آيات قرآن مجيد
خداوند در قرآن مجيد در آيات کريمه متعددى تشکيل يک حکومت جهانى اسلامى، بسط دين اسلام، غلبه آن بر کليه اديان، زمامدارى صلحاء وارباب لياقت را وعده فرموده است که از آن جمله اين آيات است:
(وقاتلوهم حتى لا تکون فتنة ويکون الدين کله لله)(1) (با کافران جهاد کنيد تا در زمين فتنه وفسادى نماند وآيين همه دين خدا گردد).
(هو الذى أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين کله)(2) (او است خدائى که رسول خود را با دين حق به هدايت خلق فرستاد تا بر همه اديان عالم او را تسلط وبرترى دهد).
(يريدون أن يطفؤا نور الله بأفواههم ويأبى الله الاّ أن يتم نوره)(3) (کافران مى خواهند که نور خدا را با نفس تيره وگفتار جاهلانه خود خاموش کنند ولى خدا نمى گذارد، تا آنکه نور خود را به منتهاى ظهور وحد اعلاى کمال برساند).
(يريدون ليطفؤا نور الله بأفواههم والله متم نوره)(4) (کافران مى خواهند تا نور خدا را با گفتار باطل وطعن مسخره، خاموش کنند، البته خدا نور خود را تمام وکامل مى کند).
(ويريد الله أن يحق الحق بکلماته ويقطع دابر الکافرين)(5) (وخدا مى خواست که صدق سخنان حق را ثابت گردانده وريشه کافران را از بيخ وبن برکند).
(وقل جاء الحق وزهق الباطل انّ الباطل کان زهوقاً)(6) (بگو که حق آمد وباطل را نابود ساخت، که باطل خود لايق محو ونابودى است).
(ولقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر ان الارض يرثها عبادى الصالحون)(7) (ما بعد از تورات در زبور نوشتيم که البته بندگان نيکوکار من ملک زمين را وارث ومتصرف خواهند شد).
(وعد الله الذين آمنوا منکم وعملوا الصالحات ليستخلفنهم فى الارض)(8) (خداوند وعده فرموده، به کسانى از شما که نيکوکار گردد در زمين خلافت دهد).
(ولقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلين انهم المنصورون وان جندنا لهم الغالبون)(9) (همانا عهد ما در باره بندگانى که به رسالت فرستاديم سبقت گرفته است که البته آنها بر کافران فتح وپيروزى يابند وسپاهيان ما غالبند).
(انا لنصر رسلنا والذين آمنوا فى الحياة الدينا)(10) (ما البته رسولان خود وکسانى که ايمان آورند در حيات دنيا نصرت وظفر مى دهيم).
(کتب الله لاغلبن أنا ورسلى ان الله قوى عزيز)(11) (خدا حتم گردانيده که البته من ورسولانم غالب مى شويم که خداوند قوى ومقتدر است).
وآيات ديگرى که تأويل آنها هنگام ظهور حضرت ولى عصر ـ عجل الله تعالى فرجه آشکار شود، دلالت دراند بر غلبه اسلام بر سايرا اديان وغلبه اهل حق بر اهل باطل وحتمى بودن غلبه انبياء واتمام نور خدا که اين معانى بطور مطلق تا حال ظاهر نشده واين آيات تحقق آن را در آخر الزمان بشارت مى دهد.
خداوند وعده داده که البته پيغمبران را غالب سازد ويارى کند ومعلوم است که اين نصرت وغلبه فقط نصرت وغلبه در آخرت نيست، براى اينکه مى فرمايد: (فى الحياة الدنيا) ونصرت وغلبه انبيا بر قوم خودشان وپيشرفت کار آنها در عصر خودشان هم نيست، زيرا دعوت بسيارى از پيغمبران در قومشان اثر نبخشيد بلکه بعضى از آنها کشته شدند.
اين نصرت وغلبه، نصرت وغلبه مقصد وهدف ودعوت آنها است که بر طبق ظاهر آيات مقيد به مرتبه اى نيست بلکه نصرت وغلبه مطلق است.
همچنين است اتمام نور، که معنى اينکه خدا نور خود را در مقابل آنهائى که مى خواهند نور او را خاموش کنند ومانع از پيشرفت اسلام شوند تمام مى گردادن اين است که دين را جلو مى برد وبر قلمرو اسلام مى افزايد واتمام آن وقتى است که اسلام تمام جهان را بگيرد.
چنانکه معنى استخلاف وجانشينى مؤمنين در زمين ووارث شدن آنها زمين را نيز استخلاف در تمام زمين وواث شدن کره ارض است که براى امام زمان وياران واصحاب آن حضرت حاصل مى شود.
معناى غلبه حق بر باطل بطور اطلاق هم غير از اين نيست که به تمام معنى حق بر باطل پيروز شود واگر از جهت حجت وبرهان غالب باشد (با اينکه به اين معنى هميشه غالب است) ولى در ظاهر غالب نباشد غلبه مطلق نيست وظاهر اين آيات غلبه مطلق است.
واما آيه (ليظهره على الدين کله) که دلالتش بر غلبه اسلام واضح است.
ومؤيد مستفاد از اين آيات است رواياتى که در اين خصوص از حضرت رسول (صلى الله عليه وآله وسلم) منقول است، مثل: (ليدخلن هذا الدين على ما دخل عليه الليل = البته اين دين در هر کجا که شب داخل شده باشد داخل مى شو).
وشايد نکته اينکه فرمود: (على ما دخل عليه الليل) ونفرمود: (على ما دخل عليه اليوم أو الشمس) تشبيه دين به آفتاب باشد که همانطور که روز آفتاب در هر کجا که شب رفته باشد وارد مى شود، خورشيد عالمتاب اسلام نيز به تمام اماکن پرتو افکن خواهد شد وتاريکى کفر وشرک وضلالت را نابود خواهد ساخت، همانطور که آفتاب، تاريکى شب را از ميان مى برد.
- پاورقی -
(1) سوره انفال، آيه39.
(2) سوره توبه، آيه33 وسوره فتح، آيه28.
(3) سوره توبه، آيه32.
(4) سوره صف، آيه 8.
(5) سوره انفال، آيه7
(6) سوره اسراء، آيه81.
(7) سوره انبياء، آيه105.
(8) سوره نور، آيه55.
(9) سوره غافر، آيه51.
(10) سوره غافر، آيه51.
(11) سوره مجادله، آيه21.