نماز بالاترین ذکر

(و لذکر الله اکبر)
نامیدن نماز به ذکر برای این است که نماز هم مشتمل است بر ذکر زبانی از تهلیل و حمد و تسبیح و هم به اعتباری دیگر مصداقی است از مصادیق ذکر چون روی هم آن عبودیت بنده، خدای را مجسم می‌سازد، و لذا خدایتعالی نماز را ذکرالله نامیده فرمود

(اذانودی للصلوة من یوم الجمعه فاسعوا الی ذکر الله) چون روز جمعه به سوی نمازندا می‌شود، بشتابید به سوی ذکر الله و هم به اعتباری دیگر امری است که ذکر بر آن مترتب می‌شود، ترتّب غایت بر صاحب غایت، یعنی نتیجه نماز یاد خدااست، همچنان که آیه (و اقم الصّلوة لذکری)، نماز بپا دار برای یاد من به آن اشاره می‌کند.
جمله (و لذکر الله اکبر) اثر دیگری از نماز بیان می‌کند، و آن اثر، بزرگتر از اثر قلبی است.
پس فرمود: نماز بگذار تا تو را از فحشاء و منکر باز بدارد، بلکه آنچه عایدتو می‌کند بیش از این حرفها است، چون مهم‌تر از نهی از فحشاء و منکر این است که تو را به یاد خدا می‌اندازد و این مهم‌تر است، برای اینکه ذکر خدا بزرگترین خیری است که ممکن است به انسان برسد و چون ذکر خدا شامل همه خیراتاست و نهی از فحشاء و منکرات نسبت به آن فایده‌ای جزئی است.[1]
یاد خدا مایه‌ حیات قلوب و آرامش دلها است و هیچ چیز به پایه‌ آن نمی‌رسد (الا بذکر الله تطمئن القلوب) آگاه باشید یاد خدا مایه اطمینان دلها است.[2]
اصولاً روح همه عبادات چه نماز و چه غیر آن ذکر خدا است، اقوال نماز، افعال نماز، مقدمات نماز، تعقیبات نماز، همه و همه در واقع، یاد خدا را در دل انسان زنده می‌کند.[3]
در تفسیر مجمع البیان آمده:
مهم‌ترین چیزی که انسان را از فحشا و گناهان باز می‌دارد یاد پروردگار و همیشه به یاد دستورات او از امر و نهی و ثوابها و عقابها بودن است و این بهترین لطف وچیزی است که انسان را همیشه به یاد خداوند واداشته و ازگناهان دور می‌نماید.

پی نوشت ها:

[1] . المیزان، ج 16، ص 213 ـ 214.
[2] . تفسیر نمونه، ج 16، 287 و 288.
[3] . تفسیر نمونه، ج 16، 287 و 288.