لا لایی های کودکانه
لالایی محلی ترکی
لای لای لار
لاي لاييْنام يات بالام
گوُن ايله چيْخ بات بالام
من آرزوما چاتماديم سن آرزووا چات بالام
لالايي تو هستم بخواب ، فرزندم
بهمراه آفتاب طلوع و غروب كن ، فرزندم
من به آرزو ي خودم نرسيدم تو به آرزويت برس ، فرزندم
لاي لاي آهو گؤز بالام
لاي لاي شيرين سؤز بالام
گؤزَل ليكده دونيادا تكدي منيم اؤز بالام
لالايي فرزند چشم آهوي من
لالايي فرزند شيرين سخنم
در زيبايي در دنيا فرزند من تك است
لالاييْنام اؤز بالام
قاشي قارا گؤز بالام
ديلين بالدان شيرين دير دوداغيْند سؤز بالام
لالايي تو هستم فرزندم
فرزند چشم و ابرو سياه من
زبانت از عسل شيرينتر است حرف روي لبت فرزندم
لايْ لايْ ديلين دوز بالام
ديل آچ گينان تئز بالام
من اوتوروم سن دانيْش شيرين شيرين سؤز بالام
لالايي ، زبانت نمك است فرزندم
زود زبان باز كن فرزندم
من بنشينم تو حرف بزن حرف هاي شيرين فرزندم
لاي لاي بالام گوُل بالام
من سَنَه قوربان بالام
قان ائيلَه مَه كؤنلوُموُ گَل مَنَه بير گوُل بالام
لالايي فرزند گل من
من بقربان تو فرزندم
دل مرا خون نكن بيا براي من بخند فرزندم
لاي لاييْنام گوُل بالام
تئل لَري سوُنبوُل بالام
كَپَنَك دَن سئرچَه دَن يوخوسو يوُنگوُل بالام
لالايي تو هستم فرزند گل من
مو هايت مثل سنبل ، فرزندم
از پروانه از گنجشك فرزند من خوابش سبك تر است
لالایی کودک
لالایی هایی را که مادر یا مادربزرگتان در کودکی برایتان می خواند به یاد دارید؟ شاید بله شاید نه. اگر این لالایی ها یادتان نیست، هیچ اشکالی ندارد، می توانید از لالایی های ما برای کودکتان استفاده کنید.
پژوهشهایی در مورد نحوه پاسخ گویی نوزادان به لالایی مادران انجام شده است. بین نوزادانی که در آغوش بودهاند و با آنها صحبت میشده است و نوزادانی که در گهواره بودهاند و برای آنها لالایی خوانده شده است، آنهایی که لالایی شنیدهاند، زودتر به خواب رفتهاند. گویی احساس ارتباطی که برایشان از طریق شنیدن لالایی ایجاد شده است، آرامش بیشتری برایشان داشته است. ممکن است شما خواننده خوبی نباشید، اما نوزادتان با صدای لالایی خواندن شما غرق در آرامش و لذت میشود.
لالا لالا گل پونه
گل زیبای بابونه
بپوش از برگ گل پیرهن
هواگرمه تابستونه
لالالالاشب تیره
بخواب گلبرگ من!دیره
تموم ماهیا خوابن
چرا خوابت نمی گیره؟
لالا مهتاب ازاون بالا
تورومی بینه وحالا
می گه این بچه ی شیطون
نگرده پس چرا لالا؟
می ره می تابه اون دو را
به روی تپه ماهو را
به روی گل که خوابیده
کنار بچه زنبورا
لالالالاخبر لالا
شده فصل سفر لالا
یکی رفت و یکی اومد
لالاچشما به درلالا
لالالالاخبراومد
پرنده از سفر اومد
یکی بال وپرش واشد
یکی بی بال و پر اومد
لالادنیا گذرگاهه
گذرگاهی که کوتاهه
یکی رفته یکی مونده
یکی الان تو راهه
لالالالاگل پونه
که دنیا یک خیابونه
یکی رفت و یکی اومد
چرا؟هیچ کس نمی دونه!
لالالالاگل تازه
که شبها چشم تو بازه
ببین دنیا پر از رنگه
ببین دنیا پر از رازه
یه جا مهتابی و روشن
یه جا تاریک و بی روزن
یه جا صحرا و خارستون
یه جا باغ و یه جا گلشن
لالاصحرا پر از رنگه
دهان چشمه ها تنگه
نگاه آسمون صافه
دل کوهها پر از سنگه
لالاکه چشم تو نازه
دهان درّه ها بازه
ببین از خستگی انگار
کشیدن باز خمیازه
لالا شب توی باغ اومد
باهاش صد تا چراغ اومد
حریر خواب هم کم کم
به روی چشم زاغ اومد
ستاره می زنه سوسو
می خوابه بچه ی راسو
می خوابن کفشدوزکها
می خوابه موشی ترسو
لالا کن درّه می خوابه
کنارش برّه می خوابه
گل من شب پره پیشت
می آد یک ذرّه می خوابه
لالا کن شیر می خوابه
گوزن پیر می خوابه
میون درّه ی ساکت
گل انجیر می خوابه
لالالالالالالایی
چراغ خونه ی مایی
دیگه از شب نمی ترسم
تو مهتابی تو زیبایی
تو این جایی لالالایی
گل مایی لالالایی
بمونی تا ابد پیشم
نری جایی لالالایی
لالادنیا پر از رنگه
یه جا صلحه یه جا جنگه
لالاهرجا که آشوبه
دلا غمگینه و تنگه
لالا دنیا پر از نوره
پر از عشقه پراز شوره
ولی گاهی تو می بینی
دلا از همدیگه دوره
لالا لالاشب تاره
درخت سیب بیداره
لپ سیبا همه سرخه
درخت انگار تب داره!
لالالالاگل سنبل
نشسته توی ایوون گل
هواگرمه که این طوری
عرق کرده تن بلبل
لالالالاگل گندم
لالاخوابن همه مردم
نترس ازشهر خواب امشب
کسی اونجا نمی شه گم
لالالالاگل صدپر
گل نیلوفر مادر
بخواب آروم که می خنده
شب زیبای شهریور