند. یعنی ازولی توقع دارند که به حرفشان گوش دهد. همانهایی که با افراط مردم را از دین بیزار میکنند. ولایتمدارانی که خارج از مدار ولی و جلوتر از وی حرکت میکنند.
ه) عدهای نیز ولایتمدار هم وزنند یعنی خود را هماندازه ولی میدانند. بهعنوان نمونه کسی مثل سلیمان بن صرد خزاعی خود را صحابه ی پیامبر میدانست و پذیرش فردی مثل مسلم که از نظر سن از وی کوچکتر بود، برایش سخت و سنگین بود. از این جمله افراد هم اکنون نیز در جامعه دیده میشود. کسانی که به سابقه طولانی آشنایی خود با امام "ره" تکیه کرده و از پذیرش ولایت مقام معظم رهبری سر باز میزنند.
و)دسته آخر، ولایت مداران واقعیاند. یعنی کسانی که نه جلوتر از ولیاند نه مخالف نه عقب تر، کاملا پشت سر ولی و تابع محض وی.
باید گفت زمانی که پای دفاع از ولایت در میان باشد، جان و مال را باید ایثار کرد. کاری که مردم کوفه برای دفاع از مسلم انجام ندادند و سپس با امام حسین نیز چنین کردند و این نشان میدهد اگر مردمی به دشمنی با جانشین امام معصوم بپردازند به طور قطع با امام معصوم نیز دشمن خواهند بود.
در این بین بررسی نقش فردی به نام «معقل» در کوفه مهم است. ابن زیاد وی را برای شناسایی افرادی که نزد مسلم رفت و آمد میکردند و به وی نزدیک بودند، فرستاد. وی پس از حشر و نشر با آنها و شناساییشان به نزد ابن زیاد بازگشت و باعث به زندان انداختن دوازده هزار نفر شیعه، در یک روز شد.
باید گفت اکنون نیز در میان مسلمانان، نفوذیهایی اینچنین بسیار وجود دارد و دشمن برای زمین زدن شیعه از آنها استفاده میکند.
از این روست که امام خمینی در وصیت نامه خود بزرگترین خطر برای حوزههای علمیه را روحانی نماهای نفوذی میداند. کسانی که در کمترین ضرر باعث بد نام شدن روحانیت بین مردم خواهندشد. و در خطرناکترین حالت به پست های مهم و مسوولیت درجامعه میرسند.
منبع : مصاف