شعر کودکانه
:maple_leaf: خورشید خانم:maple_leaf:
:full_moon_with_face: از پشت کوه دوباره
:full_moon_with_face:خورشید خانوم در اومد
:full_moon_with_face: با کفشای طلا و
:full_moon_with_face:پیرهنی از زر اومد
:full_moon_with_face: آهسته تو آسمون
:full_moon_with_face:چرخی زد و هی خندید
:full_moon_with_face: ستاره ها رو آروم
:full_moon_with_face:از توی آسمون چید
:full_moon_with_face: با دستای قشنگش
:full_moon_with_face:ابرا رو جابه جا کرد
:full_moon_with_face: از اون بالا با شادی
:full_moon_with_face:به آدما نیگا کرد
:full_moon_with_face: دامنشو تکون داد
:full_moon_with_face:رو خونه ها نور پاشید
:full_moon_with_face: آدمها خوشحال شدن
:full_moon_with_face:خورشید بااونها خندید...
:sunflower:شعر اتل متل یه مورچه
:ant:اتل متل یه مورچه
:ant:قدم می زد تو کوچه
:ant:اومد یه کفش ولگرد
:ant: پای اونو لگد کرد
:ant:مورچه پا شکسته
:ant:راه نمی ره نشسته
:ant:با برگی پاشو بسته
:ant: نمی تونه کار کنه
:ant:دونه هارو بار کنه
:ant:تو لونه انبار کنه
:ant:مورچه جونم تو ماهی
:ant:عیب نداره سیاهی
:ant:خوب بشه پات الهی
:revolving_hearts:بچه ی کوچک
:revolving_hearts:سرِشب خوابید
:revolving_hearts:نیمه های شب
:revolving_hearts:از خواب پرید
:revolving_hearts:آخه توی خواب
:revolving_hearts:یک غول رو دید
:revolving_hearts:یه غول گنده
:revolving_hearts:خیلی زشت و چاق
:revolving_hearts:گوشاش دراز بود
:revolving_hearts:مثل یک الاغ
:revolving_hearts:کوچولو ترسید
:revolving_hearts:داد کشید مامان،
:revolving_hearts:آهای مامان جون
:revolving_hearts:می خواد بخوره
:revolving_hearts:منو یه حیوون
:revolving_hearts:تا غوله اومد
:revolving_hearts:به طرف او
:revolving_hearts:مامان صدا زد:
:revolving_hearts:آهای کوچولو
:revolving_hearts:بیدار شو جونم
:revolving_hearts:خواب بد دیدی
:revolving_hearts:می دونم الان
:revolving_hearts:خیلی ترسیدی
:revolving_hearts:کوچولو با ترس
:revolving_hearts:از خواب بیدار شد
:revolving_hearts:چشماشو وا کرد
:revolving_hearts:کم کم هشیار شد
:revolving_hearts:مامان رو که دید
:revolving_hearts:دیگه نترسید
:revolving_hearts:سرجاش آروم
:revolving_hearts:دوباره خوابید
:revolving_hearts:مامان به او گفت:
:revolving_hearts:کودک دلبند
:revolving_hearts:از چی می ترسی؟
:revolving_hearts:اخم نکن بخند
:revolving_hearts:خواب دیدی جانم
:revolving_hearts:خواب آشفته
:revolving_hearts:حالا بیداری
:revolving_hearts:هرچی بود رفته
:revolving_hearts:با نام خدا
:revolving_hearts:آروم لالا کن
:revolving_hearts:هر کاری داشتی
:revolving_hearts:منو صدا کن
:revolving_hearts:کوچولو خوابید
:revolving_hearts:خواب خوبی دید
:revolving_hearts:این بار توی خواب
:revolving_hearts:همش می خندید
:hibiscus:شعر لوله گاز
:two_hearts:کی بود کی بود؟
:two_hearts:یه لوله ی دراز بود
:two_hearts:تو اون پُر از گاز بود
:blush:یه روز بوشو شنیدم
:blush:ولی اونو ندیدم
گفتم مامان این کیه
بوی خطرناکیه!
:rose:مامان اومد شیر گاز و ببنده
:rose:دیدم داره می خنده
:smile:بو ها،نه از لوله،نه از شیر بود
:rice:فقط بوی پیاز داغ و سیر بود
:snake:مار خوش خط و خال:snake:
:snake:یه مار خوش خط و خال
:snake:توی لونه ش خوابیده بود
:deciduous_tree:درست جلوی لونه ش
:deciduous_tree:سبزه و گل روییده بود
:dragon:ماره قدش دراز بود
:dragon:تو خواب نازِ ناز بود
:sunflower:خواب گل و گیاه می دید
:sunflower:خواب خورشید و ماه می دید
:smile:ماره وقتی از خواب پرید
:smile:از تو لونه ش بیرون خزید
:leaves:بوی گل و گیاه شنید
:tulip:دمِ لونه ش گلها رو دید
:palm_tree:میون گُلا گیاهی بود
:palm_tree:که ماره اونو دوست نداشت
:four_leaf_clover:اون گیاه اسمش پونه بود
:four_leaf_clover:ماره پونه رو دوست نداشت
:snake:ماره از لونه در رفت
:snake:فکر می کنم سفر رفت
:joy:واسه ی فرار از پونه
:joy:در رفته بود از لونه
:grin:می گفت نمی دونم چرا
:grin:از پونه ها بدم میاد
:palm_tree:همون گیاهی که دمِ
:palm_tree:لونه م همیشه درمیاد
:point_left:اینم یه ضرب المثله:
:two_hearts:مار از پونه بدش میاد
:two_hearts:پونه دمِ لونه ش در میاد
:tulip:رفتگر
:maple_leaf:من آقای رفتگرم
:rose::rose::rose:
:maple_leaf:زباله هارو می برم
:maple_leaf::maple_leaf:
:tulip:هرشب میام درِخونه ها
:cherry_blossom::cherry_blossom:
:tulip:سراغ اون زباله ها
:heart::heart:
:tulip:که ریخته توی کیسه ها
:heart::heart:
:cherry_blossom:کیسه هارو برمی دارم
:sparkles::sparkles::sparkles:
:cherry_blossom:داخل ماشین میذارم
:green_heart::green_heart::green_heart:
:sparkles:اگه زباله جمع نشه
:leaves::leaves::leaves:
:sparkles:باعث بیماری می شه
:fallen_leaf::fallen_leaf:
:sparkles:یادت باشه شعارما:
:sparkles:شهرما خانه ی ما
شعر صابون
:lollipop::lollipop::lollipop:
:two_hearts:کی بود کی بود؟
:two_hearts:یه صابون کوچیک موچیک
:sob:گریه می کرد چیلیک چیلیک
:lollipop::lollipop::lollipop:
:pensive:غصه می خورد همیشه
می گفت چرا صابون بزرگ نمیشه
:lollipop::lollipop::lollipop:
هر روز دارم آب می خورم تَر میشم
:grin:ولی کوچیک تر می شم
:lollipop::lollipop::lollipop::lollipop:
:hibiscus:رفتم پیشش نشستم
:hibiscus:براش یه خالی بستم
:lollipop::lollipop::lollipop::lollipop:
گفتم من هم اون قدیما غول بودم
:heart:مثل تو خنگول بودم
:lollipop::lollipop::lollipop::lollipop:
:tulip:کوچیک شدم که با تو بازی کنم
:tulip:سُرت بدم سُرسُره بازی کنم
:blush:آآرزوی گربه
:deciduous_tree::deciduous_tree::deciduous_tree:
:rose:یه روز یه گربه کوچیک
:rose:یه ارزوی خوبی داشت
:tulip:پیش خودش یه فکری کرد
:tulip:گفت که خدا کاشکی منم
:maple_leaf:مثل پرنده های شاد
:maple_leaf:تو آسمون پر بزنم
:four_leaf_clover::four_leaf_clover::four_leaf_clover:
:bird:گنجشکارو خوب ببینم
:bird:به همه شون سر بزنم
:hibiscus::hibiscus::hibiscus:
:palm_tree:گنجشکی رو کنم شکار
:palm_tree:بردارم و کنم فرار
:cherry_blossom::cherry_blossom::cherry_blossom:
:poultry_leg:بیارمش روی زمین
:meat_on_bone:شامش کنم یا که ناهار
صدای گربه رو شنید
یه مرد خوب و مهربون
:cat:گفت آی پیشی
:cat:پیشی کوچولو شیرین زبون
:heart_eyes:خوب شد خدا بالت نداد
:mushroom::mushroom::mushroom:
:hibiscus:پرت نداد
:hibiscus:قدرت پروازت نداد
:fallen_leaf:تا نتونی تو آسمون پر بزنی
:fallen_leaf:به اون پرنده های شاد
:fallen_leaf:سر بزنی
:bouquet::bouquet::bouquet:
:bird:تا نتونی توی هوا
:bird:گنجشکی رو شکار کنی
:lollipop::lollipop::lollipop:
:bird:برداری و فرار کنی
:cat:گربه اگر که پرداشت
:cat:گنجشک رو راحت نمیذاشت
گربه اگر که پرداشت…
:sweat_drops::sweat_drops::sweat_drops:
:cat:گربه ی شیطون و بلا
:cat:با چشمای سبز قشنگ
:cloud::cloud::cloud:
:blush:با دونا گوش کوچولو
:blush:با پشمای رنگ و وارنگ
:dizzy::dizzy::dizzy:
:deciduous_tree:از یه درخت می رفت بالا
:baby_chick:گنجشکک اشی مشی
:baby_chick:روی درخت نشسته بود
:baby_chick:گرسنه بود و خسته بود
:feet::feet::feet:
:two_hearts:گربه ی شیطون و بلا
:two_hearts:می خواست اونو شکار کنه
:two_hearts:برش داره فرار کنه
:rose::rose::rose::rose:
:baby_chick:گنجشکک اشی مشی
:baby_chick:گربه را دید و ترسید
:baby_chick:به آسمون پرکشید
:tanabata_tree::tanabata_tree::tanabata_tree:
:cat:گربه ی شیطون و بلا
:cat:گفت ای خدا
:maple_leaf::maple_leaf::maple_leaf:
:chestnut:کاشکی به من
:chestnut:پر میدادی
:chestnut:بال می دادی
:cherry_blossom::cherry_blossom::cherry_blossom:
:tulip:قدرت پرواز می دادی
:tulip:تا بروم به آسمون
:tulip:نزدیکای رنگین کمون
سلام بابا...
:crescent_moon:شب شد و باز دوباره
:crescent_moon:پیدا شده ستاره
:crescent_moon:ماه دوباره تابیده
:crescent_moon:روز چی شده ؟خوابیده
:rose::rose::rose::rose:
:seedling:تَق تَق تَق ، تَقانه
:seedling:بابا آمد به خانه
:feet:صدای پا شنیدم
:feet:از جای خود پریدم
:cactus::cactus::cactus::cactus:
:heart_eyes:سلام بابا ، بفرما !
:heart_eyes:خسته نباشی بابا
:kissing_heart:بوسۀ داغ و لبخند
:kissing_heart:عطر شکوفه و قند
:open_hands:دو دست گرم و خسته
:open_hands:پاکت و کیف و بسته
:apple:سیب و انار ، گلابی
:apple:شب شده سبز و آبی
:hibiscus::hibiscus::hibiscus:
:cherry_blossom:شاپرک
:tulip:شاپرک قشنگی
:tulip:رو دامنم نشسته
:whale::dolphin::whale::dolphin::whale::dolphin::whale::dolphin:
:gift_heart:خسته شده گمونم
:gift_heart:بال و پرش رو بسته
:bug::bee::bug::bee::bug::bee::bug::bee:
:revolving_hearts:گل های رو دامنم
:revolving_hearts:بالش خوابش شدن
:maple_leaf::maple_leaf::maple_leaf::maple_leaf::maple_leaf::maple_leaf:
:fallen_leaf:چین چینای دامنم
:fallen_leaf:بندای تابش شدن
:herb:دلم می خواد همیشه
:herb:کنار من بمونه
:blowfish::tropical_fish::blowfish::tropical_fish::blowfish::tropical_fish:
:hibiscus:خیال کنه لباسم
:hibiscus:براش شده یه خونه
شعر کودکانه کفشدوزک
مشغول گفتگو بود
کفاش در مغازه
او داشت حرف می زد
با یک رفیق تازه:
سرگرم کار هستیم
از صبح زود با هم
همکارهای خوبی
ما میشویم کم کم
هم چرمها قشنگند
هم میخهای نوکتیز
دست تو خون نیاید
ای کفشدوزک ریز!
هورا! تمام کردیم
کفش هزارپا را
یک وقت کم نباشد!
بشمار کفشها را
روز نو رسیده از راه
بیا تا دعا کنیم
سر سجاده بشینیم
خدارو صدا کنیم
بگیم ای خدای رحمان
دلامونو با صفا کن
هرکسی که غصه داره
اونو از غصه رهاکن
هرکسی تنش مریضه
تو بهش شفا بده
هرکسی وفا نداره
وفا رو یادش بده
اگه ما گناهی کردیم
تو ببخش که توبه کردیم
خدا جون خدای یکتا
شنیدی صدای ما را
به اجابت برسون زود
دعای ما بچه ها را
شعر چوپان دروغگو
یک مرد چوپان
توی صحرا بود
نی لبک می زد
وقتی تنها بود
آسمان آبی
صحرا پرچمن
گوسفندها آزاد
تو دشت و دمن
دشت پراز گل
نغمه ی بلبل
نسیم آرام
با بوی سنبل
پروانه ی شاد
روی گلها بود
آب جو روان
توی صحرا بود
سگش می دوید
این سو و آن سو
دنبال چی بود؟
یک بز ترسو؟
آن مرد چوپان
درخواب و رویا
گرگی را میدید
ناگهان داد زد:
آی مردم ده
کمکم کنید
گرگ آمده
مردم روستا
با سرو صدا
همه دویدند
به سوی صحرا
وقتی رسیدند
به میان دشت
گله می چرید
تو صحرا می گشت
آن مرد چوپان
حالا بود بیدار
فکر کرد کاراو
بوده خنده دار
مردم که گرگی
آنجا ندیدند
از این کاراو
خیلی رنجیدند
با اوقات تلخ
رفتنداز آنجا
چوپان تنها ماند
باز توی صحرا
مدتی گذشت
چوپان همچنان
میرفت به دشت
با گوسفندان
بازهم یک روزی
رفت تو فکر گرگ
دادکشید آهای
یک گرگ بزرگ
مردم روستا
بازهم دویدند
مثل آن دفعه
گرگی ندیدند
برگشتند به ده
باخشم و کینه
غافل از اینکه
گرگ در کمینه
چوپان تنهایی
ماند توی صحرا
مثل همیشه
شاد و بی پروا
اما همان روز
نزدیک غروب
آمد گرگی با
فتنه و آشوب
گوسفندها همه:
بع و بع و بع
بزها و میشها:
مع و مع ومع
این طرف بدو
آن طرف بدو
عده ای عقب
عده ای جلو
چوپان تا شنید
این سروصدا
دوید و آمد
به سوی آنها
دید گرگ وحشی
می دود هرسو
می کند شکار
گوسفندان او
سگ گله اش
خیلی واق واق کرد
اما گرگ اورا
زد و چلاق کرد
چوپان داد می زد:
آی مردم ده
بیایید اینجا
گرگ آمده
کمکم کنید
گرگ را بزنید
وحشی خونخوار
گله را درید
اما این دفعه
مردم روستا
نگاه نکردند
به سوی صحرا
همگی گفتند:
بازهم این چوپان
شوخی می کند
با روستاییان
تنها ماند چوپان
بی یاور و یار
گرگ هم کرد شکار
بز و گوسفندان
چندتایی را خورد
چندتا را درید
بعد هم به سوی
لانه اش دوید
آن مرد چوپان
خسته و تنها
رفت به سوی ده
از توی صحرا
مردم که دیدند
حال زار او
کردند یک مثل
این کار او
هرکسی چندبار
دروغ بگوید
اگر پس از آن
راست هم بگوید،
همه می گویند
او مثل چوپان
دروغ می گوید
گوش نکن به آن