راسخون

پای چوبه اعدام + امتیاز

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

1- هنگامه آخر.....نواب خشمگین بر سر سرهنگ بختیار فریاد زد: «اگر آب گرم نباشد، رنگ ما می پرد و تو و امثال تو فکر می کنند ترسیده ایم. اما مهم نیست. خدا آگاه است که لحظه به لحظه اشتیاق ما به شهادت بیشتر می شود» آن گاه یارانش را مورد خطاب قرار داد و گفت: «خلیلم، محمدم، مظفرم! زودتر آماده شوید. زودتر غسل شهادت کنید، امشب جده ام فاطمه زهرا علیهاالسلام منتظر ماست».
آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب درباره ي شهيد مي فرمايند:(2) بايد گفت که اولين جرقه هاي انگيزش انقلابي اسلامي به وسيله ي نواب در من به وجود آمد و هيچ شکي ندارم که اولين آتش را در دل ما نواب روشن کرد.

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

1- در آخرین ملاقات شهید نواب صفوی با خانواده اش، مادر ایشان گفت: کاش ما مُرده بودیم. کاش ما از بین می رفتیم، بعد شما خودتان را به کشتن می دادید. نواب ناراحت شد،ولی مهربانانه به مادر گفت: خانم! اجازه بدهید من دست شما را ببوسم، پای شما را ببوسم، نمی خواهم جسارتی بکنم، ولی دلم می خواهد مانند مادرهای صدر اسلام باشید. مگر نمی دانید که یک مادر چهار پسرش را در رکاب پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم به جنگ فرستاد و هر چهار فرزندش شهید شدند. وقتی پیامبر بازگشت، آن زن آمد و رکاب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را بوسید و گفت: ای رسول خدا! مفتخرم که چهار پسرم لایق بودند در رکاب چون تو مردی کشته شوند. از آن مادرها باشید. مرگ برای هر انسانی هست، بالاخره پیر یا جوان، انسان می میرد. تصادف می کند یا بیمار می شود. اما آن مرگی بهتر است که باعزّت باشد، مرگ باعزّت، بهتر از زندگی با ذلت است. مرگ در راه خدا، خیلی بهتر از مرگ عادی است».

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

1- پس از پایان یکی از جلسات عمومی، مردی جلو آمد، نواب را بوسید و عرض کرد سؤالی دارد. در آن هنگام، فشار جمعیت به قدری زیاد بود که بین آن مرد و شهید نواب صفوی که روبه روی یکدیگر ایستاده بودند، هیچ فاصله ای وجود نداشت. مرد در اثر ازدحام جمعیت، کفش خود را روی انگشت نواب گذاشت و آن را زخمی کرد. اما شهید نواب، بدون توجه جواب سؤال او را داد. وقتی جمعیت متفرق شدند، معلوم شد انگشت پای نواب مجروح شده و احتیاج به درمان دارد. یکی از دوستان به ایشان گفت: چرا در همان وقت چیزی نگفتید؟ ایشان فرمودند: «اگر من چیزی می گفتم، موجب خجالت آن مرد می شد و این درست نبود؛ در صورتی که تحمل این درد مختصر برای من آسان تر از تحمل شرمندگی اوست».

2- علامه امینی رحمه الله : «نواب، ذخیره خدا برای جهان تشیع است».(اسم علامه در مقاله وجود دارد و قبلاهم انتخاب شده ولی چون جمله او فرق دارد پس این مورد دوم هم صیحح می باشد.(سطر 5)

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

1- در سال 1333، یکی از عالم نماها، صدهزار تومان وجه نقد اهدایی شاه را به نواب تقدیم داشت و گفت: شاه افزون بر این وجه، سه پیشنهاد دیگر نیز دارد: 1. در یکی از کشورهای اسلامی به عنوان سفیر ایران عمل کنید؛ 2. منزلی برای شما در نظر گرفته شود و شما در آن منزل ساکن شوید؛ 3. با همکاری شما یک حزب بزرگ اسلامی تشکیل شود و مخارج آن را دربار تأمین کند.نواب که غیرت و شهامت را از مولایش علی علیه السلام به ارث برده بود، از این پیشنهادها آشفته شد. به همین دلیل با کمال قاطعیت به امامی گفت: «خجالت نمی کشی مرا به درگاه معاویه دعوت می کنی؟» او نیز پول ها را برداشته، به سرعت بیرون رفت.
 

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

1- شهید نواب صفوی برای لغو حکم اعدام یکی از شاگردانش نزد شاه رفت. ایشان می گوید: وقتی به دربار رفتم، آقای جم، وزیر دربار به من گوشزد کرد ملاقات با اعلیحضرت عرفی دارد؛ از جمله تعظیم به وی، رعایت زمان ملاقات و...، ولی من گوشم بدهکار این حرف ها نبود. به نزد شاه که رسیدم، تعظیم نکردم، بلکه سلام دادم و سر جایم ایستادم. به ناچار شاه دستش را دراز کرد و با من دست داد و پرسید: آقای نواب صفوی چه می خوانید؟ من شنیده ام شما طلبه هستید و درس می خوانید. ما آمادگی داریم هزینه تحصیل شما را تأمین کنیم. نواب می گوید: دستم را محکم بر روی میز کوبیدم و گفتم: «من درس هستی و سیاه مشق زندگی می خوانم...، من به شما نصیحت می کنم باید از فلسطین حمایت کنید و با مردم مظلوم و فقیر باشید».


2- پس از پایان وقت ملاقات، شاه به وزیر دربار می گوید: «این سید مثل یک افسر که با سرباز صحبت می کند با من صحبت کرد، و اصلاً انگار نه انگار شاهی وجود دارد»./(سطر42)

SABOORI کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4222
|
تاریخ عضویت : دی 1393 

1- نواب ریس جنبش فدائیان اسلام است

2- دکتر محمد مصدق، نخست‌ وزیر ایران در فاصله سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ و رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت، چشم از جهان فرو بست.(سطر9)

fsmuosavi کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 589
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391 

1- شهید نواب صفوی بنیانگذار جمعیت فدائیان اسلام است

2- فرزندش در فروردین 1334 : " فرزندم مهدی عزیز صفحه دلت باید آیینه ای باشد که حقایق قرآنی در آن منعکس گردیده و از آن به قلوب دیگران رسیده باشد. سلامی برای همیشه از دلم برایت و محبت خدا و محمد و آلش همیشه در دلت. " (پاراگراف آخر)

aria2001 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 110
|
تاریخ عضویت : دی 1394 

سید مجتبی میر لوحی بنیان گذار فدائیان اسلام بود                                                                                                                                                                                                                         مصدق رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران شناخته میشود

mohsenezadi کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 397
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 

1- شهيد از طرف مادر به سادات دُرچه اصفهان منتسب و از طرف پدر ميرلوحي است. شهيد عنوان نواب صفوي را از خاندان مادر به ارث برده است.

2-آيت الله کاشاني در مصاحبه اي در رابطه با قتل رزم آرا چنين اظهار نظر کرد: «اين عمل (هلاکت رزم آرا) به نفع ملت ايران بود و آن گلوله و ضربه عاليترين و مفيدترين ضربه اي بود که به پيکر استعمار و دشمنان ملت ايران وارد آمد»(سطر 58)

mohsenezadi کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 397
|
تاریخ عضویت : بهمن 1389 

1- سرانجام اين مجاهد خستگي ‏ناپذير به همراه سه تن از همرزمانش به نام‏هاي خليل طهماسبي، مظفر علي ذوالقدر و سيدمحمد واحدي در بيدادگاه رژيم پهلوي محکوم و در صبحگاه 27 دي 1334 شمسي تيرباران شده و به خيل شهدا پيوستند.

2-آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب درباره ي شهيد مي فرمايند:(2) بايد گفت که اولين جرقه هاي انگيزش انقلابي اسلامي به وسيله ي نواب در من به وجود آمد و هيچ شکي ندارم که اولين آتش را در دل ما نواب روشن کرد.(سطر 20)

rbahar91 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1000
|
تاریخ عضویت : آذر 1390 

نيرالسادات احتشام رضوي

 از دو جهت منصوب به نواب هستند پدر ایشان سید احتشام نواب رضوی نایب تولیه قدس رضوی از شخصیت های بزرگ ما بودند چون همسر شهید نواب هستند مردم یادشان رفته که ایشان از جانب پدر هم عظمت خانوادگی دارند.

rbahar91 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1000
|
تاریخ عضویت : آذر 1390 

علي رزم ‏آرا

در ۱۳۰۲ رزم‌آرا همراه با چند افسر دیگر برای ادامهٔ تحصیل به فران سه اعزام شد. تحصیلات نظامی را در دانشگاه نظامی سن سیر انجام داد و پس از دو سال به ایران بازگشت. وی که وارد رشتهٔ پیاده‌نظام شده بود، از دانشکدهٔ سن سیر فارغ‌التحصیل شد.

rbahar91 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1000
|
تاریخ عضویت : آذر 1390 

عبدالحسين هژير

پس از شهریور ۱۳۲۰ هژیر وارد میدان سیاست شد و در اسفندماه ۱۳۲۰ در آخرین ترمیم کابینه محمدعلی فروغی به وزارت پیشه و هنر منصوب گردید. پس از استعفای فروغی در کابینه‌هایعلی سهیلی و احمد قوام همچنان در وزارت پیشه و هنر باقی ماند. در کابینهٔ دوم سهیلی، هژیر وزیر راه شد. در کابینهٔ محمد ساعد در سال ۱۳۲۳ به مقام وزارت کشور رسید. در کابینهٔ اول و دوم حکیمی به وزارت دارائی منصوب شد. در ۱۳۲۵ در کابینهٔ احمد قوام به وزارت دارائی انتخاب گردید و در چهار ترمیم کابینه، وزارت دارائی را حفظ کرد. در ۱۳۲۶ در کابینهٔ حکیمی سمت وزارت مشاور یافت.

rbahar91 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1000
|
تاریخ عضویت : آذر 1390 

احمد کسروي

 

در ۲۹ آذر ۱۲۹۰ روس‌ها با مجاهدان در تبریز درگیرشدند. کسروی اگرچه در هکماوار از درگیری دور بود، ولی این درگیری و پایداری ایرانیان بر او اثرگذارد و چون محرم هم آغازشده‌بود بر منبر مردمان را می‌شوراند. کسروی به این هم بسنده‌نکرده و کوشید با چندتنی تفنگ فراهم‌کرده به جنگجویان بپیوندند؛ ولی جنگ چهار روز بیشتر به درازا نکشید و مجاهدان از شهر بیرون‌رفتند و روس‌ها بر تبریز چیره‌شدند و صمد خان از دشمنان دیرین مشروطه را بر شهر گماردند. روحانیون مخالف مشروطه و پیروانشان هم خشونت سختی را به مشروطه خواهان رواداشتند. کسروی نیز ناچارشد با فشار حاجی میر محسن آقا قیم خانواده‌شان در باغ امیر به دیدار صمدخان برود. با این همه برای آن چند روزی که او به منبررفته بود روحانیون تکفیرش کردند و روحانی هم که در هکماوار هماورد او بود اوباش را می‌انگیزاند تا به او آسیب بزنند و سرانجام هم مردم اندک‌اندک از گرد منبر او پراکنده‌شدند و او اینگونه از روحانی کناره‌گرفت و به گفته خود زنجیر روحانیت از گردنش برداشته‌شد

rbahar91 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1000
|
تاریخ عضویت : آذر 1390 

شهيد سيدمجتبي نواب صفوي

با استخدام در شركت نفت و با تشكیل جلسات شبانه برای كارگران به روشنگری ایشان پرداخت. پس از آن در اواخر سال 1320، پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه، رهسپار حوزه علمیه نجف اشرف شد. و با ملاحظه یكی از كتاب های كسروی كه در آن به حضرت امام رضا(ع) توهین شده بود حكم ارتداد نویسنده آن را از یكی از مراجع گرفت و جهت اجرای آن روانه وطن گردید و گروه فدائیان اسلام را تشكیل داد. از مهمترین اقدامات فدائیان اسلام می توان ترور احمد كسروی و عبدالحسین هژیر وزیر دربار وقت نام برد. نواب در تیر ماه 1330 در زمان نخست وزیری مصدق دستگیر شد ولی با سقوط مصدق وی و یارانش آزاد شدند. در جریان قرارداد بغداد نواب قصد ترور حسین علا، نخست وزیر وقت را داشت كه پس از ترور نافرجام این شخص، نواب و یارانش دستگیر و در دادگاه رژیم پهلوی به اعدام محكوم و در 27 دی 1334 تیرباران شدند و به شهادت رسیدند.