صنایع دستی ایران
یکی از عوامل تزئین پارچه در ایران که قدمت آن به زمان هخامنشیان می رسد نقده دوزی است. این دوخت با استفاده از نخ های فلزی ، طلایی یا نقره ای یا مطلا یا آلیاپها که به صورت پهن تابیده می شود انجام می گیرد. از این دوخت بیشتر برای تزئین البسه بخصوص لباسهای لشکری و درباری و پرده ها استفاده می گردید. در دوره اشکانیان و ساسانیان این نوع رودوزیها همراه با گلابتون و ده یک دوزی رواج کامل داشت در دوره اسلامی تیر با توجه به تعهد هنرمندان ایرانی برای تهیه پرده خانه خدا و روپوش مقابل ، استفاده از این دوخت از رواج چشمگیری برخوردار بود.
از نوشته های مارکوپولوی می توان دریافت که زنان ایرانی در قرن (13 میلادی) 7 هجری نقده دوزی و گلابتون دوزی و ده یک دوزی را با نخ طلا و یا نقره به سبک بسیار جالبی ارائه می داده اند.
در حال حاضر این هنر در اصفهان ، یزد ، بندرعباس ، تهران ، ارومیه ، کرمان ، قزوین ، کاشان و آذربایجان و کردستان و قسمتهایی از خوزستان رواج دارد.
نقده دوزان بر روی پارچه های پشمی ، مخمل ،ماهوت ، ابریشم و کتان ، چلوار وحشی و شکوفه ها و غیره.
صابون سنتی و طبیعی مراغه با بیش از۱۵۰ سال قدمت معروفترین صابون سنتی كشور بوده و سوغاتی اصلی و ارزشمند این شهرستان به اقصی نقاط كشور است.
این صابون كه به صورت سنتی و نیمه صنعتی تولید میشود، بهرغم رواج صابون های صنعتی همچنان به عنوان شوینده اصلی در خانههای مردم این شهرستان و سایر شهرهای كشور مورد استفاده قرار میگیرد.
به گزارش ایرنا، صابون مراغه از دنبه گوسفند و سود سوزآور تهیه شده و به دلیل این كه در تهیه این صابون از مواد صنعتی و افزودنیهای شیمیایی استفاده نمیشود، صابونی ایدهآل برای شستشوی بدن و موی سر است.
این صابون بهعلت دارا بودن PHمناسب و میزان اسید كنترل شده آن حساسیت های پوستی را از بین برده و پیاز موی سر را تقویت میكند.
صابون مراغه در سه رنگ سفید ، زرد و سیاه تولید میشود و معروفترین نوع آن صابون زرد بوده و نسبت به بقیه بیشتر مورد استقبال خریداران قرار میگیرد.
تنها فرق صابون زرد و سفید در رنگ آنها بوده ولی صابون سیاه از ضایعات این صابونها بوجود میآید و قدرت پاك كنندگی آن نسبت به بقیه پایینتر است.
در برخی موارد به تركیبات صابون سیاه سدر و رنگ حنا اضافه میشود كه در این صورت صابونی مناسب برای رفع شوره سر، ریزش مو و تقویت پیاز مو است.
صابونهای تولیدی بهصورت نیمه صنعتی و درمحیطی بهداشتی تولید و تركیبات آن در آزمایشگاههای این كارگاه كنترل میشود.
صابون مراغه با افزودن۱0 درصد روغن نارگیل به عنوان صابون حمام شناخته شده است ، نداشتن شناسنامه ، كد و مجوز بهداشتی و صادر نكردن پروانه بهرهبرداری برای واحدهای تولیدی از مشكلات عمده تولید صابون مراغه میباشد.
با توجه به این كه تعریفی خاصی از سوی بخش نظارت بر موارد غذایی و دارویی شبكه بهداشت و درمان برای صابون مراغه ارایه نشده در برخی شهرها تعدادی افراد سودجو با تولید صابون نامرغوب و كم كیفیت بهنام صابون مراغه ، موجبات بدنامی این صابون را فراهم میكنند.
زمان زیادی صرف تولید این صابون میشود به طوری كه شش ساعت برای مخلوط شدن مواد آن و سه ساعت نیز برای تبدیل شدن این مواد به صابون صرف میشود.
در سالهای گذشته حدود ۵۰واحد تولیدكننده صابون مراغه در این شهرستان فعالیت داشتند كه در زمان حاضر به علت برخی مشكلات موجود در تولید این صابون تعداد واحدهای تولیدكننده به حدود هشت واحد رسیده است.
ماهانه حدود200 تن صابون سنتی در این شهر تولید و در بازارهای محلی و شهرهای مختلف كشور عرضه میشود.
با توجه به شكل خاص صابونهای مراغه، این صابونها قادر به رقابت با صابونهای خارجی نبوده و تغییر شكل آنها نیز علاوه بر كاهش كیفیت آنها فقدان استقبال مشتریان را به دنبال دارد.
صابون مراغه به علت دارا بودن چربی بالا تاثیر منفی در مصرفكننده ایجاد نمیكند.
هنر نساجی و بافندگی و بالاخص تزیینات بافته ها در سه تمدن بزرگ شرق یعنی موهنجودارو – هارپا و گندهارا قدمت زیادی دارد. این هنر بعدها توسط هنرمندان مغول به اوج درخشش خودش می رسد و تا امروز ادامه پیدا می کند. منطقه بلوچستان پاکستان از دیر باز مرکز بهترین کارهای سوزن دوزی و قلاب دوزی و سایر دوخت های دستی است. در میان کلیه صنایع هنری ریسندگی قدیمی ترین و با اهمیت ترین هنر پاکستان به حساب می آمده است در قرن هایی که سلاطین دهلی و سپس مغولان در شبه قاره حاکم بودند اوج ترقی و پیشرفت کارهای دستی ابریشمی و کتانی بود .
بهترین پارچه های جاز-دیبا- حریر- اطلس کین خواب- شین باف- شیرین باف بیرامی- شوشتری- تبریزی – گل باقالی و دیگر اقسام پارچه در این سرزمین از زمانهای دور تا به امروز تولید می گردد. بطور مشابه صنایع هنری بسیار پیشرفته از قبیل ملیله دوزی- نقره دوزی و قلاب دوزی از زمان صنعت کاری مغول به ارث رسیده است که از میان آنها می توان به زردوزی – گلابتون – کرچوب (نوعی آیینه دوزی به روی لباس) سلما ستاره- کشیده کاری و گوتا کاری اشاره نمود. چکنا کاری یک نوع پارچه پشت چرم است که از آینه و کریستال برای تزیین آن استفاده می شود که به ترتیب نیز معروف است.
آینه دوزی به روی لباس در سند و بلوچستان به عنوان یکی از بهترین صنایع دستی انواع صنایع دستی محسوب می شود که به نامهای گاج- کارموچ- میتی و بلوچ معروفند.
به نظر می رسد هنر آینه دوزی از ایالت بلوچستان پاکستان به سیستان ما راه پیدا کرده است و در آنجا با فرهنگ بومی ما مختلط شده است. این هنر در ایران دوره صفوی به اوج خودش می رسد.
هنر آینه کاری و درکل هنرهایی که به عامه مردم اختصاص دارند از آن جهت بسیار صاحب اهمیت هستند که بی واسطه تر و شفاف تر فرهنگ مردم را منتقل می کنند و در مقایسه با معماری و نقاشی و هنرهای سفارشی هنرمند را در ارائه خواست ها و درونیاتشان آزادتر گذاشته اند.
دوختن آئينه هاي كوچك با فواصل متفاوت يا يكسان بر روي لباسهاي محلي ، جليقه ، كمربند وآويزهاي ديواري با نخ هاي الوان را آئينه دوزي مي گويند. آئينه دوزي گاهي باابريشم دوزي ، قيطان دوزي و بخيه هاي تزئيني همراه است.
آن هنری که به آینه دوزی شهرت دارد نه تنها دوختن آینه بر روی پارچه است بلکه در اصل مواد متنوع و رنگارنگ و درخشان دیگری نظیر پولک و … را هم در بر می گیرد. آینه دوزی به سکه دوزی و دکمه دوزی نیز شهرت دارد. این هنر به صورت زیبایی در استان سیستان و بلوچستاندوخته می شود و هنرمندان سیستانی همراه آینه دوزی از خرمهره ، قیطان ، دکمه و منجوقبه اشکال مختلف استفاده می کنند و آینه دوزی گاهی با سوزن دوزی های دیگر همراه است.
زادگاه اصلی این هنر زابل و سیستان و بلوچستان است و کمتر در مناطق دیگر دیده شده است. به آینه دوزی در گویش محلی سامان گفته می شود .
آینه دوزی در بین بومیان طرفداران زیادی دارد و کاربرد اصلی آن تزیین مرکب نو عروسان و اتاق ها و خانه های مسکونی است و برای تزیین لباس هم کاربرد دارد.
آینه دوزی هنری است بسیار زیبا که اندازههای مختلف آینه را جهت تزئین به روی چرم یا پارچه میدوزند وسایلی مانند افسار اسب و شتر و یا گردنبند بزمیش که رهبری گله را به عهده دارند با آینه صدف و خر مهره تزئین مییابد زیرا آینه انعکاس دهنده واقعیت است و میتواند هر نگاه بدی را به صاحب آن برگرداند به لحاظ همین خاصیت ویژه آینه دوزی در فرهنگ دوختهای سنتی ایران چه روی لباس دوخته شود و چه روی وسایل کاربردی دیگر جنبه طلسم گونه دارد و جهت رفع بدی از آن وسیله یا شخص یا فضایی است در سیستان و بلوچستان آینه گاهی در کنار سکه دوزی گاهی بروی لباس زنان و یا کلاه مردان دوخته میشود که البته در بین زنان بلوچ دوختن آینه روی یک سطح تیره به همراه سوزن دوزیها تماماً سیاه رنگ نماد خودشید در دل کویر تشنه است زیرا در کویر آنچه بیش از هر چیز دیگری خود نمایی میکند، خورشید سوزان و کویر سیاه رنگ است این نگاه فلسفی به آینه این هنر زیبا را در بین بلوچها به هنری مقدس بدل ساخته است زیرا بیانگر نگرش و محیط جغرافیایی زیستگاه آنان است آینه دوزی به دو شیوه به روی لباس دوخته میشود (زنجیره و دندان موشی) اما امروزه آینههای قاب دارکه درکشور همسایه پاکستان ساخته میشود به وفور در بازار یافت میشود. دوخت این نوع آینهها جنبه هنری ندارد فقط میتواند در بعضی مواقع برای تزئین برخی از وسایل مانند کوسن، رومیزی، کیف و . . . کاربرد داشته باشد.از آینه دوزی بر روی لباسهای محلی ، جلیقه ، کمربند و آویزهای دیواری نیز استفاده میشود.
ابزار کار و مواد اولیه
آینه با قطر کم و به اشکال مربع یا دایره.
نخدمسه :به صورت کلاف های کوچک دربازار در دسترس آینه دوزان قرار می گیرد از یک رشته نخ شش لا تشکیل شده، این نخ هااز لحاظ رنگ بسیار متنوع بوده و کار کردن با آنها بسیار ساده است. نخ ابریشمی:که معروفترین نخ های مورد مصرف در بعضی ازرشته های دوخت های سنتی ایران می باشد و به صورت عمامه و کلاف در بازار موجود است.
سوزن گلدوزی که به نام های ذیل در بازار ایران یافت می شود:
سوزن کرول: مخصوص گلدوزیاست با سوزن شماره 9 کرول می توان نخ دمسه یک لا را دوخت و از شماره (0) آن برای نخشش لا می توان استفاده کرد.
سوزن چنایل: برای گلدوزی روی پارچه های ضخیم و درشتبافت بکار می رود شماره (14 و یا 17)
پارچه های مورد استفاده در آینه دوزی شامل: ترگال ، مخمل ساتن و جیر می باشد.
طریقه دوخت
ابتدا آینه را بر روی پارچه و طرح مورد نظر قرار داده سپس روی آینه را ازجهت های مختلف به وسیله بست های فراوان به پارچه می دوزیم طوریکه تقریباً تمام آینه به وسیله بستها پر می گردد و سپس از وسط آینه به کمک نخ های روی آینه و با دوخت دندانموشی بر روی پارچه متصل می نماییم.
تکنیک های هنر آینه دوزی
در اين بخش به دوختهايي كه به صورت مشترك براي كليه سوزن دوزي هاي موجود (اعم از آینه دوزی) مورد استفاده قرار می گیرد می پردازیم.
بخيه-كوك- شلال: موارد فوق در عمل كرد به يك گونه مي باشد. زدن كوكهاي يك اندازه به صورت فاصله دار و يا متصل به هم بسته به نوع كاربرد دوخت زده مي شود .
دندان موشي- دوخت جادگمه اي- دوخت پتويي: با استفاده از سوزن و نخ از قسمت چپ پارچه شروع به كار مي كنيم سوزن را به طرف روي پارچه حركت داده و در حالي كه نخ را به صورت حلقه در زير انگشت دست چپ نگه داشته ايم تك بخيه اي عمودي بر سطح پارچه مي زنيم و باز بسته به نوع كاربرد با تكرار اين دوخت به صورت فشرده و يا باز دوخت را ادامه مي دهيم.
زنجيره: با حلقه كردن نخ به زير سوزن و زدن تك بخيه به صورتي كه بستي حاصل شود زنجيره ايجاد شده البته اين دوخت از بالا به پايين زده مي شود.
بست دوزي: زدن تك بخيه براي اتصال مهره تزييني ويا نگهداري نخهاي فانتزي بكار مي رود.
منبع: سایت کویرها و بیابان های ایران
آیینه در فرهنگ ایرانی نماد پاکی، راستی و صداقت است و به همین دلیل است که ایرانیان از آیینه در خانه، آئین ها و مراسم و حتی معماری بسیار استفاده می کنند. از آیینه در معماری به منزله عنصری تزئینی و به دلیل جذب نور بیشتر و ایجاد محیطی دل انگیز استفاده شده است. در واقع استفاده از آیینه در تزئین بنا یا معماری ابتکار هنرمندان ایرانی است و اوج شکوفایی هنر آیینه کاری در معماری دوره ی قاجاریه بوده است که نمونه های بسیاری از آن را در عودلاجان می توان یافت.
آیینه کاری، این هنر تزیینی ایرانی ابتدا با نصب آیینه های بزرگ بر بدنه بنا چه درون و چه نمای بیرونی بنا استفاده می شد. در بناهای دوران صفوی نمونه های بسیاری از این گونه آیینه کاری داریم که در کاخ های دوره قاجاریه نیز استفاده می شد. از نمونه های شاخص کاربرد آیینه قدی در دوره قاجاریه می توان به آیینه کاری تالار آیینه، کاخ الماس، کاخ شمس العماره، کاخ بادگیر و کاخ گلستان اشاره کرد. بعدها آیینه کاران از قطعات کوچکتر آیینه نیز استفاده کردند و آثار ظریف تری با طرح ها و شکل های مختلف به وجود آوردند. ترکیب این هنر با هنرهای دیگر، آثار جدید و زیبایی به وجود آورده است؛ مانند ترکیب نقاشی بر چوب و آیینه در کاخ بادگیر، کاخ گلستان تهران و در سقف تالار بزرگ عمارت نارنجستان شیراز.
آئینه کاری ریشه اقتصادی نیز داشته است. آیینه، یکی از کالاهای وارداتی به ایرانیان بوده است. آیینه ها در حین جابجایی در راه می شکستند. هنرمندان ایرانی با درنظر گرفتن ضرر اقتصادی بر اثر شکستن آیینه ها تصمیم می گیرند، با استفاده از ذوق هنری خود از قطعات شکسته آن استفاده کنند. در واقع این ابتکار، هنر آیینه کاری را دارای ریزه کاری ها کرد و به این هنر جلوه ای خاص بخشید .
دیوان خانه کریم خان زند در شیراز نمونه زیبایی از این هنر است که به دستور آغا محمد خان ویران شد و ستون های حجاری شده و درهای خاتم و آیینه های بزرگ آن برای استفاده در دارالاماره تهران (ایوان تخت مرمر کنونی) به تهران منتقل شد. آیینه کاری به تدریج پیشرفت کرد و گسترش یافت و در بیش از یک قرن، آثاری چون تالارها و اتاق های شمس العماره، کاخ گلستان، ایوان و آستانه حضرت عبدالعظیم در شهر ری، آیینه کاری دارالسیاده آستان قدس رضوی در مشهد، ایوان آستان حضرت معصومه در قم و کاخ موزه سبز کنونی در مجموعه سعد آباد شمیران و کاخ مرمر در تهران به وجود آمد. آیینه کاری به مرزهای جغرافیایی ایران محدوده نشد و به دلیل زیبایی بسیار آن و همچنین بخشیدن جلوه ای خاص به اماکن مذهبی به کشور های اسلامی به ویژه کشورهایمنطقه، مانند عراق ، سوریه ، عربستان وارد شد.
در محله های قدیم تهران که هسته اولیه پایتخت محسوب می شدند، نمونه های بسیاری از آیینه کاری مشاهده می شود. این هنر در امامزاده ها، مساجد، عمارات و خانه های قدیمی محله عودلاجان نیز به چشم می خورد. نمونه ای از این آینه کاری را می توان در امامزاده یحیی دید. امامزاده یحیی در سال ۱۳۲۰ ه.ش در محل بنای خشتی قدیم که در سال ۱۳۱۸ ه.ش منهدم شده بود، به همان سبک اصلی ساخته شد و تا سال ۱۳۲۸ ه.ش هیچ تزیینی نداشت. از این سال کاشیکاری و تزییناتی بر روی گنبد و آینه کاری انجام شد که زیباترین بخش آن ورودی اصلی بقعه در ضلع شمالی با فضایی زیبا و سقفی مزین به آیینه است.(۱)
نمونه های بسیار دیگری از آینه کاری های دوران قاجار همچنان در بناها و عمارت های باقی مانده از آن دوران در محله عودلاجان وجود دارد. از این دست می توان به تالار آینه کاری با شکوه خانه امام جمعه واقع در کوچه ای به همین نام در خیابان ناصرخسرو و تالار آینه نصیرالدوله که با فاصله نسبتا زیادی از بنای اصلی آن در انتهای کوچه هداوند قرار دارد و با تلفیق رنگ در گچبری ها و کنار آینه کاری ها نمای بسیار زیبایی خلق کرده است، اشاره کرد. این هنر که زمانی در تمامی خانه ها نما و جلوه داشته است امروز به دست فراموشی سپرده و به بناهای مذهبی محدود شده است. آینه و انعکاس نور در آن که تمثیلی از حضور و وجود خداوند است دیگر زینت بخش خانه ها نیست. در بعضی از مرمت های غیر اصولی ابنیه تاریخی، شاهد ویرانی آینه کاری ها به علت ناتوانی در مرمت آن هستیم که این مسئله توجه بیشتری را می طلبد.
مصالح و مواد مورد استفاده در هنر آینه کاری عبارتند از: آینه چسب یا بُنکس (در اصطلاح چسب چوب را گویند)، سریش و گچ نرم. ابزارهایی که در هنر آینه کاری استفاده میشوند عبارتند از: قلم طراحی، خط کش چوبی برای خط اندازی روی شیشه، میز زیر دست، الماس آینه بر و تنها ابزاری که در نصب آن به کار برده میشود کاردک است .
این گونهاست که نخست، طرح مورد نظر توسط طراح، معمار یا شخص آینه کار آماده میشود سپس کاغذ طراحی شده را سوزنی میکنند و برسطح کار میگذارند و روی آن گرده زنی میکنند. پس از آن از روی طرحی که به وسیله گرده بر دیوار منتقل شده، هنر آینه کاری را به وسیله چسباندن قطعات آینه روی دیوار با گچ و سریش به انجام میرسانند.
در سطوح آینه کاری زمینه کار دارای نقوش یا خطوط برجسته یا فرورفتهاست زمینه کار توسط یک فرد گچبر مشابه طرح آینه کاری آماده شده، سپس قطعات آینه به وسیله آینه بر یا آینه کار در اندازه و اشکال مورد نظر با الگویی مقوایی برش داده شده (بدون انکه آنها را از هم جدا سازند) آماده میشود.
آنگاه آینه چسبان به وسیله خمیری که مرکب از گچ و سریش است قطعات آینه را براساس طرح به وسیله فشار آوردن دست به محل برش آنها روی گچ کشته بر سطح کار میچسباند و با فشار دست برجستگی و فرورفتگی مورد نظر را ایجاد میکند، سپس نقوش دلخواه و مورد نظر را پدیدار میسازد در خاتمه آینه پاک کن سطح کار را پاک کرده، براق میکند.
اجرای طرح روی کاغذ پس از تشخیص ابعاد و تقسیمبندی گره محاسبه میشود سپس هر گره را در خود خرد کرده و به وسیله آینههای حمیل یک سانتیمتری که در اطراف نقش گره چسبانده میشود، گره اصلی نمایان میشود.
در داخل لقاط گره نقوش ویژه طراحی شده مثل نقوش اسلیمی، گل و برگ و پرنده و غیره را اجرا میکنند و افزون بر آن قسمت آینه بری به وسیله آینههای رنگی و برش آینه به صورت محدب که به نام کُپ بری (آینه محدب) معروف است، طرح لازم را آماده کرده و به عنوان مثال در طرح درخت انگور الوان، سیاه و یاقوتی که هم رنگ و هم ابعاد آن مشخص است، شبیه اصل درخت طراحی میکنند و آینه محدب را بر اساس طرح آماده با گچ بر سطح کار میچسبانند. سپس لایه گچ نرم در قطر حدود سه میلیمتر بر آخرین سطح بر جسته مالیده میشود و پس از آن شیشههای محدب ساخته شده را خرد کرده و با انواع آینههای رنگی به کار میبرند.
در مورد طرحهای گیاهی و اسلیمی و قواره سازی، مانند معرقکاری برای تمام نقوش، الگو تهیه کرده و پس از برش آینه با الماس، به کمک سنگ، لبههای آن را گرد میکنند.
ضخامت مطلوب آینه برای آینه کاری یک میلیمتر است، اما تا ضخامت دو میلیمتر یا بیشتر نیز به کار برده شدهاست. از آنجا که واردات آینه گران قیمت و شکننده بود، استادکاران ایرانی از مدتها پیش به ساخت آینههای قلع و سیمابی میپرداختند.
بعدها جیوه دادن آینه تغییر کرد و آب مقطر و “نیترات دراژن”(سنگ جهنم ) به کار بردند. این آینه چندان که باید شفاف نبود، از این رو در عمده آستانهها و اماکن متبرکه آینههای بلژیکی به کار برده شدهاست.
منبع: سایت کویرها و بیابان های ایران
پارچه اي به نام « احرامي » يا « حرمي » با تار و پودي از پنبه ، معمولاً در اندازه هاي 70×100 و 90×120 سانتي متر توليد مي شود . پارچه مذكور با عرض 70 سانتيمتر داراي 22 چله و با عرض 90 سانتيمترداراي 28 چله مي باشد . پارچه احرامي دورنگ است كه عموماً سياه و سفيد بوده ، اما به رنگهاي سبز و سفيد قرمز و سفيد ديده شده است و يك صنعتگر بافنده مي تواند روزانه 4 عدد احرامي به اندازه هاي 70×100 سانتيمتر را توليد نمايد . اين فرآورده ها در قديم بيشتر مورد استفاده حجاج قرار مي گرفته و در حال حاضر با تغيير كاربري به عنوان روميزي ، سجاده ، جانماز و … مورد استفاده است .
منبع: سایت کویرها و بیابان های ایران
با دستان پینه بسته ، گره ها را بر تار و پود قالی می بافد گره هایی که مجموع آنها نقش و نگارهایی است که جایگاه هنر ایرانی را تا عالی ترین درجه می رساند.
قالی بافی یکی از هنر ایرانیان است که با هزاران گره بر رج های موازی زده می شود و گره ها به دو تار یا چله به صورتهای فارسی باف و ترکی باف بافته می شود.
هراتی، بوته ای، خرچنگی، لچک ترنجی، مینا خانی، گل ماهی، سردار جنگل، کرمانی، شاه عباسی، گل حنایی و بید مجنون از جمله طرح های به کار رفته در قالی های ایرانی است.
طرح جوشقانی، مینا خانی، کاج، جقه جارکی، گل و بلبل، کل وکیلی، گل میرزا علی، گل محمدی، گل بته هندسی و هندسی افشان از دیگر طرحهای قالی های ایرانی است.
شانه ، کارد، قیچی، قلاب و دار از جمله ابزارهای کار در قالی بافی است.
قالی بافی در استان یزد نیز یکی از هنرهای دستی مردمان سخت کوش و زحمتکش است و هنر قالی بافی در این شهر رواج خاصی داشته است.
قالی بافی این شهر نوع جالب توجهی را تشکیل می دهد و ارزش نگهداری را دارد.
رنگهای لاکی سیر و روشن ، آبی، سبز، مشکی، کرم، صورتی، نیلی و سرمه ای از عمده ترین رنگهای مورد استفاده در قالی های یزد است. در این میان رنگهای کرم و لاکی در حال حاضر بیشتر مطرح است.
گفتنی است : در استان یزد بیش از 50 هزار قالی باف فعالیت می کنند و هم اکنون در استان 40 نفر برای مجوز مجتمع های قالی بافی درخواست داده اند و چهار مجتمع های قالی بافی در استان فعال می باشد
منبع: سایت کویرها و بیابان های ایران
نمونه هایی چند از پارچه های ابریشمی مربوط به این دوره در موزه ها و مجموعه های خصوصی دنیا موجود است و علاوه بر این چند نمونه از این پارچه ها که مکشوف از ری ( بزرگترین مرکز پارچه بافی ایران در دوره مذکور) هستند. در موزه دوران اسلامی موزه ملی ایران نگهداری می شوند که به لحاظ اصالت می توان ازآنها به عنوان شاخصی جهت ویژگی های بافت وتزئینات در مورد سایر پارچه های منسوب به این دوره استفاده کرد. افزون بر این موارد در اکثر متون تاریخی و جغرافیایی و سفرنامه های هم زمان، هرجا که به سیستم اقتصادی و بازرگانی ایران اشاره شده، پارچه به عنوان یکی از مهم ترین تولیدات ایران و از اقلام مهم صادرات معرفی شده است، که دلیل بر پیشرفت و توسعه این صنعت در دوران مزبور است.
با استناد به منابع مختلف می توان اظهار داشت که کارگاه های پارچه بافی در شهر های شوش، شوشتر و جندیشاپور که از زمان ساسانیان شهرتی ویژه درتولید انواع پارچه های ابریشمی داشتند، پس از اسلام نیز فعالیتشان تداوم یافت و پارچه های بافته شده در این کارگاه ها شهرت جهانی یافت. در زمان امویان پارچه های ابریشمی شوش مورد توجه خلفا بود چنانکه د ردیوان قیس الرقیات، شعری در مورد عبدالعزیزبن مروان آمده که در آن به وصف حرمسرای او و الیه زنان وی پرداخته و چنین توصیف نموده که پارچه البسه زنان وی از ابریشم های شوش به رنگ قرمز با راه های سفید است. در زمان عباسیان نیز خلفا به خزانه داران خود امر می کردند که پارچه های بافت شوش را جهت استفاده شخصی خلیفه نگه دارند و از آن مصرف دیگری نکنند و این درست مقارن با زمانی است که بغداد دارای بزرگترین کارگاه های پارچه بافی، به ویژه طرازبافی بود، با این وصف خلفای عباسی خواهان پارچه ها و طرازهای بافت شوش بودند.
خراسان نیز در این زمان دارای کارگاه های معتبری بود و در این بخارا معروفیتی ویژه داشت. در تاریخ بخارا آمده است: در بخارا کارگاهی بود میان حصار و شهرستان که در آنجا پارچه جهت خلیفه می بافند و زندیه نیز یکی از حومه های بخارا است و آنچه از آن خیزد، آن را زندینجی گویند که کرباس می باشد.
ری نیز یکی از معروف ترین مراکز بافت پارچه های ابریشم در دوره ساسانیان و پس از اسلام بود که ویژگی آن در تولید نوعی پارچه ابریشم دو رو ( دو پودی) بود. پس از اسلام این نوع پارچه معروف به منیررازی، ( پارچه دوروی منسوب به ری) و از شاخص ترین پارچه های قرون اولیه اسلامی و سلجوقی گردید. خصوصیت این پارچه در تکنیک بافت آن است که هم زمان دو سری پود های نقش اند از دو پشت و روی پارچه نقشی یکسان را با رنگ مخالف زمینه به وجود می آورند. دو نمونه با شیوه فوق در موزه دوران اسلامی موجود است که از ری به دست آمده است. یکی مربوط به اوایل اسلام و دیگری مربوط به دوره آل بویه ( قرن چهارم ه.ق) است. مورخان و جغرافی نویسان به کرات به پارچه منیر اشاره کرده اند. از جمله اصطخری که در بیان کالاهای وی گفته:” از ری جامه نرم منیر خیزد.در دوره سلجوقی، ری علاوه بر بافت پارچه مذکور به بافت پارچه ابریشم با تکنیک معروف به ” رنگ و نیم رنگ” شهرت داشت. نقوش و زمینه این پارچه دارای رنگ یکسان است و فقط شیوه بافت و نحوه به کارگیری پود هاست که نقوش را براق و برجسته می سازند.(یک نمونه ابریشم با شیوه مذکور مکشوف از ری در موزه دوران اسلامی موجود است.)ایالت فارس نیز در این قرون دارای کارگاه های پارچه بافی معتبری بود. ابن حوقل در این مورد می گوید:” در شهر های مختلف فارس پارچه های طراز چند رنگ خاص سلطان تهیه می شود.
لازم به ذکر است طراز به پارچه ای اطلاق می شود که دارای حاشیه کتیبه ای بود و کلا به خط و کتابتی که نساجان بر پارچه می بافتند و یا دوخته دوزی می کردند طراز گفته می شود و به همین سبب این پارچه های کتیبه دار معروف به طراز بودند.
پارچه های طراز به ویژه در زمان خلافت امویان و عباسیان از نظر سیاسی ارزش خاصی داشت و به عنوان یکی از نشانه های قدرت پس از خواندن خطبه و ضرب سکه محسوب می شد و خلفا و پادشاهان آن را به حکام و سران به عنوان بخشیدن قدرت هدیه می دادند. مضامین کتیبه های طراز اغلب شامل نام و یا شعارهای خاصی بود.
علاوه بر بافت طراز، در فارسی پارچه های دیگری نیز تهیه می شود. از جمله در فسا پارچه های زربفتی بافته می شد که نام شاه با رنگ سبز و آبی درآن بافته می شد. و در شیراز نوعی پارچه لطیف جهت تهیه قبا و در سینیز پارچه های لطیف کتانی معروف به ” قصب”(لستربخ جغرافیای تاریخی، سرزمین های خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران 1337، صفحه های316 و 315 )و نوعی پارچه معروف به سینیزی تهیه می شد.
نقوش و طرح های تزئینی پارچه های این دوران ااکثراً به شیوه و اسلوب ساسانی بود، به ویژه طرح های مدور با مربع که مانند قابی نقش مایه ها ی اصلی را که عبارت بودند از نقوش جانوری و گاه انسانی و موجودات افسانه ای در بر می گرفتند. از اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم ه.ق علاوه بر نقش مایه های مرسوم کتیبه نگاری برروی پارچه ها به خصوص در حواشی رایج شد که عمدتاً شامل دعا و ثنا و ضرب المثل ها بود. در قرون اولیه اسلام خطوط بافته شده بر پارچه ها خط کوفی ساوه با حروف نسبتا کوتاه بود ولی در دوره سلجوقی خط کوفی به شیوه تزئینی درآمد.
یکی از شیوه هایی که در دوره سلجوقی جهت تزیین پارچه استفاده می شد، نقاشی روی پارچه بود. علیرغم عقیده عده ای که معتقدند نقاشی روی پارچه پس از حمله مغول و به دلیل ورود کالاهای چینی از جمله پارچه های نقاشی شده چینی به ایران رایج شد؛ ولی نقاشی به وسیله قالب و مهر بر روی پارچه گویا قبل از حمله مغول، در دوره سلجوقی مرسوم بوده. درکتاب جوامع احکام النجوم که راجع به صنایع و حرف و آداب و رسوم اشاراتی دارد، آمده است:” اگر زهره و مریخ در مکان عمل بود، مولود رنگرز بود که کرباس مهر کند و می توان چنین استنباط کرد که شیوه کار به صورت تهیه پارچه های قلمکار بوده است.
از انواع دیگر پارچه هایی که در متون ذکر شده و می توان گفت نمونه هایی از پارچه های زربفت و دوخته دوزی است. پارچه سقلاطون است که به معنی پارچه ابریشم آمیخته به رشته های فلز طلاست و دیگر پارچه مثقل که با الیاف زر وسیم روی آن دوخته دوزی می شود.
زهره روحفر
منبع: سایت کویرها و بیابان های ایران
پرده بافي يکي از رشتههاي نساجي سنتي است. پرده بافي براي توليد روتختي، پرده و زيرانداز استفاده ميشود. در این هنر پرده ها را با موج و یا جاجیم می بافند به این صورت که موج را در ابعاد 20 در 20 سانتی متر برش داده می شود و بعد به صورت رشته رشته آن را می شکافند، برای سرپرده کار نیز از موج یا جاجیم استفاده می کنند سپس بندهایی از پشم را به صورت گیس بافت می بافند و موج های رشته شده را به همان بندها وصل می کنند.
جیم بافی صنعت دستی دیگری است مانند اورمک یاکرباس که توسط زنان درخانه ها انجام می گیرد. اکثر بافندگان شاغل در این رشته بانوان هستند. علاوه بر شهرستان یزد، در بخش خضر آباد نیز معمول است . جیم پارچه ای است که از آن در تهیه لباس استفاده می شود.
چپق بافی از دیگر رشته های صنایع دستی عشایر است که متاسفانه به دلیل تولید محدود آن در عشایر باقی مانده در کوهستان های زاگرس، در بازارهای شهری پیدا نخواهد شد. چادرنشینان برای استراحت خود و داشتن سرپناه از چادری استفاده می کنندکه سقف آن معمولاً از موی بز است و توسط خود عشایر بافته می شود. دیواره آن را «چپق» می نامند و آن عبارت است از بافت حصیری به صورت دیواره که قریب ۵/۱ متر پهنا دارد و در روی آن نقش های متفاوتی به وسیلة نخ های رنگارنگ پشمی ایجاد کرده اند.
هنر خاتم سازی کوششی است برای خلق زیبایی با اندیشه و خلاقیتهنرمندان این صنعت ، عواطف ، احساسات، واقعیت حاکم بر جهان و مکان را از صمیم دل و جان درک می کنند و آنگاه با ظرافتهای خاص هنری خود آن را به معرض نمایش می گذارند.
هنرمندان این عرصه به شیوه ی زیبایی سطح اشیاء چوبی را با مثلث های کوچک سه پهلو استخوانی و فلزی تزئین می کنند و بعضی از آنها خاتم را با هنر دیگری به نام “معرق” می آمیزند که حاصل آن به نام هنر ” خاتم معرق” مشهور است و جلوه و زیبایی خاص دارد.
هنرمندان خاتم ساز منشورهایی باریک از جنس چوب یا برنج به شیوه ظریفانه کار می کنند که هر چقدر این نقوش کوچک و باریک باشد بر زیبایی و کیفیت آن می افزاید و در اصطلاح خاتم سازی به آن “مثلث” می گویند.
چوب آبنوس ، چوب فوفل، چوب بقم، چوب عناب، چوب نارنج، چوب کیکم، چوب تبریزی، چوب شمشاد و چوب گردو را مي توان از چوبهای مورد استفاده در خاتم سازی ذکر کرد و افزود: هم اکنون اکثر خاتم سازان از چوب گردو برای تهیه مثلثهای سیاه رنگ و از چوب عناب برای رنگ قرمز در خاتم استفاده می کنند.
با اشاره به اینکه در خاتم های لایه دار ، هنرمندان صفحه های برنجی به نازکی 1/0 یا 2/0 میلیمتر و به شکل نوارهای باریک بریده شده در بین گل های خاتم به کار می برند : متن حکاکی شده بر روی آن به ” اووه” معروف است و خاتم سازان برای پیچیدن مثلثها و گلهای آن از نخهای گوناگون با ضخامت متفاوتی استفاده می کنند که معروفترین آن “نخ پرک” است.
یکنواختی و یکدستی در رنگ آمیزی خاتم، قرینه و مساوی بودن ساختمان نجاری اشیاء خاتم ، لاک کاری مخصوص بر تمام سطح اشیاء آن و بتونه کاری حفره های استخوان یا چوب روی خاتم از ویژگیهای محصولات خاتم مرغوب است.
هم اکنون 8 نفر خاتم ساز حرفه ای در استان یزد فعالیت می کنند و محصولاتی نظیر قاب قرآن، قاب عکس، شکلات خوری، میز، صندلی، جاکلیدی، جاقلمی ، جلد آلبوم و … تولید می کنند
خورجین نوعی کیسهاست که بر پشت حیوانات باری به منظور قرار دادن بار در آن گذاشته میشود. خورجینها معمولاً از دو جوال تشکیل شدهاند که که نیمی از دهانه هر دو را به هم میدوزند. خورجین در حمل و نگهداری اشیاء نفیس و قیمتی به ویژه در مواقع کوچ مورد استفاده عشایر قرار میگیرد و تقریباً حکم صندوقچه را دارد. خورجینها جزو جهیزیه دختر عشایری هم بهشمار میآیند.
خورجین بافی بافته ای است که در اکثر مناطق روستایی و جوامع عشایری با نقوش هندسی تولید می شود. مواد اولیه آن از پشم های رنگی, نخ پنبه ای و گاه موی بز می باشد که موارد مصرفی نظیر حمل ونقل پشت دوچرخه و موتور و یا چهارپایان را دارد. عرض این دستبافته بین 30 تا 90 بوده و بصورت قواره ای بافته می شود. خورجین هایی که در استان اردبیل بافته می شوند از کیفیت و زیبایی بیشتری برخوردار هستند و عمدتا در مناطق روستایی و عشایری استان اردبیل تولید و عرضه می گردد.
خوس دوزي يكي از انواع سوزن دوزيهاست كه تاريخ مشخصي ندارد و آنچه مسلم است اين هنر در زمان صفويه در بندرعباس و بلوچستان از رونق بيشتر برخوردار بوده است . بعد از دوره صفويه در پيشرفت اين سوزن دوزي قدم هاي موثري برداشته شد و اين هنر به جالب ترين وجهي نمودار گرديده. از اين هنر بيشتر براي تزئين، پرده هاي توري، روسريهاي توري و چادرهاي توري استفاده مي شود . نقوشي كه بيشتر در خوس دوزي مورد توجه است نقوش ستارگان بشكل 6 پر، 8 پريا 12 پر مي باشد. نوع نخي كه در خوس دوزي مورد استفاده قرار مي گيرد، نقده طلايي يا نق ره اي مي باشد . در اين سوزن دوزي با توجه به ساده بودن طرحها، احتياجي به طراحي و نقش اندازي روي پارچه نيست، بلكه هنرمند با سليقه و ذوق خود خود شروع به سوزن دوزي مي كند. در اين نوع سوزن دوزي پشت روي پارچه معمولا يكنواخت بوده و از تلالو خاصي برخوردار مي باشد. كار دوخت در اين سوزدوزي به طريقه اي است كه نخ نقده را به انتهاي سوزن نخ كرده اي قلاب كرده، سپس طرح را روي پارچه توري مي دوزند اين دوخت علاوه بر استان كردستان و هرمزگان و در بلوچستان نيز مورد استفاده قرار مي گيرد.
ده یک دوزی در اصطلاح دوختها به نوعی دوخت، اطلاق میشود که نخ و سوزن از یک نقطه زمینه ده بار عبور داده شود یا ده لا نخ شکل گرفته بوسیله بستی روی زمینه دوخته شود. این دوخت محسنات خاصی را در میان سایر دوختها به خود اختصاص داده است این دوخت اولاً دارای جلوۀ خاصی است ثانیاً دارای برجستگی است و ثالثاً زمینه مشخص نیست و رابعاً در دوخت ده یک دوزی شیوه تفنن خاصی را بکار میگیرد که فوق العاده چشم نواز و تحسین برانگیز است.
در مورد تاریخچه ده یک دوزی یا برجسته دوزی با عنایت به اینکه مواد اصلی این دوخت را نخ گلابتون تشکیل میدهد تاریخ مشترکی با گلابتون دارد چنانکه از تاریخ تمدن ایران باستان و هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی و اشکانی و ساسانی بر میآید و نیز گفتههای کریتوس رونوس و مهرهای استوانهای مکشوف در خزانه تخت جمشید مؤید این امر است.
گلابتون دوزی، ده یک دوزی و ملیله دوزی از زمان هخامنشی در ایران رایج بوده است، در دوره اسلامی با توجه به تعهد هنرمندان ایرانی مبنی بر تهیه 12 تخته پرده خانه خدا در شوش و شوشتر این هنر درخدمت تزئین پردهها در آمد علاوه بر این از این دوخت برای تزئینات پوشش ضریح ائمه اطهار و امامزادهها استفاده میکردند.
دوره صفوی دوره شکوفایی این هنر است، نمونههای باز مانده از دوران افشار، زند و قاجار در موزهها نیز حکایت از رواج و تنوع این دوخت در دوران مزبور دارد. مواد اولیه ده یک دوزی را شامل انواع پارچههای اطلس، تافته، مخمل، ماهوت، چلوار، کرباس و ترمه و انواع نخهای رنگی، طلایی و نقرهای دانستند. این در حالی است که در تولید این محصولات از سوزن، قیچی و نقشه به عنوان ابزار اصلی استفاده میکنند. همان طور که در بالا اشاره شد ده یک دوزی یا برجسته دوزی روی پارچههای مذکور انجام میگیرد ده یک دوزی ممکن است به صورت ساده یا برجسته انجام شود.
برای برجسته کردن ابتدا طراحی و نقش پردازی کرده و سپس نخهای پنبهای یا ابریشم خام یا حتی پنبه را به اندازه دلخواه روی طرح قرار داده و به وسیله بستهایی آن را روی زمینه محکم کنند.
سپس ده یک دوزی را به دو روش خاص انجام میدهند یا روی برجستگیها را با استفاده از نخ گلابتون با گذراندن ده بار نخ و سوزن از یک نقطه ده یک دوزی میکنند که لازمه این کار حتماً استفاده از پارچه بافت محکم میباشد و یا نخ گلابتون را ده لا ده لا کرده و روی برجستگی قرار داده و با بستهای نزدیک به هم با نخ گلابتون یا نخ هم رنگ گلابتون به زمینه میدوزند. دوزنده در این روش میتواند با طراز قرار دادن نخهای ده لا و بستهای خیلی نزدیک به هم حالت خاص به ده یک دوزی بدهد که از دور حالت چشم نوازی را بوجود میآورد.
برای ده یک دوزی ساده پس از طراحی و نقش پردازی روی زمینه ابتدا دور تا دور طرح را بخیههایی در امتداد یکدیگر میزنند و بعد با نخ گلابتون از محل هر بخیه ده بار نخ را رفت و برگشت میدهند و یا با قرار دادن نخ ده لا شده گلابتون آن را حالت داده و با بستهای نزدیک به هم روی زمینه میدوزند و به همین شیوه کار را ادامه میدهند. مراکز تولید ده یک دوزی را شوش، شوشتر، بندرلنگه، میناب، بندرعباس، اصفهان، کاشان، یزد، تهران، قزوین، ارومیه و کرمان نام بردهاند.
از این دوخت برای تزئین حواشی انواع لباسها، سفره قندها، پرده خانه خدا، بقچه، سوزنی، تزئینات روی جعبه جواهرات، تابلوهای تزئینی، جلد قران، لبه پرده، دیوارکوب، کیسه پول، قاب آئینه و جای مهر استفاده میشود. اما از نقوش به کار رفته در این تولیدات بیشتر از همه به بازوبندی، بندرومی، قاب قابی، افشان، گلدانی، محرابی، انواع اسلیمی، بته جقه، گل و مرغ، ترنج نیم ترنج، جناغی، اشکال هندسی، انسانی، حیوانی و کتیبههای خطی اشاره میشود.
بهشته نصیری راد
در قرن سیزدهم دواتگری شغلی بود که تهیه دوات و دوات دان یعنی قلمدان می نمود و چون کار دوات گری با ورود قلم فرانسه و جوهر و قلمهای نوک آهنی و در عقبش خودنویس رو به زوال گذارد به تدریج دوات گرها کار اولیه خود را به سماورسازی و امور ادوات برنجی تبدیل نموده و سماورساز شدند.
بنا بر نوشته جعفر شهری در کتاب تاریخ اجتماعی تهران، در قرن سیزدهم دوات گری شغلی بود که تهیه دوات و دوات دان یعنی قلمدان می نمود و چون کار دوات گری با ورود قلم فرانسه و جوهر و قلم های نوک آهنی و در عقبش خودنویس رو به زوال گذارد، به تدریج دوات گرها کار اولیه خود را به سماورسازی و امور ادوات برنجی تبدیل نموده و سماورساز شدند. به طوری که بعد از دوات گری کار این کسبه تبدیل به ساختن آفتابه ی وضو در اشکال و اندازهای مختلف از برنج شد، یعنی آفتابه ای کوچک برنجی که مخصوص وضو گرفتن بود و آن را در زمستانها به جهت گرم نگه داشتن آب درونش در پایه کرسی جای می دادند.
او در ادامه آورده است بعد از آن، همراه گران و کم شدن سماورهای برنجی روسی در جنگ جهانی اول، ساختن سماورهایی از روی سماورهای آنها جزء دیگر کارهای این کسبه درآمد که همراه آن تعمیر سماورهای سوخته و دیگر تعمیرات و لحیم کاری های مختلف ضمیمه کارشان گردید.