راسخون

زندگی زیباست

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

وقتی پرنده ای زنده است .... مورچه ها را میخورد،

وقتی می میرد ..... مورچه ها او را میخورند  !

زمانه و شرایط در هر موقعی میتواند تغییر کند ...

در زندگی هیچ کس را تحقیر یا آزار نکنید .

شاید امروز قدرتمند باشید اما یادتان باشد ، 

"زمان از شما قدرتمند تر است  !!

یک درخت میلیون ها چوب کبریت را میسازد ...

اما وقتی زمانش برسد ...

فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیون ها درخت کافیست ...

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

شکست ها و نگرانی هایت را رها کن،

خاطراتت را،

نمیگویم دور بریز،اما قاب نکن به دیوار دلت...

در جاده ی زندگی، نگاهت که به عقب باشد،

زمین میخوری...

زخم بر میداری...

و درد میکشی...

دوست خوبم:

نه از بی مهری کسی دلگیر شو ... نه به محبت کسی بیش از حد دلگرم...

به خاطر آنچه که از تو گرفته شده، دلسرد مباش، تو چه میدانی؟

شاید ... روزی ... ساعتی ... آرزوی نداشتنش را میکردی...

تنها اعتماد کن و خود را به او بسپار ...

هیچ کس آنقدر قوی نیست که ساعت ها بر عکس نفس بکشد ...

در آینده لبخند بزن... این همان جایی است که باید باشی!!!

هیج کس تو نخواهد شد

" آرامش سهم توست ..."

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

 

هنگامی که احساس اندوه می کنید ، یک جا ننشینید 

 از جا بلند شوید و حرکت کنید 

 اگر می توانید به جایی بروید و ورزش جمعی کنید ، اگر این امکان فراهم نیست ،خودتان ورزش کنید . آهنگ با نشاطی بگذارید و بشدت حرکت کنید تا به اصطلاح خیس عرق شوید . بعد هم یک دوش ولرم بگیرید . قطعا حالتان بهتر می شود .

هرگز تصور نکنید کسی قرار است بیاید و شما را از وضعیت روحیتان نجات بدهد . 

دستتان را به زانو بگیرید و از جا بلند شوید . اگر کسی برای کمک آمد چه بهتر ، اگر هم نیامد خودتان به داد خودتان برسید.

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 


 

 

دیگران را ببخشید تا آزاد باشید

اجازه ندهید، گذشته، آینده تان را آلوده کند.

گاهی اوقات از بین بردن افکار منفی کار سختی است.

وقتی کسی در حقمان بدی کرده است، ذات انسان به این شکل است که با درد و رنج بماند، خشمگین و ناراحت 

باشد و کینه به دل بگیرد.

با خود می گوییم، من او را هرگز نمی بخشم، لایقش نیست.

شما برای آنها نمی بخشید، بلکه به خاطر خودتان می بخشید.

تا زمانی که با رنج بمانید عصبانیت وخشم شما تاثیری روی آنها نداردبلکه خودتان را آلوده میکنید

نبخشیدن مانند زهر است.

شاید نگه داشتن این حالت حس خوبی به شما بدهد اما زندگیتان را نابود میکند

زمانی که آنها را می بخشید توجیه رفتار نادرست آنها نیست رنجش ر اکم‌نمیکنید بلکه میبخشید تا زهر را از بدن 

خود بیرون کنید

باید ببخشید تا آزاد باشید..

این طور نگاه نکنید که دارید به آنها لطف میکنید بلکه به خودتان لطف میکنید...

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

 

میگویند...

چشمي که دائم عيب هاي ديگران رو ببينه، 

اون عيب رو به ذهن منتقل مي کنه 

و ذهني که دائما با عيب هاي ديگران درگيره، 

آرامش نداره، 

درونش متلاطم و آشفته است...

در عوض چشمي که ياد گرفته 

هميشه زيبايي ها رو ببينه، 

اول از همه خودش آرامش پيدا مي کنه. 

چون چشم زيبابين عيب هاي ديگران رو نمي بينه 

و دنياي درونش دنياي قشنگي هاست...

دنياتون زيبا وآرام

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

 

باید برای حال زندگی کرد،

 نباید افسوس گذشته را خورد، 

باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد. 

بیشتر مردم زندگی نمی کنند،

 فقط باهم مسابقه دو گذاشته اند. 

می خواهند به هدفی در افق دور دست برسند

 ولی در گرما گرم رفتن آنقدر نفس شان بند

 می آید و نفس نفس می زنند که چشمشان

 زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن می گذرند نمی بینند

 و بعد یک وقت چشمشان به خودشان می افتد

 و می بینند پیر و فرسوده هستند و دیگر

 فرقی برایشان نمی کند به هدفشان رسیده اند یا نه

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﺪ 

ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺁﺩﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﮐﻪ

هیچ کس ﺣﺮﯾﻒ ﺯﺑﻮﻥ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺸﻪ 

ﮐﺎﺵ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻪ

هیچ کس ﺣﺮﯾﻒ شخصیت ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺸﻪ 

ﺳﮑﻮﺕ  میکنم

میگذارم ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺸﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺁن چه ﻫﺴﺘﻢ ﺑﺮﻭﻧﺪ

میگذارم ﺍﺻﻼ ﻋﻮﺿﯽ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻧﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺍ

ﻭ ﺧﯿﺮﻩ ﻧﮕﺎﻫﺸﺎﻥ میکنم

ﻣﮕﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ ﺩﺭﺳﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﺫﻫﺎني كه دنياي افكارشان را "خود قاضي" هستند 

 

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

هنگامی که از یک سن خاص گذشتید زندگی چیزی بیشتر از فرایند از دست دادن مداوم نخواهد شد. 

چیزهای که در زندگی برایتان مهم هستند شروع به لیز خوردن از چنگتان می کنند، یکی بعد از دیگری، مانند شانه ای که دندانه هایش را از دست می دهد و تنها چیزهایی که جایشان را می گیرند چیزهای بدلی بی ارزش هستند. 

قدرت بدنیت، امیدهایت، رویاهایت، ایده آل هایت، اعتقادات، تمام معانی یا افرادی که دوست داری، یکی یکی، محو می شوند. 

برخی قبل از ترک کردن عزیمتشان را اعلام می کنند، در حالی که بقیه تنها ناگهان بدون هیچ هشداری یک روز ناپدید می شوند و هنگامی که آن ها را از دست دادی هرگز نمی توانی آن ها را بازگردانی. جستجویت برای جایگزین کردنشان هرگز خوب پیش نمی رود.

 

 

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

تا زمانی که در وجودت نغمه سرایی نکنی و زندگی ت رقص نشود,تا زمانی که هستی را جشن نگیری,ممکن نیست خدا را بشناسی,زیرا خدا اوج آواز و ترانه,اوج رقص و پایکوبی و اوج جشن زندگي است.

خدا به مردم غمگین تعلق ندارد

خدا ازآن کسانی است که اهل عشق و خنده اند.

هستی یک بازی بزرگ است.آن را جدی نگیر.آن را با ترانه ای در قلبت بپذیر,و شادمانه از آن سپاسگزاری کن

با گامهایی سبک و با خنده ای در درون قلبت در دنیا پیش برو,تا ناگهان 

همه ی هستی الهی شود.

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

ﺯﻧﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﭘﺮﻧﺴﺲ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﺰﻧﯽ ﻟﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﺭﺑﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ... ﺷﺒﯿﻪ ﻭﺍﻗﻌﯿﺘﻦ ...

ﺷﺒﯿﻪ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﯿﺴﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﺍﻣﻨﺶ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ،

ﻭﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﺮ ﺁﺳﺘﯿﻦ ﺵ ....

ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ... ﻧﻪ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻻﮎ ﺯﺩﻩ ... ﻧﮕﺮﺍﻥ ﭘﺎﮎ ﺷﺪﻥ ﺭﮊ

ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ....

ﺯﻧﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ ، ﺯﻧﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ

ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻫﺴﺘﻨﺪ،

ﺩﺭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻭ ﻋﺰﻡ ﯾﮏ ﺯﻥ ﮐﻪ ﻣﺴﯿﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻮﺍﻧﻊ ﻃﯽ ﻣﯽ

ﮐﻨﺪ، ﺷﮑﻮﻩ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ. ﺩﺭ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻨﻔﺴﺶ ﺍﺯ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎ ﻧﺸﺄﺕ

ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ،

ﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺨﻮﺭﺩ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﺪ،

ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ .

ﺑﺮﺍﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺭﺍ ﭼﻨﯿﻦ ﺯﻧﺎﻧﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

 

یک میخ اگر راست باشد هر چه هم ضربه بخورد پیشتر رفته و محکم تر و مقاوم تر خواهد شد ،به همین خاطر هم قرآن به ما می گوید بیایید راستی و صداقت پیشه کنید ، اینجاست که هیچ کس نمی تواند به شما آسیب بزند ."و ان تصبروا و تتقوا لایضرکم کیدهن شیئا "

 اگر اهل شکیبایی باشید، اگر تقوا پیشه کنید و در یک سخن ، راستی و درستی پیشه کنید هیچ کس نمی تواند به شما آسیب بزند اما اگر صداقت را پیشه نکنیدو کج بشوید و کجرفتار باشید مثل همان میخ کج می مانید ؛هر چه ضربه بخورید بیشتر کج می شوید.

 

 

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 


 

 

عادت ، ناجوانمردانه‌ترين بيماری‌ست، زيرا هر بداقبالی را به ما می‌قبولاند، هر دردی را و هر مرگی را.در اثر عادت، در كنار افراد ِنفرت‌انگيز زندگی می‌كنيم، به تحمل زنجيرها رضا می‌دهيم، بی‌عدالتی‌ها و رنج‌ها را تحمل می‌كنيم. به درد، به تنهائی و به همه چيز تسليم می‌شويم. عادت، بی‌رحم‌ترين زهر زندگی‌ست. زيرا آهسته وارد می‌شود، در سكوت، كم‌كم رشد می‌كند و از بی‌خبری ما سيراب می‌شود و وقتی كشف می‌كنيم كه چطور مسموم ِ آن شده‌ايم، می‌‌بينيم كه هر ذرۀ بدن‌مان با آن عجين شده است، می‌بينيم كه هر حركت ما تابع شرايط اوست و هيچ داروئی هم درمانش نمی‌كند.

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

مردی خسیس تمام دارایی اش را فروخت و طلا خرید.او طلاها را در گودالی در حیاط خانهاش پنهان کرد.او هر روز به طلاها سر میزد و آنها را زیر و رو میکرد.تکرار هر روزه این کار یکی از همسایگانش را مشکوک کرد.همسایه، یک روز مخفیانه به گودال رفت و طلاها را برداشت.

روز بعد مرد خسیس به گودال سر زد اما طلاهایش را نیافت.او شروع به شیون و زاری کرد و مدام به سر و صورتش میزد.رهگذری او را دید و پرسید: چه اتفاقی افتاده است؟مرد حکایت طلاها را بازگو کرد. رهگذر گفت:این که ناراحتی ندارد. سنگی در گودال بگذار و فکر کن که شمش طلاست،تو که از آن استفاده نمیکنی، سنگ و طلا چه فرقی برایت دارد؟ارزش هر چیزی در داشتن آن نیست بلکه در استفاده از آن است.اگر خداوند به زندگی شما برکتی داده است و شرایط مناسبی دارید پس به فکر دیگران نیز باشید.بخشش مال همچون هرس کردن درخت است پول با بخشش زیادتر و زیادتر میشود.دارایی شما حساب بانکیتان نیست.

دارایی شما آن مقدار از ثروت و داشته هایی است.که برای یاری رساندن دیگران به گردش درمیآورید.

 

 

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

خدایا ! در آشوب و فتنه و بلا، عده ای تو را گم می کنند و عده ای تو ر ا پیدا می کنند .

ما را از بندگان یابنده خودت قرار ده !

 خدایا ! در طوفانهای سنگین و بنیان کن ،بعضی تو را از دست می دهند و برخی تو را به دست می آورند. دست ما را از دست خودت در نیاور و دست و دلمان را از خودت خالی نکن!

 خدایا ! در هجوم بی امان شدائد و سختی ها ، گروهی به دامن تو می آویزند و گروهی از دامن تو می گریزند. مامن و گریزگاه ما را آغوش مهربان خودت قرار ده

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

بین ما و زندگی قشری ضخیم وجود دارد...

می توانیم آن را خستگی،ترس،فکر،بلندپروازی بنامیم، می توانیم همه ی نام ها را به آن بدهیم - همه صحیح خواهند بود اما نامی که کاملا مناسب باشد خود ماست‌. آنچه بین ما و زندگی ما مانند مانعی استوار است، خود ما هستیم، این ضخیم شدن خودِ ما در ماست که آن را به سان امتحانی برای بلوغ یا اطمینانی از وجود تلقی می کنیم.

آنچه کم داریم این است که آنچنان وارد زندگی مان می شویم، گویی که دیگر در آن نیستیم....