راسخون

زندگی زیباست

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

دوست داشتن را بايد به چند واحد درسى تقسيم كرد!

صبر، از واحدهاى اجبارى بايد باشد!

خيانت نكردن، درسى ست كه بايد در ترم اول پاس كنيم!

تكرارِ گفتن "دوستت دارم" درسى ست كه در هر ترم، از واحدهاى اجبارى محسوب ميشود!

صداقت، زير بناى تمامِ واحدهاست!

درس مهمى كه نبايد از آن غافل شد، "اعتماد" است

اعتماد نباشد، واحدها از بيخ و بُن تعطيل است

از ترم دوم به بعد، درس هاى "اهداف مشترك زندگى، چال كردن غرور و حس خوشبختى" به واحدها، اضافه ميشوند.

و از ترم هاى بعد نيز، "جدى دنبال كردن دوست داشتن يكديگر" زمينه ى تمام دروس است.

پايان نامه نيز، با " زدن بوسه اى به سر" امضا ميشود

و زندگى، بهتر از روال معمول، جريان پيدا ميكند.

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

خودتان پیش‌قدم شوید و تغییرات کوچکی در زندگی‌تان ایجاد کنید. گاهی اوقات، در موضوعات کوچک و نه‌چندان مهم کارها را متفاوت از همیشه و بدون برنامه‌ریزی قبلی انجام دهید. این به شما کمک می‌کند که راحت‌تر با اتفاقات غیرمنتظره که خارج از کنترل شما هستند کنار بیایید. با این کار، به خودتان یاد می‌دهید که تغییرات را بپذیرید. به‌عنوان مثال:

 مسیر متفاوتی را برای رفتن به محل کار انتخاب کنید.

 صبحانه‌ی متفاوتی نوش جان کنید.

گاهی به جای قهوه، چای بنوشید.

یکهویی تصمیم بگیرید با دوستان یا همسرتان سینما بروید.

کارهای همیشگی را انجام دهید؛ اما به روشی متفاوت.

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 


 

 

کتاب بخوان تا بدانی،

 بیاندیش تا خوب بفهمی 

 رنج بسیار ببر تا درک کنی 

 شکر گزار باش، تا داشته هایت هزار برابر شود... 

خود را با ارزش بدان، تا ارزشمند شوی

خود را بسیار دوست بدار، تا دیگران را دوست بداری 

عاشق خودت باش، تا عشق واقعی را بیابی 

احساس خوب در آدمِ خوب است،

احساس خوب در کتاب های خوب پیدا می شود.

کتاب باعث رشد ذهن و برطرف کننده زوال عقلی ست.

 کسی که احساس خوبی ندارد، نمیتواند با دیگران رفتار خوبی داشته باشد.

رفتار و گفتار خوب زندگی را در کتاب های خوب بیابید، 

تا جاده های سعادت سوی شما باز شود...

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

اگر به جای گفتن:

دیوار موش دارد و موش گوش دارد، بگوییم:

"فرشته ها در حال نوشتن هستند..."

نسلی از ما متولد خواهد شد که به جای مراقبت مردم، "مراقبت خدا" را در نظر دارد!

قصه از جایی تلخ شد که در گوش یکدیگر با عصبانیت خواندیم:

*بچه را ول کردی به امان خدا !

*ماشین را ول کردی به امان خدا !

*خانه را ول کردی به امان خدا !

و اینطور شد که "امانِ خدا" شد: مظهر ناامنی!

ایکاش میدانستیم امن ترین جای عالم، امانِ خداست

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

قانون جذب قانون طبيعت است . غير شخصي است و با نيك و بد كاري نداري . انديشه هاي شما را به صورت تجربه به شما باز مي تاباند . 

قانون جاذبه ، خيلي ساده آن چه را كه درباره اش فكر مي كنيد به شما مي دهد . 

قانون جاذبه دائما" فعال است ، چه شما آن را باور كنيد و چه نكنيد ، چه آن را بفهميد و چه نفهميد . 

قانون جذب ، قانون آفرينش است . آفرينش ، مدام در حال اتفاق افتادن است . هر زماني كه فردي انديشه اي داريد ، يا انديشه اي مزمن و مداوم دارد ، اين انديشه ها در فرآيند خلاقيت هستند . چيزي از اين انديشه ها در بيرون متجلي خواهد شد . 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

وقتی انسان برای اولین بار "نارگیل" سفت را برداشت ،

هرگز فکر نمی‌کرد میان قالب قهوه ای رنگ آن ، شیره ای

خوش طعم و بو و جسمی سفید و پر خاصیت باشد ...!!!

برای "باز کردن اندیشه"، 

خود را باید "شکست" ...

عقاید و باورهای خود را ، احساس خود را، 

* باید روزنه های "نو" را باز کرد

 تا از قالب کهن و بی منطق و عادتی محیط گریخت...!*

هیچ گاه مانند یک نارگیل بسته نمان...

با ذهنی نو، جهانی نو بساز...

چقدر زیبا می توان زندگی کرد وقتی می توان "معمار زندگی" خود بود ...

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

 

وقتی گیلاس با بند باریکش به درخت متصل است

همه عوامل در جهت رشدش در تلاشند..

باد باعث طراوتش میشود

آب باعث رشدش میشود

و آفتاب پختگی و کمال میبخشد

اما …

به محض پاره شدن آن بند و جدا شدن از درخت،

آب باعث گندیدگی

باد باعث پلاسیدگی

و آفتاب باعث پوسیدگی و ازبین رفتن طراوتش میشود..

بنده بودن یعنی همین، یعنی بند به خدا بودن، که اگر این بند پاره شد، دیگر همه عوامل در نابودی ما مؤثر خواهد بود.

پول، قدرت، شهرت، زیبایی... تا بند به خداییم برای رشد ما، مفید و بسیار هم خوب است اما به محض جدا شدن بند 

بندگی، همه آن عوامل باعث تباهی و فساد ما می شود.

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 


 

 

باید راهی یافت، برایِ زندگی را زندگی کردن،

نه فقط زندگی را گُذَراندَن ..

باید راهی یافت،

برایِ صبح ها با اُمید چشم گُشودَن،

برایِ شب ها با آرامشِ خیال خوابیدن..

اینطور که نمیشود،

نمیشود که زندگی را فقط گذراند ،

نمیشود که تمام شدنِ فصلی و رسیدنِ فصلی جدید را فقط خُنَکایِ ناگهانیِ هوا یادَت بیاورد،

نمیشود تا نوکِ دماغَت یخ نکرده حواسَت به رسیدنِ پاییز نباشد..

اینطور پیش بِرَوی یک آن چَشم باز میکنی

خودَت را میانِ خزانِ زردِ زندگی ات میابی ،

و یادت هم نمی آید چطور گذَرانده ای مسیرِ بهاری و سبزِ زندگی ات را..

اصلا خدا را هم خوش نمی آید،

راهَت داده به دنیایَش که نقشَت را ایفا کنی،

یک روز خوبُ حتی یک روز بد ،

یک روز شیرینُ حتی یک روز تلخ ،

یک روز آرامُ حتی یک روز پُرهیاهو ،

وظیفه ی تو زندگی را با تمام و کمالَش زندگی کردن است،

با تمامِ سِکانس هایِ تلخ و شیرینَش..

نمیشود که همه اش خسته باشی

و سَرِ سکانس هایِ تلخ بهانه بیاوری و گوشه ای به قهر کِز کنی و بازی نکنی ..

حق داری که خستگی ات را در کنی،

اما حق نداری که دیگر مسیر را ادامه ندهی ..

اینطور که نمیشود،

تا دیر نشده باید راهی پیدا کرد،

باید زندگی را زندگی کرد ..

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

شکست ها و نگرانی هایت را رها کن،

خاطراتت را،

نمیگویم دور بریز،اما قاب نکن به دیوار 

دلت…

در جاده ی زندگی، نگاهت که به عقب 

باشد؛

زمین می خوری…

زخم بر می داری…

و درد می کشی…

نه از بی مهری کسی دلگیر شو … 

نه به محبت کسی بیش از حد دلگرم…

به خاطر آنچه که از تو گرفته شده، 

دلسرد مباش، تو چه می دانی؟

شاید … روزی … ساعتی … آرزوی 

نداشتنش را می کردی…

تنها اعتماد کن و خود را به او بسپار …

هیچ کس آنقدر قوی نیست که ساعتها 

بر عکس نفس بکشد …

در آینده لبخند بزن…

این همان جایی است که باید باشی!

هیج کس تو نخواهد شد

 آرامش سهم توست …

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

 

نيمى از زندگى مان

ميشود صرفِ اينكه به آدمهاى ديگر ثابت كنيم،

ما چقدر خوشبختيم...

به آدمهايى كه شايد خوشبختى برايشان تعريفِ ديگرى دارد

حتى اگر واقعاً هم خوشبخت باشيم،

اما همين خودنمايى،

ما را تبديل ميكند به بدبخت ترين آدمِ روى زمين!

غذايى اگر جلويمان ميگذارند،

قبل از لذت بردن از غذا،

ترجيح ميدهيم آن را به رخِ ديگران بكشيم...

سفرى اگر ميرويم،

ترجيحمان اين است كه بگوييم،

ما آمديم به بهترين نقطه ى روى زمين،تو 

بمان همان جهنم هميشگى...

واردِ رابطه اگر ميشويم،عالم و آدم را با خبر ميكنيم،

كه ببينيد چقدر خاطرِ من را ميخواهد،

تو اما بمان در همان پيله ى تنهايى ات...

ما لذت بردن را پاك فراموش كرده ايم

مسيرى را ميرويم كه خطِ پايان ندارد،

فقط ميرويم كه از بقيه جا نمانيم!

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

هر وقت به اوج ناامیدی رسیدی، نزدیک‌ترین روزنامه‌ای که روی زمین افتاده بردار و این بار خیلی عمیق‌تر از هر بار به صفحه تسلیت‌ها نگاهی بینداز!

صاحبان این چهره‌ها همه کسانی بودند که یک روز حسابی به سر و صورتشان رسیده‌اند و بهترین لباسهایشان را پوشیدند و برای گرفتن چند قطعه عکس 4×3 به معروف‌ترین آتلیه‌های عکاسی رفتند...

رفتند تا اعلام کنند وجودشان را در پای انواع تصدیق‌ها، کارت‌ها، گواهی‌ها و گزینش‌ها، تا سندی برای اعلام وجود داشته باشند...

اما در آن لحظه که دوربین عکاسی روی چهره‌های ژست گرفته آن‌ها فلاش زده، کجا فکر می‌کردند که همین عکس، البته مُزَین به یک نوار سیاه رنگ، اعلام آخرین حضور آنها بر صفحه زنده‌هاست...

اما تو زنده‌ای، من زنده‌ام، ما زنده‌ایم، هنوز هم دمای بدن ما ٣٧درجه است.

هنوز هم قلب ما می‌تپد.

هنوز هم این مهلت را داریم که بخندیم و تا گرفتن آخرین عکس، شاید هنوز هم ما فرصت داریم.

زندگی کن،از زندگی لذت ببر 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

ﺍﺯ ﮔﺮﻩﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺷﻤﺎﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﻠﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ،

ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻟﺤﻈﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻡ،

ﮔِﺮِهی ﺑﻪ ﻧﺎﻓﻢ ﺯﺩﻧﺪ، ﮐﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ

ﮔﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﻢ!

ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﻩ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺑﺪﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ...

ﺷﺎﯾﺪ ﺣﮑﻤﺘﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻩﻫﺎﺳﺖ!

ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺒﯿﻨﯽ ﻭ ﺻﺒﺮ، ﻫﺮ ﮔﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﻧﮕﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﮔﺮﻩ ﺑﻌﺪﯼ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺭﻗﻢ ﺯﺩﻩ ﺩﺍﺭﻡ...

ﺷﺎﯾﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺮﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮔﺮﻩ ﻓﺮﺷﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺒﺎﻓﻢ...

ﻓﺮﺷﯽ ﮐﻪ ﺧﺎﻟﻖ ﻫﺴﺘﯽ ﻧﻘﺸﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﻓﺘﻨﺶ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻩ...

ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻻﺯﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺩﯾﺪﻩ ﻭ ﻣﻦ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ

ﺷﮑﺮﮔﺰﺍﺭﻡ...

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧَﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ،

ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ!

ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪی ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍی!!

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ می دﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ!!

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ!!

ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ!

ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ می کنند ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ......

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

فاصله ات را با آدمها حفظ کن...

برای شناختن آدمها اینقدر عجله نداشته باش 

روزگار ، ذات تک تک آدمها را به تو نشان می دهد

و تو میرنجی از خودت

و قضاوتهای عجولانه ی زود هنگامت...

یک روز به آدمها نگاه میکنی

و میبینی آنهایی که فکر می کردی بد هستند ،

برایت بزرگترین کارها را کرده اند و آنها که دوستشان داشتی

و فکر می کردی همیشه دستت را برای بلند شدنت از زمین می گیرند

زمینت زده اند آنقدر محکم که صدای خورد شدن استخوانهایت را

با تمام وجود شنیده ای...

آدمها را قضاوت نکن

روزگار بهترین قاضی است

ذهنت را از خوبی و بدی آدمها پر نکن

به حرفهای قشنگشان دل نبند

و از حرفهای نازیبایشان نرنج .

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 


 

 

 اگه مثبت فکر نکنیم چی می شه؟

 همین الان هرجا که نشستین پای راستتون رو از زمین بلند کنین و در جهت

 عقربه های ساعت بچرخونین.

 حالا همزمان؛ با دست راستتون تو هوا

 حرف "ع" رو بنویسین. دیدین؟! جهت حرکت پاتون عوض شد! می دونید چرا؟!

 چون وقتی می خواهید حرف "ع" رو بنویسین، ذهن شما در جهت خلاف عقربه های ساعت حرکت می کنه به همین دلیل پاتون ناخودآگاه جهتشو عوض می کنه تا "با ذهنتون هماهنگ عمل کنه".

 اینو گفتم که یادتون باشه وقتی دارین منفی فکر می کنین، بدونین که ناخودآگاهتون علیه شما می شه و شروع می کنه به رفتار منفی حتی اگه شما نخواسته باشین!