نقد مینیونها
📌قسمت 1⃣ از 2⃣
📽مینیونها در دههی اول جولای ۲۰۱۵ میلادی به اکران عمومی رسید.
👥در آیین یهودیت، تنها مردان هستند که میتوانند بطور مستقل عبادت کنند و عبادت دسته جمعی برای آنها ارزش بالایی دارد. این محیط اجتماعی مخصوص عبادت دردین یهودیت، «مینیان» نام دارد.
🕵مینیان به معنی «تعداد و عدد» است و درواقع به گروهی از مردان نخبه اشاره دارد که برای عبادت باید در یک اجتماع عمومی حضور داشته باشند.
👥مینیان به افراد میآموزد که اجتماعی باشند و در اجتماع شرکت کنند و حضور تک تک افراد میتواند جمعیتی بسازد که ارزش بسیار بالایی دارد.
🕎مینیونها به واقع نمادی از قوم یهوداند. قومی که سالهای طولانی با نفوذ در حکومتها و قدرتهای برتر جهان ضمن ستر هویت خود، به حیات خویش دوام بخشیده است. این استراتژی کهن یهود است؛ استراتژی حیات انگلی. نفوذ در امپراطوری هخامنشی با کرشمهی استر (که در کتاب استر کتاب مقدس آمده)، امپراطوری انگلیس و اکنون بر امریکا همگی ریشه در این استراتژی یهود دارند.
🕎کوچ و مهاجرت از یک منطقه به منطقهی دیگر نیز جزئی جدایی ناپذیر از زندگی مینیونهاست که قرابت زیادی به مهاجرت قوم یهود از یک تمدن به تمدن دیگر و از یک امپراتوری به امپراتوری دیگر دارد.
👸🏼حمایت مینیون ها از ملکه انگیس (الیزابت دوم) و جایگاه او و در ادامه دریافت جایزه از وی پرده از راز بزرگی کنار میزند. رازی که البته با تاریخ خباثتهای امپراتوری انگلیس کوچک گره خورده و امروز بیش از پیش بر همگان هویدا گشته است.
👸🏼اینکه امپراطوری انگلیس از زمان ظهور خود تا به امروز به شدت تحت سیطرهی تفکر یهود و هم راستا به اهداف پر از جنایت و خباثت او بوده است. حمایت علنی ملکه انگلیس از یهود و صهیونیسم اثباتی بر این مدعاست.
🌨در میانه راه، پس از میلیونها سال تلاش و کوشش برای کشف گمشده، مینیون ها به قطب میرسند. زجه زدن و لرزیدن مینیونهای سرگردان و آواره (که یادآور آوارگی و سرگردانی قوم بنی اسرائیل و یهود است) در سرما و بوران دل مخاطب اسیر در زندان تصاویر فیلم را به درد و رحم میآورد و راهی جز همزادپنداری با آنهاپیش رویش نمیگشاید. مینیونها سالهای متمادی را در مخفیگاهی سپری میکنند و در همانجا تمدنی موقتی پدید میآورند تا زمان موعود فرا رسد. پس از گذران زندگی طولانی در غار احساس پوچی ناشی از عدم ارباب همچون خوره به جان آنها افتاده و افسردگی سراسر وجودشان را فراگرفته است…
🗻کوین مینیون باهوش و پرمغز قوم! راه رسیدن به گمشده را کشف میکند. او در حالی که مقابل دیدگان همه مینیونها بر بلندا ایستاده در استعاره ای افلاطونی راه کشف ارباب را خروج از غار میخواند و همراه میطلبد. دو نفر داوطلب میشوند تا دل از غار کنده و با کوین همراه و رهسپار هدف والای کشف ارباب جدید شوند. نام آن دو باب و استوارت است. کوین، باب و استوارت برای کشف واقعیتهای بیرون غار همسفر میشوند.
💫نوری امید بخش از بیرون غار به درون آن میتابد. حرکت از درون غار به بیرون آن، سیر درزمین،تلاش برای کشف واقعیتهاومشاهدهی اشیاء و موجودات درطبیعت ،کشف واقعیت بازگشت به غار و آگاه کردن غارنشینان و نیل و سوق آنان به سوی اهداف بیرون غار مراحلی است که در مثل افلاطون آمدهاند.
📌قسمت 2⃣ از 2⃣
😴اما آن واقعیت چیست که خواب از چشمان مینیونها ربوده و جامعهی آنان را در افسردگی مدام فرو برده است؟😔
👌🏼آن واقعیت که عاملی میشود برای خروج سه مینیون معروف قصه همان عنصر گم شده ای است که از ابتدا به دنبالش بودند. موجودی که تمام خصوصیات شر در او یکجا جمع شدهاند. "ابر شرور"
👺ابرشرور در شرترین حالتش شیطان است. یهود به دنبال شیطان است. شیطانی که در کالبد انسانی با نام گرو حلول کرده و به گمان آنها یکه تاز میدان منازعات جهانی است.
👽 گرو نماد شیطان است. شیطان انسان نما. همان موجودی که در دو گانهی من شرور در مکانی به نام امریکا مستقربود. امریکا تجلیگاه شیطان است. موضوعی که دوگانهی من شرور و اکنون مینیونها بر آن تکیه داشته و بیمی از طرح آن ندارند.
👑در «مینیونها» ملکهی الیزابت دوم که فردی خبیث، جنایتکار و شیطان صفت است، بسیار مظلوم و دوست داشتنی تصویر میشود. تاج و تخت از آن ملکه انگلیس است و اگر کسی قصد تصرف آن را داشته باشد، قطعاً با شکست مواجه خواهد شد. این پیامی است که «مینیون ها» به مخاطب القا میکند.
📝حکایت مینیونها، حکایتی از تطور قوم یهود در طول تاریخ است. کوتولگی و اقلیت جمعیتی آنها استعاره ای است از کوتولگی و اقلیت قوم یهود. چندزبانه بودن آنها نیز دلایلی موجه دارد؛ و آن جهانوطنی (کاسموپولیتنیسم) یهود و تسلط این قوم بر امپراطوریهایی با رسم الخط و زبانهای متفاوت است. از این رو مینیون ها به چند زبان (البته به شکل ناقص) تکلم میکنند.
〽️کوچ و مهاجرت از یک منطقه به منطقهی دیگر نیز جزئی جدایی ناپذیر از زندگی مینیونهاست که قرابت زیادی به مهاجرت قوم یهود از یک تمدن به تمدن دیگر و از یک امپراتوری به امپراتوری دیگر دارد.
♻️نتیجه گیری
1⃣ مینیون ها عالم را محضر خدا نمیدانند. آنان برای عالم آغاز و پایانی قائلاند. آغاز آن تولد مادی است و پایان آن مرگ جسمانی. یهود خداستیز غایتی برای عالم متصور نیست. داروینیسم در همان صحنههای اولیه با اصل تنازع بقا، گزینش طبیعی و بقای اصلحش پدیدار میشود.تجلی داروینیسم انجایی هویدامیشودکه به طرزی سلسله وار در جهان زیر آبها ماهیهای کوچک تر صید ماهیهای بزرگ میشوند و حیاتشان پایان مییابد.🐋
مینیون ها داروینیسم را میپذیرند. آنان میپذیرند که پیرو موجودات و نژادهای قوی تر باشند تا خود را تحت پوشش قدرتشان پنهان سازند؛ اما قصه به اینجا ختم نمیشود.
2⃣یهود به شدت در تلاش است تا در راستای اهداف عمدتاً شیطانی خود، استراتژی حیات انگلی را به طرزی کنه وار ادامه دهد. چسبیدن به قدرتهای برتر در ادوار مختلف تاریخ (امپراطوری های هخامنشی، انگلیس، امریکا و …) اثباتی بر این مدعاست؛ که این رویه تا به امروز ادامه داشته و خواهد داشت.
3⃣ استراتژی کلان یهود و جبههی باطلِ همراه و هم زبان با او، اصالت بخشی به شر و شیطان است که این استراتژی با ساخت آثار شر محور، ضداخلاق و مرزشکن نظیر چندگانهی من شرور و مینیونها تقویت خواهد شد.