راسخون

مسابقه سالگرد راسخون

sadra122 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 505
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

 " هشتمین سالگرد تولد راسخون را به همه راسخونی های عزیز تبریک عرض میکنم "

 

monaaa کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1073
|
تاریخ عضویت : آذر 1388 

 

 

 

 

 

چند سال پیش پک اسماءالحسنی برنده شده بودم، همون سال قاب گرفتم و به اتاقم زدم.....یه سری ها رو به اتاقم و یه سری ها رو به بقیه جاهای خونه نصب کردیم

دو سه تا رو هم به عنوان کادوی خانه جدید، به دوستان هدیه دادیم.

 

نهج البلاغه که مسابقه قبلی راسخون برنده شده بودم

 

چند سال قبل هم یه فلش و یه مأوس و یه هدست هم از فروشگاه راسخون خریدم.

 

maryamjoon کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1178
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
بنابراین راسخون کلمه ای است که دارای مراتب متعدد است همچون ایمان که دارای مراتب متعدد است ما هم مؤمن هستیم و سلمان هم مؤمن اما این کجا وآن کجا.
همچنین راسخون در علم فقط در مکتب اسلام وجو د نداشته اند بلکه در تمام زمانها مؤمنین به خدا و پیامبران الهی هم جزو راسخون زمان خودشان بوده اند البته به لحاظ اختلاف معرفتشان.
در عالم اسلام نیز بعد از رسول مکرم اسلام«صلی الله علیه وآله» کسی از جهت علم ودانش همتای امیر المؤمنین و ائمۀ معصوم شیعه «علیهم السلام» نبوده است.
در مقابل در مکتب خلفا کسی از علم و دانش آنها سخنی به میان نیاورده بلکه به عکس جز فقرعلمی و نمی دانم چیزی یافت نمی شود که نمونه هایی به عرض عالی می رسد:
 
در مورد خلیفه اول آمده است: هنگامی که گروهی خواستند با وی بیعت کنند وی گفت:«اقیلونی لست بخیرکم».[1] یا «لا حاجه فی بیعتکم اقیلونی بیعتی».
در مورد خلیفۀ دوم نیز نقل شده است:
دوازده سال طول کشید تا سورۀ بقره را بیاموزد.[2] و بارها گفت لولا علی لهلک عمر[3]و یا«أعوذبالله من معضلة لیس لها ابوحسن[4]»ویا «کل واحد أفقه منک حتی العجائز یا عمر»[5] همه حتی پیر زنان هم از عمر افقه هستند یا«کل الناس افقه من عمر حتی المخدّرات فی البیوت»[6]، تمام مردم فقیه ترند از عمر حتی پرده نشینان در خانه.حال چگونه چنین فردی می تواند جزو راسخین در علم باشد؟
در مورد وضعیت عثمان هم سیوطی در تفسیرش نمونه ای از قضاوتها یش را نقل نموده که مقام علمی او را روشن می سازد او روایت می کند: از بعجةبن عبدالله جُهَنی نقل شده است: که وی گفت:
« مردی از مابا زنی از قبیلۀجهینه ازدواج نمود،پس از شش ماه فرزندی برای وی متولّد شد،شوهرش نزد عثمان رفت و عثمان دستور داد تا وی را سنگسار کنند .خبر آن به امام علی «علیه السلام» رسید،حضرت نزد عثمان رفتند و فرمودند:چه کار می کنی؟چنین مجازاتی بر او نیست ؛زیرا خداوند تعالی می فرماید:«ً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْرا »[7]
دوران حمل و از شیر باز گرفتن طفل سی ماه است. و نیز فرموده است:«وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْن»[8]. مادران فرزندان خود را دو سال تمام شیر می دهند. بنابراین دوران شیر خوارگی بیست و چهار ماه و دوران بارداری هم شش ماه است.
عثمان گفت :به خدا قسم من متوجّه چنین چیزی نشده بودم ،لذا دستور داد که او را برگردانند،ولی اورایا فتند که سنگسار شده بود.حال آیا چنین شخصی می تواند جزو راسخون در علم باشد؟!!!
 
 
[1]. الصواعق المحرقه، ج 30، ص 51، الامامة و السیاسة، ج 1، ص 14 و 20.
 
[2].«تعلّم عمر سوره البقره فی اثنتی عشره سنه فلمّا ختمها نحر جزورا». الدر المنثور، ج 1، ص 21؛ شعب الایمان بیهقی، ج 2، ص 331، ح 1957؛ تفسیر قرطبی، ج 1، ص 341، سیره ابن جوزی، ص 165، شرح نهج ابن ابی الحدید، ج 3، ص 111، ج13، ص 223، خطبه 223.
 
[3]. السنن الکبری، ج 7، ص 442؛ مختصر جامع العلم، ص 150؛ الریاض النضرة، ج 2، ص 194؛ ذخائر العقبی، ص 82، تفسیرالرازی، ج 7، ص 474.
 
[4].طبقات ابن سعدج2ص339،تاریخ الخلفا،سیوطی،ص171،الاستیعا� �،ج3ص40.تاریخ الاسلام،ذهبی ،قسمت تاریخ خلفاص638.
maryamjoon کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1178
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تفسير راسخان در علم

آية الله محمد هادي معرفت
آيا جز خدا كسي از تأويل قرآن آگاه است ؟

اين پرسش را از دو جنبه مي‏توان مطرح كرد: يكي به صورت عامّ چنان كه بپرسيم: آيا كسي اين توانايي را دارد كه از تأويل آيات متشابه، بلكه از تأويل همه آيات قرآن آگاه گردد؟
پرسش دوم را به صورت خاص مطرح مي‏كنيم: اين آيه شريفه قرآن بر چه چيزي دلالت مي‏كند: «و ما يعلم تأويله الاّ الله والراسخون في العلم يقولون آمنّا به كلّ من عند ربّنا؛1 و تأويل آن [آيات متشابه[ را جز خداوند و راسخان در علم كسي نمي‏داند، آنان مي‏گويند: ما به آن ايمان آورده‏ايم [چه محكم و چه متشابه] همه آيات از جانب خداست.»
آيا در اين آيه «واوِ» قبل از كلمه «الراسخون» براي عطف است تا در نتيجه راسخان در علم نيز مانند خداوند آگاه به تأويل قرآن باشند، يا اين كه «واو» براي استيناف مي‏باشد و پس از آن جمله‏اي جداگانه است و نتيجه اين مي‏شود كه تنها خداوند آگاه به تأويل قرآن باشد؟

جواب سؤال اوّل

جهت پاسخ به پرسشِ نخست مي‏گوييم: ترديدي نيست در اين كه قرآن مجيد همان طور كه داراي آيه‏هاي محكم است مشتمل بر آيه‏هاي متشابه نيز مي‏باشد و به همين خاطر آنان كه اهل هوا و هوس و اغراض فاسد هستند، مي‏كوشند تا آيات متشابه را چنان تأويل و تفسير كنند تا با اهداف شيطاني آنها همسو و مناسب باشد. اين نكته به صراحت در قرآن كريم بيان شده است: «فأمّا الذين في قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأويله؛2 اما آنان كه در قلب‏هاي ايشان انحراف است به دنبال متشابهاتند تا فتنه‏انگيزي كنند و طالب تفسيري نادرست براي آن هستند.»
اگر علماي ربّاني در همه زمان ها و مكان ها وجود نمي‏داشتند و تأويل و تفسيرهاي غرض آلود كژانديشان را از ساحت قرآن نمي‏زدودند ـ چنان كه در حديث شريف به اين مسأله اشاره شده است ـ3 قرآن كريم چرا گاهي سرسبز براي اخلالگران و فسادكاران در امر دين مي‏گشت. لذا ـ بنابر قاعده لطف ـ لازم است كه هميشه علماي الهي كه آشنا به تأويل و تفسير آيات متشابه به وجه صحيح هستند،
لازم است كه هميشه علماي الهي كه آشنا به تأويل و تفسير آيات متشابه به وجه صحيح هستند، حاضر باشند تا جهت دفاع از دين و جلوگيري از تحريف آيات كتاب خدا، سدّي بلند و خلل‏ناپذير در مقابل كژانديشان و تباهكاران برآورند و توطئه‏هاي آنان را ناكام گذارند.
حاضر باشند تا جهت دفاع از دين و جلوگيري از تحريف آيات كتاب خدا، سدّي بلند و خلل‏ناپذير در مقابل كژانديشان و تباهكاران برآورند و توطئه‏هاي آنان را ناكام گذارند.
از اين گذشته اگر آيات متشابه چنان بود كه جز پروردگار كسي تأويل آنها را نمي‏دانست، بخش بزرگي از آيات قرآن مجيد، فايده‏اي در تنزيل آن، جز تكرار قرائت نبود، در صورتي كه قرائت بدون تدبّر پسنديده نيست و رسول خدا(ص) در اين باره فرموده است: «ويلٌ لِمَنْ لاكها بين لحييه ثمَّ لم يتدبَّرها؛ واي بر آن كه آيات قرآن را لقلقه زبان سازد و در معاني آنها انديشه نكند!»
خداوند تعالي نيز درباره لزوم تدبّر در آيات قرآن فرموده است: «كتاب أنزلناه اليك مبارك ليدَّبَّروا آياته و ليتذكَّر اُولوا الاءلباب؛4 اين كتابي است مبارك كه آن را بر تو نازل گردانيديم تا در آيات آن بينديشند و خردمندان از آن پند گيرند.»
حال اگر فرض كنيم كه غير از پروردگار، آيا خود پيامبر اكرم(ص) به امتش امر نفرمود كه چون فتنه‏ها مانند پاره‏هاي شب تاريك آنان را در بر گرفت و امور بر آنها مشتبه گرديد به قرآن مراجعه كنند حال اگر قرار باشد امت در معاني آيات قرآن حيران بمانند، به كه پناه آورند!؟
كسي از تأويل آيه‏هاي متشابه آگاه نيست، نتيجه اين مي‏شود كه هرگاه امت اسلامي با آيه‏اي متشابه برخورد كنند و معناي درست آن را ندانند به دانشمندان ديني مراجعه مي‏كنند تا آن آيه را برايشان معنا كنند و چون آنان ناتواني خويش را از تأويل اين آيه آشكار سازند، ناگزيرند كه به همراه مردم پيش يكي از امامان معصوم(ع) كه خلفاي رسول خدا(ص) هستند، بروند و از آن جا كه فرض شده آنان نيز از تأويل آيات متشابه ناتوانند، جواب خواهند فرمود كه تأويل اين آيه را جز خداوند كسي نمي‏داند! امّا مردم با اين جواب قانع نخواهند گشت و همه با هم پناه به رسول خدا خواهند آورد و متضرعانه خواهند پرسيد: تفسير اين آيه كه خداوند آن را بر تو نازل كرده، چيست؟ در اين جا نيز پيامبر خدا(ص) همچون آحاد امت خويش از تأويل اين آيه متشابه آگاه نيست!
در چنين حالي آيا تمام امّت‏ها، امت محمدي(ص) را به سخريه نخواهند گرفت كه چرا عوام و دانشمندان و امامان و پيامبر اين امت، نسبت به معاني آيات كتاب خدا كه اساس ديانتشان بر آن استوار است، جاهلند!
مسلم است كه چنين پنداري دور از حقيقت مي‏باشد و كاستن از مقام و كرامت امت محمدي است كه به بركت پيامبر اكرم(ص) و قرآن كريم بر ساير امت‏ها برتري داده شده است.
آيا خود پيامبر اكرم(ص) به امتش امر نفرمود كه چون فتنه‏ها مانند پاره‏هاي شب تاريك آنان را در بر گرفت و امور بر آنها مشتبه گرديد به قرآن مراجعه كنند5 حال اگر قرار باشد امت در معاني آيات قرآن حيران بمانند، به كه پناه آورند!؟
سخن آخر اين كه ما هيچ گاه فردي از علماي امت را ـ از آغاز اسلام تاكنون ـ نديده‏ايم كه از تفسير آيه‏اي از آيات قرآن خودداري ورزد، به اين دليل كه آن آيه از آيات متشابه مي‏باشد و جز خدا كسي از تأويل آن آگاه نيست. اگر به كتاب‏هاي قديم و جديد تفسير مراجعه گردد مشاهده مي‏شود كه لبريز از اقوال مفسران درباره همه آيات قرآن به صورت عام مي‏باشد. تنها فرقي كه وجود دارد اين است كه اهل ظاهر به معناي ظاهري آيه‏هاي متشابه قناعت مي‏كنند، امّا اهل دقّت و تفكّر در معاني آيات مي‏انديشند تا بر تأويل صحيح آنها دست يابند؛ آن سان كه موافق عقل و روايات صريح باشد.

gholamreza کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 465
|
تاریخ عضویت : مهر 1387 

سالگرد تولد راسخون را تبریک عرض میشود و انشاءالله راسختر باشید .

 

sadra122 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 505
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

 

 

 

 "منم ی پیراهن ورزشی راسخون بردم و هدیه دادم به داداشم."

 

 

 

sadra122 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 505
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

sadra122 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 505
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

" میشه میناکاری بیشتر بذارین ممنون بابت جایزه های خوبتون" 

 

sadra122 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 505
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

sadra122 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 505
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

sadra122 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 505
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 


 " هشتمین سالگرد تولد راسخون را به همه راسخونی های عزیز تبریک عرض میکنم "

 


sadra122 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 505
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 



تندیس راسخون که فکر کنم سال 92 به دستم رسید.

چه جوری باید تندیس راسخون رو ببریم؟؟؟...

 

 


sadra122 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 505
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

واقعا پلاک طلا بردین" ؟؟؟ 


یه پلاک طلا هم من سال اول عضویتم برنده شدم منتها چون اصلا نمی دونستم راسخون جایزه هم میده و ... دوماه بعد متوجه شدم که دیگه دیر شده بود و بهم ندادنش

نمیدونم شکلش چجوری بود شاید اینجوری بوده


amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

تقدیم به راسخونم.... هم چنان ادامه دارد ها گفته باشم ... خخخخ شعر رو میگم خخخخ

داداش  راسخون ميدوني اين رو از ته دلم ميگم .........

حتي به اندازه قليون هم دوستت ندارم چون قليون كه چيزي نيبست ولي ....

به اندازه حرفهاي   قلیون دوستت دارم اگه گفتی چرا ؟........

.

.

. خودم ميگم واست ....

ق : برای قشنگیت.....

ل : برای لبخندت.... 

ی : برای یکی بودنت .... دردانه من داداش حسين ...خخخخ

و : برای وفایت...

ن : برای نگاهت....نگاهي مخصوصي كه   به محبوب دلها داري .......... 

كلا واسه خودت دوست دارم ... همين ... 

parseman_110 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10829
|
تاریخ عضویت : فروردین 1392 

با عرض سلام و ادب و تبریک سال نو خدمت تمامی دوستان

بنده به دلیل این که حجم پست زیاد نشود فقط لینک تصاویر را قرار می دهم :

تصویر شماره 1

تصویر شماره 2

تصویر شماره 3

تصویر شماره 4

تصویر شماره 5

تصویر شماره 6

تصویر شماره 7

تصویر شماره 8

تصویر شماره 9

تصویر شماره 10