راسخون

زندگی زیباست

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

 

لحظه هاى خوب 

و زمانهايى خوب ساخته دست بشرند

ساخته دست يه نفر مثل من و تو

که دلشون ميخواد شاد باشن لذت ببرن و لحظه هاشون رو با شادى سپرى کنند

اين بار نوبت شماست که هم لحظه شاد براى خودت بسازى هم براى ديگران

اينطورى بجاى اينکه منتظر باشى يکى حالتو خوب کنه 

 همه ميان پيش تو تا حالشون خوب بشه

اينطورى پس محبوب همه هم ميشى

پس بلند شو 

امروز يه روز جديد دیگه است

یه روز تازه 

سعى کن تلاش کن و يه روز شاد شاد شاد شاد شاد شاد و فوق العاده بينظير براى خودت بساز و از حصار تنهايى بيا بيرون و قدر خودتو زنگيتو بدون 

درسته که اين ثانيه ها برنميگردن ولى تاثيرشون تا ساعتها رو ذهنت ميمونه پس سعى کن ب شاااااااااااادترين شکل بگذره 

براتون مثل هر روز آرامش شادى سلامتى خير و برکت ثروت پول و انسانيت ارزو ميکنم

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 


 

 

تجربه های زندگی را خیلی جدی نگیر . از همه بالاتر به آن‌ها اجازه نده که به تو

زیان برسانند , چرا که آن‌ها در‌ واقع هیچ چیزی به جز تجربه ی رؤیاها نیستند .

سهم خود را در زندگی بازی کن , اما هیچ‌گاه فراموش نکن که او تنها یک نقش است .

 اگر که شرایط بد هستند و باید آن‌ها را تحمل کنی , آن‌ها را جزئی از خود نکن .

آنچه را که در این جهان از دست می‌دهی , فقدانی از روح تو نخواهند بود .

 به خدا توکل کن و ترس را که همه ی تلاشها برای موفقیت را فلج کرده و همه ی آنچه را هراس داری جذب می‌کند نابود کن .

 همه ی طبیعت با تو همنشین خواهد شد, وقتی که با خدا همنوا شوی .

تجلی بخشیدن به این حقیقت , تو را استاد

سرنوشت خود خواهد ساخت

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

 

تمام اطرافت پر از نشانه است گر نشانه خواهی،بارشی از نشانه ها در نزدت خواهد بود...

فقط باید درست دیدن را بیاموزی دل بستگی های تو همچون چتر توست چترت را ببند

و زیر باران عشقش خیس شو...

بخواهی....به دست خواهی آورد

نگاه کنی،خواهی دید...

درون را بنگری،تمام جوابها را خواهی گرفت...

سکوت کن...

گوش فرا ده...

و ببین....

دانسته های تو ،چیزهایی ست که برای نگفتن داری....

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

برای درآمد بیشتر داشتن باید ارتعاشی از خودتان بفرستید و همواره در ذهن خود این را مد نظر داشته باشید که قرار است درآمد شما بیشتر شود به محدودیت ها توجه نکنید  ما نمی توانیم در ک کنیم از چه مسیرهایی ممکن است کسب در آمد کنیم اما جهان هستی میداند پس به دنبال راههایی برای بیشتر کردن در آمد ما میرود و به ناگاه میبینیم در مسیری هستیم که اصلا نمی توانستیم آن را پیش بینی کنیم پس لازم از محدودیتها در مورد کسب درآمد دست بر داریم مثل این پول کم‌است آنها می توانند من نمی توانم اخر من که استعدادی ندارم اصلا چه طور میشود؟

به این موارد به هیچ عنوان فکر نکنید این وظیفه شما نیست شما فقط ارتعاش پول و درآمد بدهید و ایمان داشته باشید که راهش به شما گفته میشود چشم‌ وگوشهایتان را باز کنید و به نشانه ها توجه کنید تا در مدار درآمد بیشتر و پول بیشتر قرار بگیرید.

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

می گویند هر وقت خواستی پارچه‌ای بخری؛ 

آنرا در دستت مچاله كن و بعد رهايش كن،

اگر چروك برنداشت، جنس خوبی دارد. 

آدم‌ها، نیز همينطورند!!

آدم‌هايی كه بر اثر فشارها، 

و مشكلات، اخلاق، و رفتارشان عوض می‌شود، 

و «چروك» بر میدارند!!

اينها جنس خوبی ندارند، 

و برای رفاقت، معاشرت، مشارکت، ازدواج و اعطای مسئولیت به ایشان،

به هیچ وجه «گزینهٔ مناسبی» نخواهند بود.

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 


 

 

وقتی چیزی را دوست ندارید وخواهان تغییر آن هستید باید هنگام دیدن تصویر آن مورد تصویری را که دوست دارید ببینید نه آن چیزی که باچشم‌ میبینید مثلا شما از ماشینتان راضی نیستید وقتی سوارش میشوید یا نگاهش میکنیدآن ماشینی راکه دوست دارید به چشم ببینید همه جزییاتش را واحساس کنید وبه دنبالش شکر گزاری برای ماشینتان وقتی رانندگی میکنید فرمان ماشین مورد علاقه تان را ببینید نه آن چیزی که در حال حاضر در دستان شماست ترکیب تصویر آن چیزی که دوست دارید همراه با شکر گزاری پیشاپیش برای آن چیز معجزه شگفت انگیز برایتان به  ارمغان می آورد.

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی می گشت که آن را در آورد تا به لک لک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل گرگ مزدی به لک لک بدهد. لک لک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد. گرگ به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برات کافی است.

وقتی به فرد نالایقی خدمت می کنی تنها انتظارت این باشد که گزندی از او نبینی

دنیا پر از تباهی است نه بخاطر آدمهای بد بلکه بخاطر سکوت آدمهای خوب.

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

اسفند آمد...

و در جیب هایش...

بوی بهار بود...

و کمی غم... از گذر ناگزیر عمـــر...

در جیب جلیقه اش،حبه قند هایی بود تا کام سال کهنه را شیرین کند...

که نگیرد دلش...از رفتن که سهم همه است.... آدم ها...ماه ها... سال ها...

در جیب کتش کمی شادی بود...

کمی امید...کمی عشق...

آجیل مخلوط هر سال...

اسفند آمد و بر لبانش لبخند‌ گنگی بود...

طفلکی این اسفند را همه بی محلی میکنند...

آنقدر دلش میگیرد که نگـــو...

اما نجابتی ذاتی دارد...

به رویش نمیاورد و فقط لبخنــد میزند و متواضعانه سفره هفت سین میچیند...!

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 دلم میخواست های من زیادند..

بلندند…

طولانیند…

اما مهمترین دلم میخواست ها اینست که :

انسان باشم.

انسان بمانم .

انسان محشور شوم…

چقدر وقت کم است .

تا وقت دارم باید مهرورزی کنم به همین چند نفر که ازتمام مردم دنیا بامن نفس می کشند.

باید مهر بورزم به همین جغرافیایی که سهم من است از جهان.

وقت کم است بایدخوب باشم .

مهربان باشم.

ودوست بدارم همه زیباییها را ……

میگویند انسانهای خوب به بهشت میروند

 اما من میگویم انسانهای خوب هر کجا باشند آنجا بهشت است

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 


 

 

من در آن شادمانی که از ازل برایم مقدر شده است غرقه ام .انبارم پر از غله وجامم لبریز از شادمانی است.

شادمانی شگفت‌انگیزم از راهی شگفت انگیز آمده تا برای ابد نزدم بماند.

من هماهنگ وشادمان وتابناکم وبه استبداد ترس ،تعلق خاطری ندارم.

شادمانی ام کار خداست پس هیچ‌کس نمیتواند در آن دخالت کند.

چون با خدا همراهم با خواسته دل خود نیز همراه می شوم..

برای تندرستی وشادمانی وتوانگری وعشق پایدارم سپاس گزارم.

مشیت خدا برای من،در منتهای کمال است وپایدار.

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

چای که مرغوب نباشد چیزی به آن اضافه می کنم:

چوب دارچینی، هِلی، نباتی، شده چند پَر بهار نارنج،

چیزی که آن مزه و بو را تبدیل به عطر ِخوش و طعم ِخوب کند."

زندگی هم گاهی می شود مثل همین چای

باید با دلخوشی های کوچک طعم و رنگش را عوض کنی،

یک چیزی که امید بدهد به دلت،

انگیزه شود،

بنزین باشد برای حرکت ماشین زندگی ات،

بعد ماشین تخت گاز می رود تا آنجایی که باید

امید داشته باشید به تمام اتفاقات خوب و برای رسیدن به آن تلاش کنید 

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

زن ها قلب خانه اند... 

زن ها اگر شاد باشند قلب خانه می تپد ... 

زن ها اگر موهایشان را شکل دهند ، اگر صورتشان را آرایش کنند ، اگر لباسهای شاد بپوشند زندگی در خانه جریان پیدا می کند...

زن ها اگر کودک درونشان هنوز شیطنت کند ، 

اگر شوخی کنند ، بخندند ، همه اهل خانه را به زندگی نوید می دهند...

اگر روزی زن خانه چشمهایش رنگ غم بدهد ، حرفهایش بوی گلایه و کسالت بدهد ، اگر ذره ای بی حوصله و نا امید به نظر برسد ، 

تمام اهل خانه را به غم کشیده است...

آری زن بودن دشوار است ، زنان ارمغان آور شادی ، گذشت و خنده اند

 یادمان نرود قلب خانه باید بتپد...

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

سالها گذشت تا من فهمیدم 

آدمها احتیاج دارن سفر برن. 

احتیاج دارن از زندگی لذت ببرن و لذت بردن برای آدمها متفاوت معنی میشه...

یکی از ت امام حسین لذت میبره 

یکی از مهمونی رفتن. 

یکی تو سفر مکه اقناع میشه 

یکی تو سفر تایلند.

اینا همشون برای من آدمهای محترمی هستن.

سالها گذشت تا من فهمیدم نباید به دلخوشی های آدمها گیر بدهم

چون آدمها با همین دلخوشی ها سختی های زندگی رو تحمل میکنن.

لطفا به دلخوشی دیگران گير ندهيد !

 

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 


 

 

بعضی آدمها، انگار چوب خشک اند …

تا عصبانی می شوند، آتش میگیرند؛ و همه جا را دود آلود میکنند؛ همه جا را تیره و تار میکنند؛ اشک آدم را جاری می کنند ...

ولی بعضیها این طور نیستند؛

مثل عودند ...

وقتی حرفی میزنی که ناراحت میشوند و آتش میگیرند، بوی جوانمردی و انصاف میدهند؛ و هرگز نامردی نمیکنند ...

این است که میگویند :

هر کس را میخواهی بشناسی، در وقت عصبانیت و در وقت خشم بشناس

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

 

كاش باهوش بودن!

‏اونايی که خيلی دوسشون داريم

فكر ميكنن ،هميشه هستی

ميتونن بی خبرت بذارن 

ميتونن هميشه سرِت داد بزنن

هميشه سرد رفتار كنن

هميشه تو بايد خوشحالشون كنی و

اونها وظيفه ای ندارن

تو نفرِ اوّلِ روزای بَدِ شونی

و نفرِ آخرِ خوشي هاشون 

ولی نميدونن كه

دلِ آدمای عاشق ديگه يه جايی 

میبُره

می بُره 

می بَره

می بَره دلشو

اونوقت دل می بَره

نه از تو 

از اونی كه دلش براش ميره...