رویدادهای روز دوازدهم
۱۲بهمن ماه حکایت از قدر شناسی امتی دارد که حاضر شد در راه خدا و اسلام خون بدهد ، واما با آغوشی باز به استقبال امام و رهبری بروند که مهرش بر دلشان نشسته بود مردی که عزت و شرف را به این کشور بازگرداند .
آمده موسم فتح و ایمان
شعله زد بر افق نور قرآن
در دل بهمن سرد تاریخ
لاله سر زد ز خون شهیدان
لاله ها قامت سرخ عشقند
سرنوشت تو با خون نوشتند
پیکر پاکت ای جان به کف را
از ازل تا شهادت سرشتند
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده یاد شهیدان
مقدمت را اماما شهیدان
با نثار تن خود گشودند
خونشان فرش راه تو بادا
عاشق پاک راه تو بودند
آمدی با پیامت خمینی
از رهایی و از هم سرودی
آنکه برظلم شب حمله ور شد
ای خمینی تو بودی تو بودی
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده یاد شهیدان
در دل تار شب ای شهیدان
دست قهار خلق خدایند
از تبار حسین شهیدند
از دیار عروج و خدایند
در زمستان بهاران آمد
آدم از قعر دوران آمد
بوی نسل شقایق پیچید
بوی عطر شهیدان آمد
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده یاد شهیدان
تجلای قیام آمد امام آمد امام آمد
به مشتاقان پیام آمد امام آمد امام آمد
بشیر این مژده آورده که یوسف در وطن آمد
به ابراهیمیان برگو خلیل بت شکن آمد
بگیرم زندگی از سر که جانم در بدن آمد
شبم چون روز روشن شد که خورشیدم به بام آمد
امام آمد امام آمد امام آمد امام آمد
به گلزار شهیدان چون هواپیمای او دیدم
ندیده روی زیبایش گل وصل از رخش چیدم
سرود فتح قرآن را زهر آزاده بشنیدم
صدا از مرد و زن برخواست ندا از خاص و عام آمد
امام آمد امام آمد امام آمد امام آمد
میان لاله های خون رخ جانانه پیدا شد
چراغ عالم آرای دل دیوانه پیدا شد
تو گویی چهره مهدی در آن غم خانه پیدا شد
خرد گفتا که دوران ستم شاهی تمام آمد
امام آمد امام آمد امام آمد امام آمد
سلیمان خاتم خود را گرفت از دست اهریمن
نهال دوستی بنشان که خون شد در دل دشمن
چه بیم از کید بیگانه منم با تو تویی با من
پیام آرنده وحدت به عز و احترام آمد
امام آمد امام آمد امام آمد امام آمد
زگلزار وطن یاران برون شد دیو خو کامی
فرشته آمده از ره چه دورانی چه ایامی
لب لعلش نوید آرد زجمهوری اسلامی
که شمشیر خدا بیرون برای انتقام آمد
امام آمد امام آمد امام آمد امام آمد
پی نابودی دشمنی عصا در دست موسی بین
لب شیرین او نگیردم جان بخش عیسی بین
محمّد را تماشا کن علی را در تجلی بین
زخونین لاله ها او را درود آمد سلام آمد
امام آمد امام آمد امام آمد امام آمد
چراغ و چشم دین است این خداوندا نگهدارش
مه مستضعفین است این خداوندا نگهدارش
به مهدی جانشین است این خداوندا نگهدارش
کتاب عشق و ایمان را زنظم او نظام آمد
امام آمد امام آمد امام آمد امام آمد
در این روز امام خمینی سوار بر هواپیمایی به مقصد ایران به راه افتادند. موقع فرود آمدن بخاطر ازدهام جمعیت هواپیما دوباره اوج گرفت و بار دیگر...........
هواپیما بالاخره فرود آمد. و امام دست در دست خلبان هواپیما از پله ها پایین آمدند.
و باز ازدهام جمعیت ..............
| دوازدهم بهمن 1357 | |
|
گروهي به نام «سازمان كماندويي مبارزه در راه قانون اساسي» با دفتر خبرگزاري آسوشيتدپرس تماس گرفته و هشدار ميدهد كه اگر آيتالله خميني قصد داشته باشد از پاريس به سمت تهران پرواز كند، هواپيماي حامل ايشان را منهدم خواهند كرد. در پي اين تهديدها، امام خمينی(س) به نزديكان و همراهان خود فرمودند: «من بيعت خود را از شما برميدارم، ما به طرف كار بزرگي ميرويم. شما هم جانتان را به خطر نندازيد»
|
12
روزشمار دهه فجر، 12 بهمن
* امام خميني پس از سالها دوري و تبعيد به كشور بازگشت. ايران اسلامي شاهد بزرگترين و تاريخيترين استقبال بود. حضور ميليوني مردم كه صف مستقبلين را از فرودگاه تهران تا بهشت زهرا امتداد داده بود، حاكي از عشق و علاقه بينظير آنها به رهبر خويش بود.
* حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه با ارسال پيامي خطاب به مردم فرانسه، ضمن اظهار تشكر از آنها خداحافظي كردند.
* امام خميني پس از اقامه نماز در كف هواپيما، روي دو پتو با آرامش خوابيدند. اين در حالي بود كه همه علاقمندان، دوستداران و نزديكان ايشان، نگران انجام اين پرواز بودند. خطر انهدام هواپيما و يا ربودن آن در آسمان چيزي بود كه همه را تا لحظه فرود آن در فوردگاه تهران، نگران ساخته بود.
* با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فرياد «الله اكبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد. مستقبلين با خواندن سرود «خميني اي امام»، اشكهاي مشتاقان را بر گونههايشان جاري كردند.
* حضرت امام طي بياناتي در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشكر ميكنم. عواطف ملت ايران به دوش من بارگراني است كه نميتوانم جبران كنم. ايشان ضمن اشاره به اينكه طرد شاه از كشور قدم اول پيروزي بود، همگان را به وحدت كلمه و ادامه مبارزه تا قطع كامل ريشههاي فساد ترغيب كردند. ايشان سپس از آنجا عازم بهشت زهرا شدند.
* حضرت امام در اولين سخنراني خود در ميان انبوه مستقبلين مشتاق در بهشت زهرا، گفتند: من وقتي چشمم به بعضي از اينها كه اولاد خودشان را از دست دادهاند ميافتد، سنگينياي در دوشم پيدا ميشود كه نميتوانم تاب بياورم. محمدرضا پهلوي فرار كرد و همه چيز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد و قبرستانهاي ما را آباد. ايشان اضافه كردند: من دولت تعيين ميکنم، من توي دهن دولت ميزنم ... من به پشتيباني اين ملت دولت تعيين ميكنم. من به ارتش يك نصيحت ميكنم و يك تشكر ..... [ما] ميخواهيم ارتش مستقل باشد. آقاي ارتشبد شما نميخواهيد؟ آقاي سرلشكر شما نميخواهيد مستقل باشيد؟ و اما تشكر ميكنم از قشرهايي كه متصل شدند به ملت.
* با وجود سرماي زمستان، ديشب هزاران مشتاق زيارت حضرت امام، در مسير حركت ايشان خوابيدند.
* شهرهاي كشور در شادي ورود امام، غرق نور و گل و فرياد بود.
* از هنگام هجرت حضرت امام از نجف اشرف به پاريس، تراكم سخنرانيها، مصاحبهها و پيامهاي ايشان در اين مدت كوتاه يعني (118 روز اقامت در نوفل لوشاتو) ، قابل توجيه و تأمل است. به طور يكه ايشان در برخي از روزها به سؤالات چندين رسانه خبري و تبليغاتي پاسخ دادهاند. مثلا در تاريخ نوزدهم دي سال جاري، ايشان در ده مصاحبه جداگانه شركت كردند و كثرت مصاحبهها، حكايت از علاقه خبرنگاران و اشتياق امام براي رساندن پيام خود به دنياست. آمار اين مجموعه عظيم از اين قرار است:
سخنرانيها 59 عدد
مصاحبهها 108 عدد
پيامها 36 عدد
نامهها و تلگرافها و فرمانها 6 عدد
جمع 209 عدد
* در حالي كه مراسم ورود حضرت امام به طور مستقيم از تلويزيون پخش ميشد، نظاميان با يورش به اين سازمان از ادامه پخش آن ممانعت كردند.
* عدهاي از مردم با قطع جريان پخش مستقيم ورود حضرت امام از تلويزيون به علت هجوم مأمورين نظامي، از عصبانيت تلويزيونهاي خود را به خيابان پرت كردند.
* امام خميني در شب اول اقامت خود در مدرسه رفاه، طي سخناني با اعضاي كميته استقبال، بر لزوم حفظ وحدت تأكيد نمودند.
* روحانيون متحصن در دانشگاه، با انتشار آخرين اعلاميه خود، به تحصن پايان دادند.
* آيتالله شريعتمداري طي تلگرافي ورود حضرت امام خميني را تبريك گفت.
* در پي درخواست مجدد بختيار براي ملاقات با حضرت امام خميني، ايشان گفتند: ملاقات با بختيار را در صورت استعفاي وي ميپذيرم.
* شاپور بختيار در آستانه ورود امام خميني پيامي انتشار داد. وي در پيام خود مردم را نسبت به ادامه اعتراضات و تظاهرات، خصوصا در روز ورود حضرت امام، تهديد كرد.
* دكتر علي آبادي ، عضو شوراي سلطنت، از عضويت اين شورا كنارهگيري كرد.
* دانشجويان ايراني در مقابل سفارت ايران در آمريكا تظاهرات كردند.
* خبرگزاري فرانسه: سخنگوي كاخ سفيد اعلام كرد سخنان ضد آمريكايي آيتالله خميني، تغييري در موضع ايالات متحده در قبال ايران به وجود نياورده است.
* آمريكا مقداري از دستگاههاي الکترونيكي محرمانه خود را از ايران خارج كرد.
نيروي هوايي سيستمهاي محرمانه جنگندههاي اف چهارده را مخفي كرد. گفتني است كه يكي از وظايف هايزر در ايران، انجام همين مأموريت بوده است.
* بانكهاي سوئيس گفتند كه پولهاي ايران را پس نميدهند.
* مطبوعات و يونايتد پرس: قراردادهاي خريد اسلحه ايران از انگليس لغو شد. مقامات لندن گفتند به علت لغو اين خريدها، انگليس معادل چهار ميليارد دلار بابت عدم فروش و بيكار شدن بيست هزار نفر، زيان خواهد ديد.
* در ليبي به حمايت از انقلاب اسلامي مردم مسلمان ايران، يك راهپيمايي ترتيب يافت.
* يك سخنگوي جنبش پوليساريو در الجزيره اعلام كرد كه امام خميني قبل از عزيمت به ايران در فرانسه، هيأت نمايندگي پوليساريو را به حضور پذيرفتهاند.
* رايدو كويت: وزير انرژي آمريكا اعلام كرد در صورت ادامه عدم صدور نفت ايران، كشورش مجبور به جيرهبندي نفت خواهد بود. اوضاع ايران باعث شديدترين بحران نفتي از زمان تحريم نفت توسط كشورهاي عربي از سال 1352 تاكنون شده است.
* سازمان چريكهاي فدايي خلق ورود حضرت امام را تبريك گفت.
هواپیمای امام درحالی به پرواز درآمد که مورد تحدید انفجار بود و درحالی قصد فرود داشت که با ممانعت زیاد نخست وزیر وقت روبرو بود. ولی فرود آمد سالم و سالم از هواپیما پیاده شدند.
اولین مکانی که امام قصد رفتن کردن بهشت زهرا بود شاید می خواستند از کسانی که زیر شکنجه های ظلم و جور شهید شدند دیدار کنند و بگویند که نخواهند گذاشت خونشان پایمال شود.
12 بهمن 1357 -پنج شنبه
ـ ساعت 9 و 27 دقیقه و 30 ثانیه حضرت امام خمینی پس از پانزده سال تبعید پای بر خاك ایران گذاشتند.
ـ فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راه پیمایی و تظاهرات را برای 3 روز آزاد اعلام كرد.
ـ نظامیان مستقر در تلویزیون به طور ناگهانی پخش مراسم استقبال را قطع كردند.
استقبال بی نذیر مردم از پیر و جوان از امام و رهبرشان و سخنرانی امام در بهشت زهرا و بیعت با شهدا و مردم از طرفی دیگر این روز را بیش از پیش به یاد ماندنی کرد.
12بهمن 1357
حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه ، شب هنگام به خیابان نوفل لوشاتو رفته و از اهالی آنجا خداحافظی کردند.امام با ارسال پیامی خطاب به مردم فرانسه، ضمن اظهار تشکر از مهمان نوازی ملت فرانسه ،از زحماتی که به همسایگان و اهالی نوفل لوشاتو داده بودند،عذر خواهی کردند.
گروهی به نام «سازمان کماندویی مبارزه در راه قانون اساسی» با دفتر خبرگزاری آسوشیتدپرس تماس گرفته و هشدار می دهد که اگر آیت الله خمینی قصد داشته باشد از پاریس به سمت تهران پرواز کند، هواپیمای حامل ایشان را منهدم خواهند کرد.
ایرفرانس حاضربه انتقال حضرت امام وهمراهان ایشان به ایران بواسطه تهدید امنیتی،نشده بود.( ظاهراً چند ایرانی خیر، کل هواپیما را ازشرکت ایرفرانس اجاره و بیمه کردند).
ساعت 5:30 بامداد ، هواپیمای جمبوجت 747 ایر فرانس ، در حالیکه حدود پنج هزار پلیس ، ژاندارم و نیروهای ویژه،فرودگاه شارل دوگل و راه های منتهی به فرودگاه را زیر نظر داشتند به پرواز در آمد.
هواپیمای امام با نیم ساعت تاخیر ،ساعت 9:27به زمین نشست .
امام خمینی پس از سال ها دوری و تبعید به کشور بازگشت. ایران اسلامی شاهد بزرگترین و تاریخی ترین استقبال بود. حضور میلیونی مردم که صف مستقبلین را از فرودگاه تهران تا بهشت زهرا امتداد داده بود، حاکی از عشق و علاقه بی نظیر آنها به رهبر خویش بود. مردم به شوق ورود امام، خیابان ها را آب و جارو کرده بودند، مسیر حرکت امام تا کیلومتر ها با گل های رنگارنگ تزیین شده بود.
با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فریاد «الله اکبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد. گروه سرود دانش آموزی، با خواندن سرود «خمینی ای امام»، شوق ورود امام را با اشک های مشتاقان درآمیختند.
امام خمینی در فرودگاه در جمع مستقبلین از همه طبقات تشکر کردند و خروج شاه و ورود خود را گام نخست پیروزی دانستند.
علی رغم قولی که دولت بختیار داده بود، پخش مستقیم مراسم ورود امام پس از دقایقی قطع و موجب خشم شدید مردم شد.* بختیار گفت : من دستور قطع پخش برنامه تلویزیون را ندادم.
فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم ، راهپیمایی و تظاهرات را برای سه روز آزاد اعلام کرد.
انتشار خبر استعفای دکتر علی آبادی ، دومین عضو شورای سلطنت.
روحانیون متحصن در دانشگاه،پس از ورود حضرت امام به میهن، با انتشار آخرین اعلامیه خود، به تحصن پایان دادند.
آیت الله طالقانی و آیت الله بهشتی با دیدن استقبال بیش از حد انتظار، به امام پیشنهاد لغو برنامه بهشت زهرا را دادند، امام با آرامی پرسیدند:«ماشین کجاست؟ من قول داده ام که به بهشت زهرا بروم و می روم».
ماشین بلیزر ازچند روزقبل آماده شده بود. بین صندلی راننده و صندلی عقب یک شیشه ضد گلوله گذاشته بودند.امام پس ازاطلاع از این امر،روی صندلی جلو ماشین نشستند.
کمیته استقبال ، به جزماشین،تعدادی موتورسوارمسلح را نیز برای حفاظت از جان امام آماده کرده بود.مسئول این گروه را بعدها «مسیح کردستان»لقب دادند، شهید محمد بروجردی فرمانده شجاع سپاه کردستان . بروجردی وبقیه گروه دربین ازدحام جمعیت جاماندند ونتوانستند با ماشین بروند. فقط محمدرضا طالقانی که روی بلیزر نشسته بود ، توانست با ماشین همراهی کند.
در مسیر خیابان رجایی (آرامگاه)،ناگهان ماشین خاموش شد . امام اصرارداشتند پیاده شده وبقیه راه تا بهشت زهرا را پیاده بروند ...بالاخره هلی کوپتر آمد.
حضرت امام ساعت 2 رسیدند قطعه 17بهشت زهرا .جایی که شهدای17شهریور دفن هستند.ابتدا در محل استقرار، قرآن تلاوت شد و پس ازآن سرود «برخیزید ای شهیدان راه خدا»خوانده شد.سپس طنین ندای امام بود که جان مشتاقان و شیفتگان حقیقت را سیراب می نمود ..." من به پشتیبانى این ملت دولت تعیین مىکنم! من به واسطه اینکه ملت مرا قبول دارد..."
ساعت 15:30 ظهر سخنرانی تمام شد. هلی کوپتری که برای بردن امام (ره) آمده بود سه بار سعی می کند بنشیند ولی به جهت ازدحام نمی تواند. عبا و نعلین امام (ره) در می آید و بین جمعیت گم می شود. ایشان را به جایگاه برمی گردانند .
حاج احمدآقا وآقای ناطق نوری ،در حالی که امام را بین خودشان گرفته اند ایشان را به طرف آمبولانس شرکت نفت می برند. آمبولانس به طرف جاده قم حرکت می کند . آن هلی کوپتر هم از بالا دنبالشان می رود تا بالاخره در جایی بنشیند و امام (ره) را به آن منتقل کنند.
خلبان هلی کوپتر می گوید هرکجا بخواهید فرود می آیم. پیشنهاد بیمارستان هزار تختخوابی ( امام خمینی ) داده شد ، هلی کوپتردر بیمارستان فرود آمد. چون آمبولانس آماده نبود ، امام را با ماشین یکی از پزشکان بیمارستان تا انتهای بلوار کشاورز بردند؛ پیکان آقای ناطق نوری از صبح درآنجا بود و همگی سوار آن شدند.
همه همراهان تصور می کردند که امام از بهشت زهرا می روند مدرسه ی رفاه، اما این اتفاق نیفتاده بود ، همه نگران بودند. امام تصمیم گرفتند که بروند خانه ی برادرزاده شان، دختر آقای پسندیده؛ منزل برادرزاده امام حوالی جاده شمیران (شریعتی) بود.
حدود ساعت 5 بعدالظهر پس از چندبار پرس و جوی آدرس،به منزل برادر زاده شان می رسند . حضرت امام تا ساعت 10 شب در آنجا می مانند تا مسیر کمی خلوت شود.
در مدرسه رفاه همگی نگران بودند ، کسی از امام خبری نداشت .اواخر شب خبر آوردند که کسی درِ حیاتِ کوچک مدرسه را می کوبد.در که باز شد، "امام آمد".ایشان پس ازتفقد از تعداد اندکی که در مدرسه بودند به سمت پله ها حرکت کردند، در میانه پله ها به سمت جمعیت پشت سرشان برگشتند و همانجا بر روی پله ها نشسته و دقایقی با آن جمعیت ، سخن گفتند.
|
|
|
|