راسخون

اشعار دفاع مقدس

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

یکی هم سن من، هم سن تو، اهل همینجا بود

یکی مثل من و تو، تووی قلبش آرزوها بود

میون دفتراش عشقی بدون مرز پیدا بود

پدر یک روز رفت، اما چه جای غصه؟ .... آقا بود

دلش تفسیر نصرالله ، چمران خون تو رگهاش

جهاد اسمش، جهاد رسمش، جهاد اندیشه و رویاش

یکی میوفته صدتا مرد برمی‌خیزن از خونش

یکی میره، می‌مونن هم قطارا پای پیمونش

جهادی هست در این راه، تا خون عمادی هست

عمادی هست در این رزم، تا وقتی جهادی هست

شبا گریونن اونهایی که روزا مردِ مِیدونن

می خندن با یتیما و براشون شعر می خونن

درِ باغ شهادت پیش روی عاشقا بازه

فقط عشقه که توو میدون از آدم مرد میسازه

نشون دادیم به عالم توو حرمها شور غیرت رو

خود زینب جدا کرده علمدارای این خط رو

عیار مرد در شور نبرد و گَرد مِیدونه

جهاد اسم من و تو نیست تنها، رسم مردونه

رهایی تو ای پروانه از پیله مبارک باد

برای مومنین دنیا، پیمبر گفت زندونه

برای تو چه پایانی، چه تقدیری مقدر بود

دم آخر، سرت رو دامن سالار بی سر بود

یکی میوفته صدتا مرد برمی‌خیزن از خونش

یکی میره، می‌مونن هم قطارا پای پیمونش

جهاد ما ادامه داره تا ظلم و تباهی هست

همیشه خاک سرخی هست تا کاخ سیاهی هست

 

قاسم صرافان

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

به نام عشق ، بنام مدافعان حرم
سرم فدای امام مدافعان حرم

اگر که قسمت من نیست تاحرم بروم
بخوان مرا تو غلام مدافعان حرم

من و تو ایم که از روزگار بیزاریم
جهان خوش است به کام مدافعان حرم

میان کل جهان در مقابل داعش
زبانزد است قیام مدافعان حرم

فدای غیرت و مردانگی این مردان
فدای لطف و مرام مدافعان حرم

خودحسین و ابالفضل باده میریزند
به نام خویش به جام مدافعان حرم

غزل سروده ام اینبار پیشکش باشد
سلامتی تمام مدافعان حرم

 

 

امیر فرخنده

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

مقاومت اسلامی

 

آن قطره که شد وصل به دریا مائیم

دلباختۀ علی و زهرا مائیم

با لطف امام عصر تا روز ظهور

پیروز ترین ملت دنیا مائیم

 

انقلاب اسلامی

 

برخاست شمیم جانفزا با صلوات

پُرگشت تمامی فضا با صلوات

این پرچم انقلاب باید برسد

بردست امام عصر ما با صلوات

 

 

بوی نفحات می رسد در بهمن

نور و جلوات می رسد در بهمن

یکباردگر چه انقلابی برپاست

عطر صلوات می رسد در بهمن

***

فجری که بهار را چنین زیبا کرد

درسینه امید و عشق را معنا کرد

گلبانگ سلام و صلوات مردم

پیروزی انقلاب را امضا کرد

 

سید هاشم وفائی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

غزل اخلاقی-بصیرت

 

ما درد عشق دوست به درمان نمی‌دهیم

سوز سحر به صبح گلستان نمی‌دهیم

جان بر کفیم و دار به دوشی مرام ماست

تا اذن حضرتش نرسد ، جان نمی‌دهیم

ما پشت پا به عشق و محبت نمی‌زنیم

این شهد را به تلخی عصیان نمی‌دهیم

عمری بود ز سینه‌زنان ولایتیم

این دست را به بیعت شیطان نمی‌دهیم

از آبروی اشک ، بصیرت گرفته‌ایم

این قطره را به زمزم جوشان نمی‌دهیم

تا ذوالفقار ذکر ائمه به دست ماست

هرگز امان به منکر قرآن نمی‌دهیم

اهل ولایتیم و پریشان دلبریم

ما گوش جان به حرف پریشان نمی‌دهیم

ما را فقیر کوی حسین آفریده‌اند

این فقر را به ملک سلیمان نمی‌دهیم

جز کربلا بهشت دگر را نخواستیم

این خاک را به روضه ی رضوان نمی‌دهیم

عشق حسین و مهدی او ارث مادر است

این گنج ، پربها بُوَد ، ارزان نمی‌دهیم

 

سید محمد میرهاشمی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

زبان حال مدافعان حرم

 

زیبایی عشق را نشان خواهم داد

دل را به نگار رایگان خواهم داد

در قلب من احساس پشیمانی نیست

گر زنده شوم دوباره جان خواهم داد

 

علی ذوالقدر

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

 

گاهی کنار نوح در کشتی نشستم

همراه ابراهیم گفتم حق پرستم

موسی که آمد رود طغیان کرد اما

وقتی عصا زد ، از فراز نیل  جستم

عیسی حواری خواست ، یوحنّا تر از قبل

پای صلیب وهم را در هم شکستم

گاه از یمن برخاستم تاریخ را و

نادیده با پیغمبر خود عهد بستم

***

راز من از بین قوافی برملا شد

وقتی که دیدم نفس احمد مرتضی شد

تاریخ من اینبار با غربت ورق خورد

فریاد من در چاه پیچید و رها شد

عمار بودم، غصه ها مالک ترم کرد

زخمی که از صفین خوردم باز وا شد

همراه میثم بارها بر دار رفتم

همپای قاسم ها نصیبم کربلا شد

***

درد مرا تاریخ در خود منحصر کرد

دفتر به دفتر غربتم را منتشر کرد

فریاد کردم ، ناله هایم را گرفت و

بغض مرا در سینه ی خود منفجر کرد

خون مرا از رگ رگ فریاد جوشاند

در من حضور کربلا را مستمر کرد

من زنده ام من زنده می مانم که تاریخ

زکزاکی دیروز خود  را  اَلنِّمر کرد

 

محسن ناصحی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

تقدیم به مدافعان حرم

 

خوب میدانم که خیلی عاشقی

 مطمئنم دوستم داری زیاد

خوب میدانی که من عاشقترم

دوست تر دارم تو را...آری... زیاد

 

عشق ما باید که طولانی شود

بیش از این دنیا که در تاب و تبیم

هرچه که دارم فدای عشق تو

ما ولی هر دو فدای زینبیم

 

پس بیا این آب و این هم آینه

رد بکن از زیر این قرآن مرا

با همان انگشتر فیروزه ات

دور کن از  چشمْ‌زخم جان، مرا

 

باز هم کنج خرابه مانده است

ضجه های وا حسین خواهری

گریه ی بانو رقیه جان گرفت

آه...گویا باز هم بر نی، سری

  

بیشتر از این مرا رسوا مخواه

اذن میدان را بده بانوی من

عزتی داده به سرباز حرم

دست خود را تا گرفته سوی من

 

می روم...رزق شهادت را بخواه

آنچه را که در پی اش روز و شبیم

کاشکی میر و علمدارش شویم

کُلُّنا عباسُک یا زنبیم

 

عارفه دهقانی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

یادبود عملیات کربلای پنج

 

بگوش دل رسد این نغمه بر ما

که شد در خاک جبهه شور و غوغا

شبی یاران درون خیمه بودند

همه آهنگ حمله می سرودند

که فرمان آمد ای یاران بیایید

برای حمله ای آماده باشید

به سر دوران هجر و رنج آمد

زمان کربلای پنج آمد

همه با اشک شوق و روی خندان

شدند آماده ی دیدار جانان

عجب شوری درون خیمه ها بود

که ذکر حضرت زهرا بپا بود

یکی می گفت یا رب کن عنایت

دهم این جان ناقابل برایت

ره دشت و ره صحرا بگیرم

تقاص سیلیِ زهرا بگیرم

یکی می گفت با آوای خسته

کجایی مادر پهلو شکسته

قسم بر حیدر و بر کودکانت

بگیرم انتقام از دشمنانت

شب حمله شب معراج یاران

شب آزادیِ چابک سواران

همه خوشحال و خندان می دویدند

تو گویی سوی جانان می دویدند

در آن لحظه رخ دلدار دیدند

صدای مادرش زهرا شنیدند

بیائید ای عزیزانم بیائید

شما یاران و فرزندان مایید

شما شمع جهان افروز هستید

بحق محسنم پیروز هستید

 

محمود ژولیده

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

هرکسى آب و گِلش، آب و گِل حیدر شد
در دل معرکه ها یک تنه یک لشکر شد

خون زهرا به رگِ ” شیخ نِمِر ” ها جاریست
الگوى غیرت ما دختر پیغمبر شد

این خبر را برسانید به سگ هاى یهود
وقت خشم و غضب نسل یَل خیبر شد

یادتان هست على غائله را پایان داد
یادتان هست که وقت غضبش محشر شد

وقت برهم زدن آل سعود آمده است
عمر این نسل زنازاده دگر آخر شد

مثل آیینه شود جلوه ى نورش تکثیر
اثر خون شهیدان همه جا کوثر شد

باز هم یار على را تک و تنها کشتند
زنده در خاطره ها، خاطره ى مادر شد

نحوه ى کشتن او از همه پنهان مانده
مثل آن سینه که مجروح، ز میخ در شد

از تن غرق به خونش بخدا معلوم است
همچونان شاخه گُلِ له شده اى پر پر شد

مثل ارباب، گرفتار حرامى ها شد
دست و پا زیر لگدها زده و بى سر شد

خواهرى لحظه ى جان دادنش از دور ندید
آن دمى را که بریده ز قفا حنجر شد

خون مظلوم به واللهِ گریبان گیر است
سندم کرببلا، خون على اصغر شد

قاسم نعمتی

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

تقدیم به شهدای مدافع

 

از جان خویش صرف نظر کرده ایم ما

خود را برای دوست سپر کرده ایم ما

دست دعای عمه ی سادات پشت ماست

احساس میکنیم نظر کرده ایم ما

عمریست آیه های جهاد و قیام را

در مکتب حسین ز بر کرده ایم ما

از سمت و سوی کرب و بلا چون نسیم صبح

هر روز تا به شام گذر کرده ایم ما

این روزهای سرد زمستان شام را

با عشق زینب است که سر کرده ایم ما

با اسم رمز حضرت عباس بین رزم

صف های خصم زیر و زبر کرده ایم ما

این چشم های منتظر تیغ و تیر را

با روضه های علقمه تر کرده ایم ما

ما چون حسین عازم کوی شهادتیم

از مرگ بی مصاف حذر کرده ایم ما

 

سید علیرضا شفیعی

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

اگر رسیدی و من زیر خاک‌ها بودم
اسیر تنگی تلخ مُغاک‌ها بودم

اگر رسیدی و دیدی شهیدتان شده‌ام
منم یکی ز همان بی‌پلاک‌ها بودم

تو را به فاطمه بر سنگ قبر من بنویس
که من برای تو از سینه‌چاک‌ها بودم

اگرچه دامنی آلوده داشتم اما
همیشه دست به دامان پاک‌ها بودم

خدا که شاهد باشد تو نیز شاهد باش
برای جدّ شما از هلاک‌ها بودم

خدا نیاورد آن روز را، ولی آقا
اگر رسیدی و من زیر خاک‌ها بودم…ا

میلاد حسنی

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

او را بکشند زنده تر خواهد شد

خاکش بکنند بارور خواهد شد

او شیعه ی مرتضا و ابراهیم است

بر ریشه ی کافران تبر خواهد شد

مولاش امام کاظم است، ای کفار

محبوس شود نمر، قمر خواهد شد

یا آل سعود، أُقتلوا، فأنتظروا

هر شیعه خودش شیخ نمر خواهد شد

یکروز اگر خدا بخواهد این شیخ

از سیصد و سیزده نفر خواهد شد

 

امیر عظیمی

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

تقدیم به شهید والا مقام شیخ نمر

 

غم های ماست صدر خبرها هنوز هم

فرقی نکرده گردش دنیا هنوز هم

آل خلیفه اهل سیقیفه اگر نبود

تنها نبود شیعه ی مولا هنوز هم

فریاد کشتگان منا می رسد به گوش

آل سعود از درِ حاشا هنوز هم

هر روز زخم تازه و هر شام صد شهید

دنیا نشسته گرم تماشا هنوز هم

آزادی و عدالت و اندیشه های بکر

زنده به گور می شود آنجا هنوز هم

گرچه هنوز دست به قبضه نبرده ایم

شور شهادتیم سراپا هنوز هم …

ای منتقم ! رسیده به لب جانم…انتقم

وقتش نیامده ست خدایا هنوز هم ؟!

 

عطیه سادات حجتی

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

توفنده‌ترین خروش فریاد کجاست؟

با عشق و شکوه و فتح، هم‌زاد کجاست؟

در دام رها کرده دلم را رفته

ای هم‌سفران عشق «صیاد» کجاست؟

 

یوسف رحیمی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

تقدیم به شهید والا مقام شیخ نمر

 

صدای زنگ تاریخ است در دهلیز تکراریم

قلم بردار تا از داغ دیگر پرده برداریم

قلم بردار تا وقت شفق، از لاله بنویسیم

که خونین دل به پشت در ،کنار زخم مسماریم

قلم باید تمام عمر خون گرید که می بیند

مجسم می شود کرب و بلا ،داغی دگر داریم

تمام واژه هایم رنگ خون دارند صد افسوس

کنار علقمه ای دوست ،در سوگ علمداریم

غمی دیگر نشسته بر جبین آسمان امروز

شبیه میثم تمار می گوید سرِ داریم

حدیث قصه غم هایمان ،شرحی دگر دارد

اگر امروز در سوگ «نمر» اینسان عزاداریم

دوباره واژه نفرت، اسیر نفس شیطان است

روا باشد که از آل سعود اینگونه بیزاریم

زمان از جوشش فریاد مظلومان لبالب شد

بیا ای منتقم ،بی تاب از این آشفته بازاریم

شمیم مقدم سبز تو در جان جهان جاریست

ببار ای حضرت باران، که با شوق تو بیداریم

 

محمد مهدی عبدالهی