رویدادهای روز بیستم
1- با حمله مأموران گارد به پادگان نیروی هوایی تهران، جنگ خیابانی آغاز شد. به گفته همافران، وقتی که رادیو اعلام کرد فیلم ورود امام خمینی بعد از اخبار تلویزیون نمایش داده خواهد شد، آنها در سالن پادگان اجتماع کردند. با ظاهر شدن تصویر حضرت امام بر صفحه تلویزیون، طنین صلوات سالن را پر کرد و در این هنگام، افراد گارد به سوی آنها تیراندازی کردند و درگیری آغاز شد.
2- مردم ساکن در اطراف خوابگاه همافران، هنگامی که از حمله نیروی گارد به همافران آگاه شدند، اهالی خیابانهای اطراف را نیز با خبر کردند و طولی نکشید که جمعیت انبوهی در کنار دیوار خوابگاه گرد آمدند که با فریاد اللهاکبر از همافران حمایت میکردند.
3- اجتماع مردم در کنار خوابگاه همافران نیروی هوایی که از ساعت ده شب آغاز شده بود همچنان ادامه یافت. ترس مردم این بود که در صورت پراکنده شدن، نیروهای گارد، مجددا به همافران حمله کنند، لذا از دفتر حضرت امام کسب تکلیف کردند و دفتر امام توصیه کردند که پراکنده نشوید.
4- مردم در کنار خوابگاه نیروی هوایی همچنان شعار میدادند و خود را با آتش لاستیکهای فرسوده گرم می کردند که در ساعت 5/3 بعد از نیمه شب مأموران حکومت نظامی با خودروهای نظامی و در حالیکه از دور با شلیک رگبار مسلسلها به طرف هوا در صدد ترساندن مردم بودند، به اجتماع مردم حمله کردند. در این هنگام مردم به کوچههای اطراف پناه بردند اما مأمورین توانستند یکصد و پنجاه و دو نفر را دستگیر و به محل استقرار حکومت نظامی در کلانتری تهران و منتقل کنند. در بین دستگیر شدگان دو روحانی نیز حضور داشتند.
تذکر: ظاهرا اولین کلانتری ساقط شده در جریان هجوم مردم همین کلانتری بود.
در روز ۲۰ بهمن ماه که مصادف با روز جمعه بود، مردم در دانشگاه تهران اجتماع کرده بودند تا سخنرانی رئیس دولت موقت را استماع نمایند. در همین هنگام در غرب تهران درگیری شدیدی صورت گرفت؛ عده زیادی از افراد گارد شاهنشاهی به پادگان همافران نیروی هوایی حمله بردند و به محض آغاز درگیری آنان عده زیادی از جوانان وابسته به جناحهای مختلف به نفع همافران وارد صحنه درگیری شدند. این درگیری خونین دهها نفر کشته و مجروح بر جای گذاشت ولی در نهایت همافران توانستند حلقه محاصره نیروهای گارد را بشکنند.
روز جمعه بیستم بهمن ماه 57 تلویزیون سراسری اعلام كرد كه فیلم بازگشت امام خمینی به كشور در دوازدهم بهمن ماه پخش خواهد شد. از دیگر وقایع در این روز عزیمت مردم تهران برای شنیدن اولین سخنرانی نخستوزیر دولت موقت به دانشگاه تهران بود. دانشگاه تهران پس از كودتای 28 مرداد در معرفی تهاجم و سركوب رژیم شاه قرار داشت و بازرگان نیز در سخنرانی خود به این وظیفه خطیر دانشگاه در آن سالها اشاره كرد؛ "دانشگاه چنین افتخار و حق بزرگی دارد كه هیچگاه بعد از 28 مرداد ساكت نبوده، در آن دورانهای اختناق بعد از 28 مرداد و جبهه ملی، در اختناق شدیدی كه بر سراسر ایران حكمفرما بود، تنها مكانی كه در آن اجتماع و اعتراض علیرغم مزاحمت، زندان، شكنجه و غیره تعطیل نشد و هر چند ماه. اگر نگوییم هر چند هفته فریاد مرگ بر شاه بلند میشد. دانشگاه بود كه چشم و چراغ ایران بود. »بازرگان در این سخنرانی از بختیار خواست كه برای جلوگیری از خونریزی و اتلاف سرمایههای كشور از قدرت كنارهگیری كند.(5) در آن سوی جبهه انقلاب، مخالفان به نام هواداران از قانون اساسی بار دیگر در ورزشگاه امجدیه گرد آمدند. این بار اجتماعكنندگان از فضای ورزشگاه خارج شده و در خیابان روزولت (شهید مفتح) تظاهرات كردند كه این تظاهرات منجر به درگیری شد. از سوی دیگر در خوی عدهای به نام روستائیان طرفدار قانون اساسی، مردم را مورد ضرب و شتم قرار داده و چند نقطه از شهر را به آتش كشیدند
پیام به ملت ایران و نداشتن سخنگو در مدرسه علوی توسط امام
بسمه تعالی
به اطلاع مردم میرساند:
کسی حق ندارد به عنوان سخنگو یا اطرافی یا وابسته و یا تحت هر عنوان دیگری، از طرف این جانب مطلبی بگوید. من خودم قلم و بیان دارم و اظهار نظرهایی که در رادیوها و یا جراید میشود به خود اشخاص مربوط است و به این جانب ربطی ندارد.
به تاریخ 11 ع 1 99
نامه به اهالی زنجان
بسمه تعالی
اهالی محترم شهرستان زنجان- ایّدهم الله تعالی
مرقوم آقایان محترم واصل، و از مضمون آن اطلاع حاصل گردید. از اظهار محبتی که نموده بودید کمال تشکر را دارم. درباره جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج سید عز الدین حسینی- دامت برکاته- که نوشته بودید، با ایشان مذاکره شد و قرار است ان شاء الله تعالی به زنجان بازگردند. امید است به خواست خداوند تحت رهبری معظمٌ له به مبارزه خود علیه ظلم و استبداد ادامه دهید.
از خدای تعالی ادامه توفیقات شما و عزت اسلام و مسلمین را خواستارم. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
به تاریخ 11 ع 1 1399
روح الله الموسوی الخمینی
سخرانی در جمع پزشکان امام
[بسم الله الرحمن الرحیم]
آقایانی که در بیمارستان هستند بیشتر از سایر مردم مصیبتها را دیدهاند، حتی از آنهایی که در خیابانها بودهاند. آنهایی که در خیابان بودهاند دیدهاند که جوانی تیر خورد و افتاد لکن آنها که بالای بستر او بودهاند دیدهاند چه گذشته است. پدر و مادر او آمدهاند لا بد- اگر گذاشته باشند بیایند- آمدهاند در بیمارستان و شما حال آنها را دیدهاید. مصدومین را، مجروحین را، آنهایی را که کشته شدهاند و بردهاند که شما هم ندیدهاید- همه در نظر خدا محفوظ است.
گناه این ملت این بود که میخواست که اجانب در مملکتشان تصرف نکند. گناهشان این بود که میخواستند آزاد باشند، اختناق نباشد؛ میخواستند غارتگرها را بیرون کنند. اینها گناه این ملت بود که به روی آنها این طور مسلسلها کشیدند و حالا هم دست برنمیدارند. همین چند روز هم باز در شهرستانها از این کارها بوده است.
عمال اجانب در چهره «ملیت»!
اینها- یعنی عمال اجانب- هر روزی با یک صورت در پردهها و در چهرههایی هستند. اینها عمالشان را ممکن است بیست سال، سی سال، به صورت یک آدم ملی درآورند و بر ملت معلوم نباشد که این چه کاره است! وقتی که چهره واقعی پیدا شد، آن وقت ملت میفهمد چه بوده این. یک نفر سی سال، بیست سال در چهره ملیت بوده است، در چهره دیانت بوده است آن وقتی که آن محفوظ بوده است این؛ و نگه داشتهاند این را برای یک روزی- یک روزی که احتیاج دارند که با حربه ملیت ملت را بکوبند، مثل امروز. امروز با حربه «ملیت» و رفتن سر قبر دکتر مصدق ملت را دارند میکوبند. و چنانکه شریف امامی با حربه «صلح» آمد و ملت را کوبید، اینها با این حربه آمدند. و این ملت که الآن دارد صدایش ... دیروز سرتاسر مملکت، تمام مملکت، یکصدا میگفتند که ما دولت جدید را میخواهیم. اینها را ملت حساب نمیکنند.! ملت آن است که امریکا بشناسد که او ملت است، اگر امریکا تثبیت کرد ملیت کسی را! آن هم تثبیتش به این است که منافع او را تامین بکند و الّا آن اشخاصی که میگویند ما ملی هستیم و ما مطیع ملت هستیم، به آرای ملت احترام میگذاریم، [خیر.] دیروز این آرای ملت نبود؟ دیروز چند میلیون مردم فریاد کردند، اینها ملت نیستند؟ باز هم آن ملتی که باید در نظر امریکا و عمال امریکا باشد اینها نیستند. این «ملت» آنهایند که میگویند باید همه چیز را داد به امریکا، همه چیز را داد به خارجیها!
دزدیها و غارتگریها
شما که در بیمارستانها بودید میدانید به این ملت چه گذشت. شما یک گوشهاش را میدانید، بیمارستانهای دیگر هم گوشههای دیگرش را میدانند. بسیاریاش هم از چشم شماها و سایر برادرهای شما مخفی بوده است. چنانکه دزدیهایی که اینها کردند، خیانتهایی که اینها کردند، از چشم ما اکثرش مخفی است؛ ما نمیدانیم اینها چه کردند.
آقا من یک قصهای را برایم نوشتند یا در مجله دیدم- یادم نیست الآن- که یکی از خواهرهای این محمد رضا در خارج یک ویلایی خریده است که قیمت او را من الآن نمیدانم چه قدر بود لکن نوشته بود که برای گلکاری او شش میلیون دلار خرج گلکاری آن ویلاست.! اینها یک همچو کارهایی کردهاند و ما بیاطلاعیم و نمیدانیم چیست.
شش میلیون دلار، یعنی تقریباً 32 میلیون تومان، خرج گلکاری! اینها برداشتند هر چه ما داشتیم، رفتند. ارتشبدهایشان چقدر بردند، و خودش و عائلهاش چه قدر بردند؛ و خزاین ملت را خالی کردند و یک مملکت خراب و ویران گذاشتند و رفتند.
لزوم بردباری و تشریک مساعی
خداوند ان شاء الله شما که زحمت کشیدید برای این ملت و تَعَب کشیدید- خوب، من میدانم که کسی بالای سر یک کسی که مظلوم است و کتک خورده است مجروح شده است دارد میمیرد شاید در حضور شما بسیارشان مردهاند من میدانم به شما چه گذشته است، خدا هم میداند- شما اجرتان با خداست. خدا میداند که شما چه کشیدهاید؛ و خداوند جبران خواهد کرد. ان شاء الله خداوند به همه شما سلامت بدهد. رفقا همه تشریک مساعی کنید در این امور؛ در این نهضت متحد بشوید. اگر در این نهضت شکست بخورید تا آخر شکست خوردهاید. همه با هم باشید، همه با هم تشریک مساعی بکنید تا اینکه پیروزی برایمان حاصل بشود.
سخرانی امام (ره) در جمع شورای هماهمنگی اعتصابات کشور
سال 61 در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب
بسم الله الرحمن الرحیم
بیست و دو بهمن سرآغاز پیروزی ملت ایران بر مستکبران و غارتگران، 22 بهمن سرآغاز برچیده شدن دستگاه ستمگری طاغوتیان، و 22 بهمن سرآغاز حکومت الله بر جهان، 22 بهمن سرآغاز برافراشته شدن پرچم عدالت اسلامی و بیداری مستضعفان، بر کشور و ملت بزرگ ایران و بر جمیع مسلمانان و مستضعفان و محرومان مبارک باد.
روح الله الموسوی الخمینی