دوست علی (ع)
مادرش اسماء بنت عمیس، از پاکدامنان قبیله بود و بعد از مرگ همسرش ابوبکر، با امیرالمومنین (علیه السلام) ازدواج کرد و به همین خاطر، فرزندش «محمد»، در خانه ی علی (ع) بزرگ شد. سعادتی که قطعا به هرکسی داده نمی شود مگر اهلش.
محمد، در کنار حسنین (علیهم السلام) و بر پایه ی تعالیم الهی بزرگترین مرد زمان، پرورش یافت. اندیشه هایش را مستقیما از مخزن علوم گرفت و هیچ کس را، مثل علی (ع)، بر حق و شایسته نمی دانست. امیرالمومنین (ع) نیز او را بسیار دوست داشتند و درباره اش گفته اند: «او [محمد] دوست من بود و چون فرزندم او را پرورش داده بودم.» (1)
محمد ابن ابوبکر، در سنین جوانی، با علی (ع) بیعت بست و هنگام بیعت به ایشان گفت: «گواهی میدهم که تو امامی هستی که اطاعت تو واجب است.» او در بسیاری از جنگ ها، در سپاه امام اول شیعیان حضور داشت و علیه کفر و نفاق جنگید. محمد، یکی از پنج نفر خواص حضرت امیر (ع) بود. (2) امین و مورد اعتماد.
درایت و صلابتش به قدری بود که در سن کمتر از 28 سالگی، به حکومت مصر رسید. حضرت امیر (ع) درباره اش فرمودند: «او را فرزندی خیرخواه و کارگزاری کوشا و شمشیری برنده و ستونی بازدارنده میشماریم.»(3)
محمدبن ابی بکر، سرانجام در جریان یک جنگ نابرابر بین سپاه 2000 نفری خود و سپاه 6000 نفری معاویه، شکست خورد. در مورد نحوه ی شهادتش، روایات مختلفی گفته شده است. اما اینکه او بعد از این جنگ، کشته و سوزانده شد، تقریبا مورد توافق است.
هنگامی که خبر شهادت او را به حضرت علی (ع) دادند، ایشان به شدت منقلب و پریشان شدند. وقتی علت این حال را از ایشان پرسیدند جواب دادند: «چرا از مرگ او اندوهگین نباشم؟ او تربیت شده ی من بود و در خانهام رشد یافت. او برای فرزندانم، برادر به حساب میآمد. من پدر او بودم و او را فرزند خود میدانستم.»(4)
پی نوشت:
1. سید رضی، نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، انتشارات مشهور، ۱۳۸۰ش، خطبه ۶۷.
2. چهار نفر دیگر عبارت بودند از: هاشم بن عتیه، جعده بن هبیره مخزومی، محمد بن ابی حذیفه و ابن ابی العاص؛ بنگرید به: محمد بن حسن طوسی،رجال الکشی، تصحیح حسن المصطفی، بیجا، بیتا، ص ۶۳؛ مامقانی، تنقیح المقال، ج۲، ص ۵۷.
3. ثقفی، الغارات، ج۱، ص ۲۵۴؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص ۳۳.
4. الغارات، ص 158.
منبع:
http://www.sibtayn.com/fa/index.php?option=com_content&task=view&id=4325&Itemid=892