راسخون

رباعیات باباافضل کاشانی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

چون درد توام در این دل ریش افتاد

بیگانگی ام نخست بر خویش افتاد

چون دیده به جستجوی رویت برخاست

از آرزوی تو اشک در پیش افتاد

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

ناکرده دمی آن چه تو را فرمودند

خواهی که چنان شوی که مردان بودند

تو راه نرفته ای، از آن ننمودند

ور نه که زد این در، که درش نگشودند

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

غم با لطف تو شادمانی گردد

عمر از نظر تو جاودانی گردد

گر باد به دوزخ برد از کوی تو خاک

آتش همه آب زندگانی گردد

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

هفتاد و دو فرقه در رهت می‌پویند

هر یک سخنان مختلف می‌جویند

سررشتهٔ حق به دست یک طایفه است

باقی به خوش آمد سخنی می‌گویند

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

آنان که ز معبود خبر یافته اند

از جملهٔ کائنات سر تافته اند

دریوزه همی کنم ز مردان نظری

مردان همه از قرب نظر یافته اند

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

تا حا و دو میم و دال نامت کردند

عرش و فلک و کعبه مقامت کردند

اکنون که به رهبری تمامت کردند

سرتاسر آفاق به نامت کردند

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

درویش کسی بود که نامش نبود

گامی که نهد مراد و کامش نبود

در آتش فقر اگر بسوزد شب و روز

هرگز طمع پخته و خامش نبود

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود

جویندهٔ عشق بی عدد خواهد بود

فردا که قیامت آشکارا گردد

هر دل که نه عاشق است، رد خواهد بود

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

تا دل ز علایق جهان حُرّ نشود

هرگز صدف وجود پُر دُر نشود

پر می نشود کاسهٔ سرها از عقل

هر کاسه که سر نگون بود، پر نشود

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

مردان رهت واقف اسرار تواند

باقی همه سرگشتهٔ پرگار تواند

هفتاد و دو ملت همه در کار تواند

تو با همه و همه طلبکار تو اند

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

سرگشتهٔ تو عقل بسی خواهد بود

بی آن که به تو دسترسی خواهد بود

زین تیره مغاک، دستگیر دل من

هم نور تو باشد، ار کسی خواهد بود

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

گر ملک تو مصر و شام و چین خواهد بود

و آفاق تو را زیر نگین خواهد بود

خوش که عاقبت نصیب من و تو

ده گز کفن و دو گز زمین خواهد بود

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

مردان رهت که سرّ معنی‌دان اند

از دیدهٔ کوته نظران پنهان اند

این طرفه تر است، هر که حق را بشناخت

مؤمن شد و خلق کافرش می‌خوانند

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

ای خواجه اگر کار به کامت نبود

یا خطبهٔ جاوید به نامت نبود

خوش باش و مخور غصه که گر دار جهان

مُلکت شود، از حرص تمامت نبود

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

تا روی زمین و آسمان خواهد بود

حیوان و نبات، هر دوان خواهد بود

تا چرخ و سراسر اختران سیر کنند

نقد تو خلاصهٔ جهان خواهد بود