لطیفه ‏هایى از احکام

 میرزا ندیم، شبى به مسجد حاج میرزا هادى رفته و از شدت مستى به گوش ه‏اى افتاده بود.

صبح امام جماعت ‏براى نماز به مسجد آمد، تا او را دید گفت: او را بکشید و از مسجد بیرونش کنید.

او گفت: آخوند مگر من مد «والضالین‏» هستم که مرا بکشند.

منبع:http://qunoot.net