لذت عبادت در جوانی

 قبلاز کسالت حضرت امام ره شبها یکی از بچه ‏های پاسدار پشت در اتاقشان می‏خوابید. روزی از او پرسیدم: شما که مدتی است شبها مراقب امام بوده‏اید، هیچ خاطره‏ای از ایشان ندارید؟ گفت: چرا، دارم. امام ره معمولا دو ساعت مانده به اذان صبح بیدار می‏شدند. یک شب متوجه شدم دارند با صدای لند گریه می‏کنند. متاثر شدم و شروع کردم به گریه کردن. مدتی بعد امام ره برای گرفتنوضو از اتاق بیرون آمدند. مرا که با آن حال دیدند، گفتند: تا جوانی قدر خودت را بدان و خدا را عبادت کن. لذت عبادت در جوانی است. آدم وقتی پیر می‏شود، دلش می‏خواهد عبادت کند، ولی حال و توانی برایش نمانده است. (1)

1) پیشانی و خاک / ص 26

نام کتاب :بهترین پناهگاه حکایات و داستانهای نماز

نویسنده:گردآوری مطالب:رحیم کارگر محمدیاری