چگونه بیقرار باشم
چگونه بیقرار باشم
مگر قرار نبود...
چگونه دست دلم را بگیرم
و در کنار دلتنگیهایم
قدم بزنم/ در این خیابان
که پر از چراغ و چشمک ماشینهاست
نه آقایان! / مسیر من با شما یکی نیست
از سرعت خود نکاهید
من آداب دلبری نمیدانم
کرشمه بلد نیستم
من تنها مادری نگرانم
مادری نگران برای دخترم
مادری نگران برای مادرم
مادری نگران برای تو/ که سرفه میکردی
و صدایت / گرفته به گوش میرسید...
واقعا"درجامعه کنونی کاروالدین برای کنترل فرزندان بسیارسخته