باروری درخت دانش
این یکی از رموز به خاطر سپردن آموختهها، بهرهوری از علوم و کامیابی در آموختن دانش است؛ زیرا معلومات را در وجود آدمی «نهادینه» میکند و از محو شدنش از لوح جان، مانع میشود.
از دیر باز گفتهاند: «درس، یک بار؛ تکرار هزار بار».
این یکی از رموز به خاطر سپردن آموختهها، بهرهوری از علوم و کامیابی در آموختن دانش است؛ زیرا معلومات را در وجود آدمی «نهادینه» میکند و از محو شدنش از لوح جان، مانع میشود.
● آفت فراموشی
هر چیزی آفتی دارد و از آفتهای علم، «فراموشی» است.
اگر در مورد غم و غصهها، دردها و مصیبتها و خاطرات تلخ، نسیان و فراموشی، یک «نعمت» به شمار میآید، در عرصة علوم و معارف، یک آفت و آسیب است و گاهی زحمات یک عمر را برباد میدهد.
بسیاری از چیزهایی که از راه خواندن و آموختن و شنیدن و دیدن، به صورت کتبی و شفاهی فرا میگیریم، در معرض زدوده شدن از صفحة ذهن و بایگانی حافظه است. بسیاری نیز از این نکته گله دارند که از آن چه میخوانیم و میشنویم و میآموزیم، چیز چندانی در ذهن ما باقی نمیماند و با مرور زمان، از یاد میرود.
● چارة نسیان
چاره چیست؟ راه ماندگارسازی دانستهها کدام است؟
نه تنها در میدان علوم و معلومات ذهنی، بلکه در عرصههای دیگر و حتی در حوادث تاریخی و نقش قهرمانها نیز «یاد» عامل حیات پیوسته است. مطالب علمی نیز با تکرار و تذکر و یاد و مرور، ماندگار میشوند و در ذهن، رسوخ میکنند.
خود شما نیز قطعاً دریافتهاید که از آن چه میشنوید یا میخوانید یا خاطره و حکایتی که در ذهن و خاطر دارید یا آیه و حدیث و شعر و لغت و شماره تلفن و نام کتاب و مؤسسهای که حفظ کردهاید، هر کدام را برای دیگران بازگو میکنید، در ذهنتان نقش میبندد و دیرتر از یادتان میرود.
این، یعنی تأثیر بازگویی و مرور و تکرار در تثبیت ذهنی علوم و آموختهها.
در سخنان حضرت علیعلیهالسلام میخوانیم:
«من اکثر مدارسه العلم لم ینس ما علم و استفاد مالم یعلم؛۱ هر کس بازخوانی و بررسی دانش را زیاد انجام دهد، آن چه آموخته، فراموشش نمیشود و آن چه را ندانسته، بهره میگیرد».
آن چه در این حدیث با عنوان «مُدارسه» یاد شده است، همان بازخوانی و مرور مجدد و درس و بحث و گفتوگو پیرامون مباحث علمی است و ثمرة دیگر این روش، روشن شدن مجهولات و نادانستههاست.
«مصونیت معلومات» از آفت نسیان، همین تکرار و بازخوانی و بازگویی است.
● حفاظت از دانستهها
حسرت دانش آموختگان از فراموشی علوم، قابل جبران یا پیشگیری است.
از امام صادقعلیهالسلام چنین روایت شده که: «القلب تیکل علی الکتابَه؛۲دل، بر نوشته تکیه میکند».
این حدیث اگر معانی مختلفی داشته باشد، یکی هم این است که نوشتن و یادداشت، تکیهگاهی برای علوم و راهی برای حفاظت از آنهاست.
آن حضرت در سخنی دیگر فرموده است:
«بنویسید؛ همانا شما (علوم را) حفظ نخواهید کرد؛ مگر این که بنویسید»۳.
پس یک راه حفاظت، ثبت و نوشتن است و راه دیگر، تکرار و یادآوری و بازگویی است که پیشتر اشاره شد.
جویای دانش، نباید بین آموختنها فاصله بیندازد؛ زیرا این فترتها و فاصلهها و عدم استمرار، اندوختهها را از یاد میبرد. به همان اندازه که تعطیلات سه ماهة مدارس برای دانشآموزان، سبب از یاد رفتن بسیاری از درسها میشود، در سطوح مختلف علمی هم پیدایش «وقفه» هم نشاط علمی را کم میکند و هم عامل نسیان است. بنابراین پیوستگی در علوم، تضمینی برای تداوم و بقای معارف ذهنی است.
● رفع مجهولات، در سایة تکرار معلومات
در کلام حضرت علیعلیهالسلام آمده بود که «مُدارسة علم»، افزون بر حفاظت از دانش، مایة پیدایش علم جدید میشود. شاید برای شما هم تجربه شده باشد که از رهگذر بحث و گفتوگوهای علمی و مباحثات درسی، زوایای پنهان موضوع برای انسان آشکار میشود و بخشهای مبهم و فهمیده نشدة آن روشن میگردد.
خلاقیت ذهن، بسیار است. هر بار که فکر و ذهن، روی موضوعی متمرکز میشود، زاویهای از آن روشن میشود. اگر دانش، گذرگاهی برای کشف مجهولات است، یکی هم به همین صورت است و با مبنا قرار دادن «دانستهها»، میتوان «مجهولات» را حل کرد و برطرف ساخت.
پیش شرط تحقق این دو هدف، یعنی «حفظ معلومات» و «رفع مجهولات»، داشتن صبر و حوصله برای تکرار درس و بحث و بازخوانی و گفتوگوی علمی است و کدام هدف است که بیصبر و شکیبایی و تحمل به دست آید؟
در حدیثی از عیسای مسیح، چنین نقل شده است:
«دروازه علم را نگهبان باشید؛ دروازة آن، صبر و شکیبایی است»۴.
این صبر، یعنی شکیبا بودن و عزم و پایداری و نستوهی، هم در مرحلة علمآموزی لازم است و هم در مرتبة تکرار و یاد و بازگویی و ملول نشدن از مرور و بازخوانی و بازکاوی.
از حضرت علیعلیهالسلام نیز چنین روایت است:
«علی المتعلم ان یداب نفسه فی طلب العلم و لا یمل من تعلمه و لایستکثر ما علم۵؛ بر دانشجوست که در راه طلب دانش، خود را به آن عادت دهد و از علمآموزی خسته نشود و آن چه را دانسته و آموخته، زیاد نپندارد»!
قناعت، خوب است؛ ولی نه در آموختن علم. از این رو، نباید به دانش محدودی که فرا میگیریم، بسنده کنیم و شوق افزودن بر معلومات نداشته باشیم. همة اینها، صبر میطلبد و استقامت میخواهد.
خوش گفت آن معلم دانا که ای پسر!
در علم و فضل و حکمت و دانش، مفید باش
ور نیست مستعد افادت وجود تو
باری میان اهل هنر، مستفید باش
هر لحظه باید اندیشید که در چه حالیم؛ فایده رساندن به دیگران یا فایده بردن از دیگران؟ راه سوم، بیراهه و خطاست و با فلسفة وجود انسان آگاه، ناسازگار. «حیات طیبه»، در گرو تلاش علمی و مبارزه با جهل است؛ چه در عرصة اجتماع و چه در کشور وجود خویشتن.
حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله به این حیات درونی در سایة افروختن چراغ دانش و «تذاکر علمی»، چنین اشاره میفرماید: «ان الله عزوجل یقول: تذاکر العلم بین عبادی مما تحیی علیه القلوب المیته۶؛ خداوند متعال میفرماید: مذاکرة علمی و گفتوگوی دانش در میان بندگانم، از چیزهایی است که دلهای مرده در سایة آن، حیات مییابند و زنده میشوند».
از گفتوگوهای علمی خسته نشویم و از این راه، هم بر غنای علمی و فکری خویش بیفزاییم، هم مجهولات خود را بکاهیم و هم دانستهها را جاودانه و راسخ بسازیم.
عمر، کوتاهتر از آن است که به بیهودگی و وقتگذرانی صرف شود.
پینوشتها:
۱. غررالحکم، حدیث ۸۹۱۶.
۲. کلینی، الکافی، ج۱ص۵۲.
۳. همان.
۴. حرانی، تحف العقول، ص ۵۰۲؛ «حصنوا باب العلم فان بابه الصبر».
۵. غررالحکم، حدیث۹۲۴۵.
۶. الکافی، ج۱، ص۴۰.
آفتاب