راسخون

اشعار دفاع مقدس

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 


نماز نافله اش ناتمام باقی ماند
شبی که قامت او در قیام باقی ماند
 
 شبی که پشت سرش در نگاه یک ملت
به رسم بدرقه اشکی مدام باقی ماند
 
وداع کرد و شگفتا که بعد هجرانش
چقدر بر لب مردم سلام باقی ماند
 
چه درس ها که از او در کمال حادث شد
چه بحث ها که از او در کلام باقی ماند
 
به لطف تیغ دو ابروی کارسازش بود
اگر که تیغ ستم در نیام باقی ماند
 
به گوش شهر چنان آیه ی رهایی خواند
که خاک خسته (کبوترمرام) باقی ماند

***


وطن مسافر غمگین و ناگزیری بود
که بازگشت و به عشق امام باقی ماند...

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

تقدیم به شهدای غواص

 

مگو بدن، ز تن جبهه جان در آوردند

به جای اشک، جگر از نهان در آوردند

وطن پر از گل پرپر شده است و عطرآگین

ز دشت لاله ز بس ارغوان آوردند

شما گروه تفحص به خاک بنویسید

دُر از خزانه این خاک‌دان در آوردند

زمین ز مین پر و اینان ز من سفر کردند

ز آسمان سر از این آستان در آوردند

همین تبار تبری تبر به دوش شدند

دمار از  بت و از بتگران در آوردند

حرامشان که شکم‌بارگان فرصت جوی

تنور گرم شما بود و نان در آوردند

و من به جیب سر و سر به زیر کاین مردان

چه سرفراز سر از امتحان در آوردند

 

علی انسانی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

مظلومیت مردم یمن

 

ای دست خدا منتقم روی کبود

پر خون شده کشور یمن ای موعود

ای کاش که با دست اباالفضلی خود

سیلی بزنی به صورت آل سعود

***

قلبی به امام خویش راغب داریم

ما زاده عشقیم و مراقب داریم

هر چند یتیم گیرمان آوردند

ما اهل ولایتیم و صاحب داریم

***

در باغ یمن خزانی و سیلابی

بر کشتن کودکان چرا بی تابی ؟

نفرین به تو ای هم نفس اسرائیل

لعنت به تو ای حکومت وهابی

***

آوار شده غم یمن بر سر ما

انگار که بوده سالها کشور ما

ای اهل یمن ریاض را می گیریم

گر حکم حکومتی کند رهبر ما

***

ای اهل یمن کمی تحمل باید

تا دست خداوند گره بگشاید

من مطمئنم در این حوادث خبری است

چون عطر ظهور از یمن می آید

 

مجتبی شکریان همدانی
mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

بر سینه مدال افتخاری دارند
از فاطمه ارث بیشماری دارند

در عشق مرید حضرت عباس اند
در پیش حسین اعتباری دارند

سی سال اگر چه مثل زهرا بودند
حالا همگی سنگ مزاری دارند

هر چند که دستشان به ظاهر بسته ست
اما بنگر چه ذوالفقاری دارند

دیدند گزینه ها چو روی میز است
از راه رسیده، قصد یاری دارند

اینان که حماسه ساز میدان بودند
ترسی ز مذاکرات جاری دارند

یک مشت پلاک و استخوان، خود گویاست
از دولت ما چه انتظاری دارند

محمود مربوبی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

تقدیم به غواصان شهید

 

راهیای قرمز حوض خدا !
راه دریا رو به ما نشون بدین
شمارو قسم به اشک مادرا
باله‌هاتونو بازم تکون بدین

توی موج اشکایی که جارین
یه بار دیگه پاشین شنا کنین
لباتونو بزنین بازم به هم
مثه اون وقتا، خدا خدا کنین

بعد از این هر جا که اسم آب بیاد
دل مادرایی آتیش می‌گیره
ماهی وقتی توو دلش دریا باشه
جون می‌ده رو خاک، ولی نمی‌میره؟

حتی با دستای بسته هیچ‌کسی
توی عشق حریف مردا نمیشه
شماها «زنده به نور»ین، به خدا
عاشقین، زنده می‌مونین همیشه

ای صد و هفتاد و پنج مسافری
که با دست بسته از راه رسیدین
پشت دریاها می‌گن یه شهری هست
بگین اونجا چی دیدین؟ چی شنیدین؟

بگین اون لحظه‌ی آخر چی گذشت؟
کی سراتونو رو دامنش گذاشت؟
اون که دست رو صورت شما کشید،
یه کبودی روی صورتش نداشت؟

اهل خلوتین و عادت ندارین
به شلوغی‌های شهر پر‌صدا
راه دریا رو به ما نشون بدین
ماهیای قرمز حوض خدا !

قاسم صرافان

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

تقدیم به شهدای غواص

 

نصفِ تاریخ عاشقی «آب» است، قصه‌هایی عمیق و پراحساس

قصه‌هایی پر از فداكاری، قصه‌هایی عجیب، اما خاص:

قصۀ آبِ چشمۀ زمزم، زیرِ پاكوبه‌های اسماعیل

قصۀ نیل و حضرت موسی، قصۀ آن گذشتنِ حسّاس

قصۀ حفظِ حضرت یونس، توی بطن نهنگ، در دریا

یا كه نفرینِ نوحِ پیغمبر، بر سرِ مردمِ نمك نشناس

قصۀ ظهر روز عاشورا، بستنِ آب روی وارثِ آن

كربلا بود و یك حرم، تشنه، كربلا بود و حضرتِ عباس

بین افسانه‌های آب و جنون، قصۀ تازه‌ای اضافه شده :

قصۀ بیست و هفت ساله‌ای از، صد و هفتاد و پنج تا غواص

 

نفیسه سادات موسوی
mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

شعری که مقام معظم رهبری خطاب به

شهدا خواندند و گریه ی جانسوزی کردند

ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم آنها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند

 خطاب به آقا درجواب شعری که خواندند:

از اشک شما ارض و سما باریدند
بر آه شما انس و ملک نالیدند

گفتند همه \"فدای اشکت آقا\"
تصویر شما را شهدا بوسیدند

آقا خودتان حضرت خورشید هستید
از نور شما ستاره ها تابیدند

در مجلس خوبان شهدا هم بودند
اما همگان گرد شما چرخیدند

از اول و از آخر مجلس، شهدا
آقای جهان سید علی را چیدند.

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
برای شهید جهاد مغنیه


سلام یاور خوبم ، جهاد مغنیه
شهید پرپر خوبم ، جهاد مغنیه
تو ماه و دلبر خوبم ، جهاد مغنیه
الا برادر خوبم جهاد مغنیه

ازینکه چون تو نگشتم شهید پر دردم
ازینکه روح تو بی من پرید پر دردم

از این زمانه ی بی تو چقدر بیزارم
ز دام دانه ی بی تو چقدر بیزارم
همیشه عطر تو را میکنم‌من استشمام
ولی ز خانه ی بی تو چقدر بیزارم

ازینکه چون تو نگشتم شهید پر دردم
ازینکه روح تو بی من پرید پر دردم

کنار سید خوبان، جهاد، خوش باشی
چنان نسیم خرامان، جهاد ، خوش باشی
از اینکه رفتی و با رفتن خودت کردی
مرا چو کلبه ی احزان، جهاد ، خوش باشی

ازینکه چون تو نگشتم شهید پردردم
ازینکه روح تو بی من پرید پر دردم

سلام این دل ما را به شاهمان برسان
جهات دیده ی ما را به راهمان برسان
ندیده آنچه تو دیدی به جز دو چشم شهید
قدم قدم دلمان را به ماهمان برسان
 
ازینکه چون تو نگشتم شهید پر دردم
ازینکه روح تو بی من پرید پر دردم

جعفر ابوالفتحی
mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

 

شهدا....

بار و بندیلو می بندم
میرم از این دار دنیا
جون ما پایین نشینا
فدا بچه های بالا

بار و بندیلو می بندم
تا که شاید رو سفید شم
بچه ها دعا کنید که
ایشالا منم شهید شم

یه چیزی مثل یه خاره
که همیشه تو گلومه
ماها که عاشق نبودیم
عشق و عاشقی کدومه

مهدی زهرا نگاهی
به دلای ما بینداز
دوباره قصه ی عشقو
با دلامون بکن آغاز

عاشق اونان که تو جبهه
سرشونو دادن آقا
روی شمعت پرشون سوخت
پرشونو دادن آقا

عاشق اونان که به جای
حرف زدن عمل می کردن
واقعا گریه به پای
علم و کتل می کردن

به جای دهن درای
دلشونو وا می کردن
با دل غریبت آقا
چه قدر خوب تا می کردن

مشتیای خوبی بودن
اهل ادعا نبودن
سکشون فقط یه رو داشت
برگ در هوا نبودن

خلاصه دلم براشون
شده قد سر سوزن
خوشبحالشون تو جنت
چشم به جدتون می دوزن

خوشبحالشون کنار
پای مادرت می شینن
چشمای پاک علی رو
دم به دم دارن می بینن

ماها بدبختا چی میشیم
کی ماها رو می پذیره
ما ها که یه عمره آقا
کارمون تو دنیا گیره

جعفر ابوالفتحی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

شهادت .....


اهل دعا با ادعا کاری ندارند
اهل شهادت جز خدا یاری ندارند


مرغ هوایند و زمین زندان آنهاست
جز چشم مهدیشان هواداری ندارند


زحمت کشند و در سکوت خود ، نیازند
جز قلب ، کشکول گوهرباری ندارند


در مرکزیت حل شدند و قند آبند
غرق بصیرت بوده ابصاری ندارند


چون خوش بحال هستند دائم در نمازند
عند العمل هستند و اذکاری ندارند


در ذکر مذکورند و مستورند در ذکر
در نزد مستورات اسراری ندارند


در نفس واحد واحدند و با توحد
در ضرب و جمع خویش اعشاری ندارند


مرزوق رزق رازقند و مرغ عرشند
جز از برای حمد منقاری ندارند


در اتصال خالق و خلقند دائم
انبار دلدارند و انباری ندارند


جعفر ابوالفتحی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

 

ما برای رهبر خود جان فشانی می کنیم

کشور خود را غریق مهربانی می کنیم

پس همیشه در کنار دولت خدمتگزار

با بصیرت "همدلی و هم زبانی" می کنیم...

***

 

محسن زعفرانیه

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

آرزوی شهادت

 

ما سینه زدیم و بی صدا باریدند

از هرچه که دم زدیم، آنها دیدند

ما مدعیان صف اول بودیم

از آخر مجلس، شهدا را چیدند

 

میلاد عرفان پور
mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

شهدا و دفاع مقدس

 

دل باز بهانه بهاران دارد

دیده هوس نم نم باران دارد

ای کاش به ما بال و پری میدادند

جان حال و هوای کوی یاران دارد

***

هر گاه سخن از شهدا می گوییم

انگار که ما ذکر خدا می گوییم

یارب تو شهید و شاهد و مشهودی

اسماء تو را جداجدا می گوییم

***

یاد شهدا راه گشای دل ماست

نام شهدا روشنی محفل ماست

مهر شهدا در همه دل ها جاریست

خون شهدا در رگ و آب و گل ماست

***

امروز همه خاک وطن کرببلاست

هرروز دراین دیار روز شهداست

این است کعه کمتر از شهادت نبود

خون شهدا ادامه خون خداست

***

برعطر گل روی شهیدان صلوات

برپرچم گیسوی شهیدان صلوات

این است که کمتر از شهادت نبود

بر پهلو و بازوی شهیدان صلوات

***

 

محمود ژولیده
mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

در آورید از چشم هاشان مردمک ها را
آتش زنید از زیر سرهاشان تشک ها را
بر عمق رگهاشان بپاشید این نمک ها را
لعنت کنید این حقه بازان را ، کلک ها را

آل سعود آل قعود رو به شیطانهاست
تشنه به خون نای سرهای مسلمانهاست

ای مردم صنعا به پا خیزید با تیشه
روح درخت کفر را از بیخ و از ریشه
با داس هاتان برکنیدش مثل همیشه
در کار نیکو نیست هیچ حاجت به اندیشه

دیگر جواب تیر ، تیر است ای مسلمانان
دشمن مسلح ، سیر ، دیر است ای مسلمانان

از بیشه ی خود روبهی مکار آوردند
دجالها دجال را بر کار آوردند
مسلم کشی در بند استعمار آوردند
یک کافر دل از یمن بی زار آوردند

بادام های تلخ را در کام باید کرد؟
فکری به حال مرکز اسلام باید کرد

مهدی ز نسل ما هزاران یار میخواهد
سید علی از ما هزاران کار میخواهد
او خون فشانی از رگ عمار می خواهد
او بهر مولا میثم تمار می خواهد

مهدی بیا چشم انتظاران را فدایی کن
دلهای ما را چون شهیدان کربلایی کن


جعفر ابوالفتحی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

شهید کاظم رستگار فرمانده لشگر 10 سیدالشهداء(ع)

 

می خوام از دلای بیقرار بگم

می خــوام از قربــونیای یــار بگــم

بــا  اجــازه از تـمـوم شهدا

می خـــوام از کــاظــم رستگار بگم

اونکه فرمانده ی لشگرم بوده

همیشه سایش روی سرم بوده

پیرو راه امام حاج کاظمه

یه بسیجی تمام حاج کاظمه

افتخار بچه های شهرری

میشه گفت تو یک کلام حاج کاظمه

لشگر دهی میدونه همیشه

هیچ کسی حاج کاظم ما نمیشه

آخرش مزدشو از خدا گرفت

درد کهنه ی دلش شفا گرفت

عملیات پر از غرور بدر

شرق دجله بوی کربلا گرفت

این خبر پیچید میون بچه ها

حاجی ام شد زائر کرببلا

دعاش این بود تک و تنها بمونه

بدنش تو بیابون جا بمونه

ذکر یا فاطمه الزهرا به لب

بی مزار شبیه زهرا بمونه

بعد سیزده سالی که دلارو برد

با تنش شمیم زهرارو آورد

هنوزم میاد صدای گریه هاش

نوای حسین حسین و ناله هاش

هنوزم وقتیکه روضه میخونیم

گوشه ی هیئت ما خالیه جاش

عاشقی دردیه درمون نداره

دل عاشق سر و سامون نداره

دختری که روی بابارو ندید

تو خیالش عکس باباشو کشید

همه خاطرات زندگیش شده

درد دل کنار یک عکس شهید

دخترا وقتیکه بی بابا میشن

وارث مادرشون زهرا میشن

آخه زخم سینه رو نمک زدن

شعله بر بال و پر ملک زدن

عزادار پدرش بود به خدا

مادرم فاطمه رو کتک زدن

کیه که تو کوچه ها کمک میخواد

صدای ناله ی فاطمه میاد

شهدا مقتداشون فاطمه بود

نمک روضه هاشون فاطمه بود

روضه ای که درمیومد پای اون

صدای ناله هاشون فاطمه بود

آخه سیلی بغض این گلوم شده

کوچه ها خیلی گرون تموم شده

ما که جا مونده از این سلسله ایم

جون به لب شده از این فاصله ایم

یعنی میشه که ما هم شهید بشیم

ببینیم میون این قافله ایم

آخرش حاجتمو من می گیرم

به روی پاهای آقام می میرم

 

 

قاسم نعمتی