اشعار دفاع مقدس
تقدیم به شهید والا مقام شیخ نمر
بین شیوخ منطقه شیخی کبیر بود
بر مسند حقیقی دلها امیر بود
نسلش به برکههای پر از نور میرسید
از جنس عاشقان شهید غدیر بود
بین شیوخ نفتی تقوا نداشته
او روزهدار سفرهی نان و پنیر بود
روحی بزرگ داشت، شبیه پیمبران
آل سعود بین دو دستش اسیر بود
در گردباد حادثه قلبی سلیم داشت
در آخرالزمان زمین بینظیر بود
خون قطیف و خون خدا وصل شد به هم
او واقعا حقیقت خیر کثیر بود
در بین مردگان زمین نیست نام او
با خون خود نوشت که «شیخی نمیر بود»
ایوب پرن آور
این راه بدانید به جز راه ظفر نیست
فرمانده به جز “شیخ نمر” مرد خطر نیست
بر شیخ سعودی لعین هم برسانید
مظلوم کشی جانب مکه که هنر نیست
این خون که ز هر شیعه بریزند بهایی ست
در پیش عطاهای حسین، اینکه ضرر نیست
ما جمله به این رنج و بلاهاست که هستیم
گر رنج و بلا نیست هلا شیعه دگر نیست
آنکس که فقط “قافیه” را باخت “سعودی” ست
پیروز به جز شیعه و جز “شیخ نمر” نیست
شاعر: سیدمسعودطباطبائی
عربستان دچار خواهد شد
بعد از این تار و مار خواهد شد
این دم ریخته به روى زمین
یک دم ذوالفقار خواهد شد
دینى که قیام را ندارد دین نیست
در مکتب ما حرف ببین, بنشین نیست
با سر علم فاطمه را بالا برد
از ” شیخ نمر” توقعى جز این نیست
علی اکبر لطیفیان
تقدیم به شهید والا مقام شیخ نمر
هنگامهی خیر و دفع شر میآید
یک روز خلیل با تبر میآید
اکلاب سعود، ذکر این الطالب
از حنجرهی شیخ نمر میآید
سید محمد میر هاشمی
تقدیم به شهید والا مقام شیخ نمر
دینى که قیام را ندارد دین نیست
در مکتب ما حرف ببین، بنشین نیست
با سر علم فاطمه را بالا برد
از " شیخ نمر" توقعى جز این نیست
علی اکبر لطیفیان
غم های ماست صدر خبرها هنوز هم
فرقی نکرده گردش دنیا هنوز هم
آل خلیفه اهل سیقیفه اگر نبود
تنها نبود شیعه ی مولا هنوز هم
فریاد کشتگان منا می رسد به گوش
آل سعود از درِ حاشا هنوز هم
هر روز زخم تازه و هر شام صد شهید
دنیا نشسته گرم تماشا هنوز هم
آزادی و عدالت و اندیشه های بکر
زنده به گور می شود آنجا هنوز هم
گرچه هنوز دست به قبضه نبرده ایم
شور شهادتیم سراپا هنوز هم …
ای منتقم ! رسیده به لب جانم…انتقم
وقتش نیامده ست خدایا هنوز هم ؟!؟
عطیه سادات حجتی
تقدیم به شهید والا مقام شیخ نمر
هنگامهی خیر و دفع شر میآید
یک روز خلیل با تبر میآید
اکلاب سعود، ذکر این الطالب
از حنجرهی شیخ نمر میآید
سید محمد میر هاشمی
تقدیم به شهید والا مقام شیخ نمر
با این همه جنایتِ بیوقفه، همچنان
دنیا سكوت كرده و ای ننگ بر جهان!
اینجا كمر به قتلِ گلِ سرخ بستهاند
با هرچه شد، به هر روشی، سخت و ناگهان
آنقدر پشت هم، همه خون گریه كردهایم
بر غربت همیشگی شیعه، بیامان-
حالا كه آسمان نرسیدهست تا زمین،
میترسم این زمین برود سمت آسمان!
ما با دلِ شكستهی خود، داد میزنیم:
عَجِّل علی ظُهورِكَ یا صاحبَ الزّمان!
پنهان نمیشود دگر از چشم هیچكس
در پشت پرده، سایهی شوم یهودیان
این مشتهای ما همه از غم، گره شدهست
آل سعود! گوش كن! این خطّ و این نشان:
رهبر اگر اشاره كند، محو میشوی!
شیعه بی جرم و جنایت همه جا توبیخ است
شیعه مظلوم ترین واژه این تاریخ است
کار با خدعه و نیرنگ ندارد شیعه
چونکه با هیچ کسی جنگ ندارد شیعه
شیعه در عاطفه و صلح تبحر دارد
ظلم دیده ، ولی از ظلم تنفر دارد
به کسی بی خود و بی فایده توهین نکند
بی جهت شیعه به یک طایفه نفرین نکند
مثل میثم دلش از ظلم و ستم بیزار است
تن به ذلت ندهد گرچه سرش بر دار است
داغ کوثر به دل خون صحیفه ست هنوز
فتنه ها زیر سر روز سقیفه ست هنوز
کاش،ای کاش جهان اینهمه در خواب نبود
اینقدر شیعه کشی روی زمین باب نبود
جوی خونی که ز راه آمده سدی دارد
خویشتن داری این طایفه حدی دارد
ننگشان باد که ذوب اند درآیین یهود
لعنت شیعه به موذی گری آل سعود
باز طوفان هدفش وادی شن خواهد بود
شیعه عکس العملش سخت و خشن خواهد بود
مجید تال
از تبار کاوه ی اهنگرم
من غلام بچه های حیدرم
پور زال و زاده ی تهمینه ام
حب عباس علی در سینه ام
اریایی از تبار ارشم
دشمن ال سعود و داعشم
کلب زینب هستم و نا لایقم
من هنر جوی امام صادقم
حیدری هستم حسینی مذهبم
از غم شاه شهیدم درغمم
کینه ها دارم ز این قوم یهود
مرتدان فاسد ال سعود
دم زدین پاک احمد می زند
در عراق و سوریه سر میزند
در ریاص از جام می سر می کشد
در یمن مسکن به اتش می کشد
شمر دوران در یمن جولان دهد
بر حکومت کردنش پایان دهد
شاه بن عبدالعزیز همچون پیاز
الت دشمن شده اندر حجاز
این حکومت دشمن پیغمبر است
زخمی تیغ علی در خیبر است
دین اسلام سعودی ظاهریست
دینشان ایین رسم جاهلیست
دینشان باشد همه رقص و طرب
دیسکو و کاباره های نصف شب
ویسکی و مشروب و ارگ عربی
در کنارش رقص هیفا وهبی
این خران سرباز اسراییلی اند
شب چراغ محفل بی دینی اند
حمید کریمی
به بهانه ی شهادت رهبر شیعیان عربستان
(شیخ نمر)
با شهادت خورده پیوندی وقار شیعیان
تن به ذلت ها ندادن شد، شعار شیعیان
از حبیب و جوون و عابس، بارها آموختم
خون هرآنچه سرخ، بالاتر عیار شیعیان
رهبری را تا خدا دست علی ها داده است
هست عالم یکسره در انحصار شیعیان
خونِ دل خوردیم و خون دادیم، اما تاکنون
کم نگشته از مرام و اقتدار شیعیان
هرکسی درد عدالت داشت همچون شیخ نمر
می شود تا روز محشر افتخار شیعیان
شیخ نمرها زنده و آل سعودی مرده است
مکه روزی می شود در اختیار شیعیان
سوریه، لبنان، عراق و نیجریه، در یمن
مهدیِ زهراست هرجا، در کنار شیعیان
رضاباقریان
نیمۀ ماه از این شهر، عجب ماهى رفت
رفت تا عمه سادات, عجب راهى رفت
اسد الله شدن مرحله اى از سلک است
اسداللهى ما هم اسداللهى رفت
علی اکبر لطیفیان
پرهای زخمی عاشقند
دارو نمی خواهند ، نه
مقصد پرنده بودن است
سکو نمی خواهند ، نه
وقتی مصمم می شوی
اقدام ، شیرین می شود
آنجا که مردن عزت است
اعدام شیرین می شود
ای قوم ابراهیم کش
اینجا تبر میراث اوست
آه نمر خاموش نیست
راه نمر میراث اوست
بالش اگر زنحیر شد
اما کبوتر وار رفت
صدها ابوذر زنده شد
از بس ابوذر وار رفت
امروز اینجا صحبت از
آزادگی دارهاست
اقلیم حیدر لب به لب
از میثم تمارهاست
این چرک را وهابیت
از زخم طاعون می مکد
زالو به مردن می رسد
امروز اگر خون می مکد
در مکتب ما شیعیان
ترس از سگ دژخیم نیست
در مذهب ما صحبت از
زن باره تسلیم نیست
محمد جواد پرچمی
تقدیم به رهبر نیجریه شیخ ابراهیم زكزاكی...
وقتی که در جان زلالت، حُبِّ دین باشد
در سینهٔ دشمن شرار بغض و کین باشد
بی یاور و تنها...، به مولا اقتدا داری
از پرتوش بر باورت نور یقین باشد
دلخوش به دیدار بهارانی، نداری غم
حتی اگر برگ و برت روی زمین باشد
هرچه جوان دادی، دلت آرام تر گردید
حاشا اگر چینی تو را روی جبین باشد
ای هم قبیله با غلام روسپید عشق
فریادهایت پاسخ هل من معین باشد
همواره در دنیا نوای نی نوا جاری ست
برپا عَلَم های قیامی راستین باشد
فاطمه نانی زاد
تقدیم به شهدای نیجریه
گویند که محسنیه را دریابید
مظلومیِ فاطمیه را دریابید
گوییم اگر که واقعاً دلسوزید
پس شیعه ی نیجریه را دریابید
***
امروز فراتر ز عدَن پیدا شد
مظلومتر از اهل یمن پیدا شد
در نیجریه ز تیرهٔ جوون و بِلال
یک شهر، شهید بی کفن پیدا شد
***
یک شهر به خونِ خویش آغشته شده
از کشتهٔ شیعهٔ علی کشته شده
مظلومیِ نیجریه را دنیا دید
انگار نه انگار کسی کشته شده
***
محمود ژولیده