راسخون

رباعیات خاقانی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

آفاق به پای آه ما فرسنگی است

وز نالهٔ ما سپهر دود آهنگی است

بر پای امید ماست هر جا خاری است

بر شیشهٔ عمر ماست هر جا سنگی است

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

خاقانی از آن شاه بتان طمع گسست

در کار شکسته‌ای چو خود دل دربست

پروانه چه مرد عشق خورشید بود

کورا به چراغ مختصر باشد دست

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

هیچ است وجود و زندگانی هم هیچ

وین خانه و فرش باستانی هم هیچ

از نسیه و نقد زندگانی همه را

سرمایه جوانی است، جوانی هم هیچ

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

تب داشته‌ام دو هفته ای ماه دو هفت

تبخال دمید و تب نهایت پذرفت

چون نتوانم لبانت بوسید به تفت

تبخال مرا بتر از آن تب که برفت

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

خاقانی اساس عمر غم خواهد بود

مهر و ستم فلک بهم خواهد بود

جان هم به ستم درآمد اول در تن

و آخر شدنش هم به ستم خواهد بود

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

خاقانی اسیر یار زرگر نسب است

دل کوره و تن شوشهٔ زرین سلب است

در کورهٔ آتش چه عجب شفشهٔ زر

در شفشهٔ زر کورهٔ آتش عجب است

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

استاد علی خمره به جوئی دارد

چون من جگری و دست و روئی دارد

من یک لبم و هزار خنده که پدر

هر دندانی در آرزوئی دارد

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

عشقی که ز من دود برآورد این است

خون می‌خورم و به عشق درخورد این است

اندیشهٔ آن نیست که دردی دارم

اندیشه به تو نمی‌رسد درد این است

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

آن گل که به رنگ طعنه در می کرده است

با عارض تو برابر کی کرده است

با روی تو روی گل ز خجلت در باغ

هم سرخ برآمده است و هم خوی کرده است

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

قالب نقش بندی لاهوت است

گلخن ابلیس و چه هاروت است

گر سفرهٔ پر زر است هر روزی

هر ماه نه ... حقهٔ پر یاقوت است

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

غار سپید است پناهی دهدت

وز بالش نقره تکیه‌گاهی دهدت

ده قطرهٔ سیماب بریزی در

نه ماه شود چارده ماهی دهدت

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

چون قهر الهی امتحان تو کند

حصن تو نهنگ جان‌ستان تو کند

وآنجا که کرم نگاهبان تو کند

از کام نهنگ حصن جان تو کند

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

این چرخ بدآئین نه نکو می‌گردد

زو عمر کهن حادثه نو می‌گردد

از چرخ مگو این همه خاکش بر سر

کاین خاک نیرزد که بر او می‌گردد

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

این رافضیان که امت شیطانند

بی‌دینانند و سخت بی‌ایمانند

از بس که خطا فهم و غلط پیمانند

خاقانی را خارجی می‌دانند

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

والا ملکی که داد سلطانی داد

من دانم گفت کام خاقانی داد

گفتم ملکا چه داد دل دانی داد

چون عمر گذشته باز نتوانی داد