قرآن هدایتگر انسان

این که، در قرآن از چه پایگاه عظیمی برخوردار است، مبتنی بر این است که : انسان در قرآن چه پایگاهی دارد. چون قرآن کریم هرگز برای هدایت « مرد » نیامده است، بلکه برای هدایت « انسان » آمده است، لذا وقتی هدف رسالت را تشریح می کند، و غرض از نزول وحی را بازگو می نماید، می فرماید :

شهر رمضان الذی اُنزل فیه القران هدی للناس

ماه رمضان همان ماهی است که در آن قرآن نازل شده است، که مردم را هدایتگر باشد.

کلمه ناس صنف مخصوص یا گروه خاصی را در نظر ندارد بلکه شامل زن و مرد بطور یکسان می شود.

قرآن کریم، گاه تعبیر به « ناس » و گاه تعبیر به « انسان » می کند و می فرماید :

ما برای انسان، قرآن فرستادیم.

الرّحمن علّم القران ، خلق الانسان ، علّمه البیان.

خدای رحمان، قرآن را یاد داد، انسان را آفرید، به او بیان آموخت.

در آیه اول، سخن از تعلیم قرآن است، بعد سخن از خلقت انسان، و بعد سخن از تعلیم بیان. با این که نظم طبیعی آن است که اول انسان خلق بشود، بعد بیان یاد بگیرد، و بعد قرآن را بفهمد. خداوند رحمان، معلّم است، و رحمتش هم فراگیر است.

و رحمتی وسعت کلّ شی ء

و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است.

وقتی گفته می شود مهندسی درس می گوید، یعنی، درس هندسه می دهد و اگر گفتند، یک طبیب درس می گوید، یعنی، درس طب می دهد یا اگر گفتند، ادیب تدریس می کند، یعنی درسش ادبیات است، و اگر گفتند، الرحمن تدریس می کند، یعنی درس رحمت می دهد. و اگر معنای رحمت و مصادیق آن در قرآن تبیین شود، معلوم خواهد شد که این مدرّس رحمت به انسانها چه درسی می دهد، و چگونه نبی اکرم صلی الله علیه و اله رحمةً للعالمین است. او خود، درس معلّمی است که آن معلم، رحمان است. اگر کسی از رحمت حقّ مدد نگرفت، انسان نیست، و اگر کسی انسان نبود بهیمه است، وقتی بهیمه شد، حرفش مبهم است، و اگر حرفش مبهم بود، گفتار او بیان نیست.

بنابراین این چهار مرتبه در طول هم هستند، در ابتدا اللّه به عنوان وصف رحمانیت معلم است، وقتی شاگردی در این مکتب رحمت تربیت شد، می شود انسان، و وقتی انسان شد، حرف او روشن و گفتارش بیان است.

خلاصه آن که، وقتی خداوند فرمود : قرآن برای هدایت ناس است

و رحمان درس قران می گوید، و شاگردانش انسانها هستند، دیگر سخن از زن و مرد نیست، چه این که در تعبیراتی نظیر :

فمن تَبَعَنی فانّه منّی

هرکه مرا پیروی کند از من است.

سخن از زن ومرد نیست. این نمونه ای بود مبنی بر این که قرآن « هدی للناس » است و برنامه تدریس انسانها می باشد، ومراد از « ناس » صنف مخصوصی نیست.