مثبت اندیشان
از قديم رسم بود
كه اگر ستاره دنباله دار ديدي آرزو كني ,
اگر قاصدك ديدي آرزو كني . .
اگر دريا را ديدي ارزو كني. .
ستاره رد مي شود
قاصدك را هم باد مي برد
قديمي ها خيلي چيزها را خوب مي دانستند.
مي دانستند كه آرزو ماندني نيست!
مي دانستند نبايد آرزو به دل ماند ،
آرزو را بايد فوت كرد . .
رها كرد به حال خودش ،
آرزو را روي دلهايتان نگذاريد، نبايد راكد بمانند. .
آب هم با آن همه شفافيتش يك جا بماند كدر مي شود
و بو مي گيرد. . .
آرزوهايتان را بدهيد دست باد به آرامش دريا
آنها بايد جاري باشند . .
بلكه برآورده شوند!
یک بار از « میکل آنژ» پیکر تراش معروف ایتالیایی پرسیدند:« چطور می تواند چنین آثار زیبایی را خلق کند؟»
پاسخ داد:« خیلی ساده، وقتی به یک قطعه سنگ مرمر نگاه می کنم، تندیس را درونش می بینم. تنها کار من این است که آنچه را به این تندیس تعلق ندارد، از آن دور کنم.»
استاد می گوید: برای هر یک از ما اثری هنری وجود دارد که آفریدن آن جزیی از سرنوشت ماست. این کانون زندگی ماست و هر چقدر هم مهم است،معمولا این اثر هنری، پوشیده از سال ها ترس، احساس گناه و بی تصمیمی است. اما اگر تصمیم بگیریم چیزهایی را که به آن تعلق ندارد از آن دور کنیم، اگر نسبت به توانایی خود تردید نداشته باشیم، می توانیم ماموریتی را که در سرنوشت ماست، انجام دهیم. این یگانه راه زندگی با افتخار است.
اگر مى دانستي چه گوهرى هستى، اگر مى دانستى چه موجود بي همتا و دوست داشتنى هستى، هرگز هراس به خودت راه نمى دادى. چون چه كسي مى تواند چنين موجود بى همتايى را طرد كند؟؟؟؟؟
شیری گرسنه از میان تپههای کوهستان بیرون پرید و گاوی را از پای درآورد. سپس در حالی که شکمی از غذا درمی آورد، هر ازگاهی یکبار سرش را بالا می گرفت و مستانه نعره می کشید. صیادی که در آن حوالی در جستجوی شکار بود صدای نعره های مستانه شیر را شنید و پس از ردیابی با گلوله ای آن را از پای درآورد.
هنگامی که مست پیروزی هستیم بهتر است دهانمان را بسته نگه داریم.
غرور، منجلاب موفقیت است.
موفقیت برای اشخاص کم ظرفیت مقدمه گستاخی است!
یک راند دیگر مبارزه کن؛
وقتی پاهایت چنان خستهاند که توان ایستادن نداری.
وقتی بازوانت چنان خستهاند که قدرت گارد گرفتن نداری.
وقتی که خون از دماغت جاریست و چشمانت سیاهی میرود.
وقتی چنان خستهای که آرزو میکنی حریف مشتی به چانهات بزند و کار را تمام کند.
یک راند دیگر مبارزه کن و به یاد داشته باش، کسی که همواره یک راند دیگر مبارزه می کند، هرگز شکست نمیخورد
وقتی که راه نمیروی، نمی دوی ؛
زمین هم نمیخوری واین" زمین نخوردن " محصول سکون است نه مهارت!
وقتی که تصمیمی نمیگیری، کاری نمیکنی ؛
اشتباه هم نمیکنی و این " اشتباه نکردن" محصول انفعال است نه انتخاب !
خوب بودن به این معنی نیست که درهای تجربه را بر خود ببندی و فقط پرهیز کنی...
خوب بودن در انتخابهای ماست که معنا پیدا میکند
تنها زمانى "صبور" خواهى شد، كه "صبر" را يک "قدرت" بدانى
نه يك "ضعف"...
آنچه "ويرانمان" مى كند، "روزگار" نيست!
حوصله ی "كوچك"، براى "آرزوهاى بزرگ" ماست...
اگر دوست نداريد صحبت كنيد، خاموش باشيد. حتي يك كلمه نيز نگوييد و اصلا نگران نباشيد كه مردم درباره شما چه فكر مي كنند. اگر آنها فكر مي كنند احمق شده ايد، قبول كنيد و از اين حماقت لذت ببريد! افرادي هستند كه همينطور به حرف زدن ادامه مي دهند. در حاليكه حتي نمي دانند درباره چه و چرا صحبت مي كنند. آنها به حرف زدن ادامه مي دهند؛ چون نمي توانند متوقف شوند. اگر از چرندياتي كه از ذهنتان مي گذرد، اندكي آگاه شويد و بدانيد كه واقعا چيزي براي گفتن وجود ندارد، در سخن گفتن ترديد مي كنيد. ابتدا اينطور به نظر مي رسد كه ظرفيت ارتباط برقرار كردن را از دست داده ايد، ولي چنين نيست. در واقع مردم براي برقراري ارتباط سخن نمي گويند. آنها براي فرار از ارتباط واقعي، حرف مي زنند. با خاموش ماندن، صبر كردن و تحميل نكردن چيزي، به زودي قادر خواهيد بود معناي ارتباط واقعي را درك كنيد. درباره سكوت نگران نباشيد. به اين دليل نگران سكوت هستيد كه همه جامعه در حال حرف زدن است و شما هراس داريد كه ديگر مبادا نتوانيد سخن بگوييد. نگران نباشيد؛ زيرا سكوت زبان خداوند است و اگر درك كنيد كه سكوت واقعا چيست، چيزي پر ارزش براي گفتن خواهيد داشت.اگر در سكوت خود عميق شويد، كلامتان براي اولين بار معنايي راستين خواهد يافت و ديگر تنها كلماتي تو خالي نخواهد بود، بلكه شكوه دروني تان را بيان مي كند.
ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﺯﺩﻥ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺷﺒﻬﺎ ، ﺩﻧﺪﺍﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺷﺒﻬﺎ ،ﻣﻮﻫﺎ ﺭﺍ . . .
ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﺗﺎﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻧﻬﺮﺍﺳﯿﺪ
ﺣﺘﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﻧﮑﻨﯿﺪ
ﺑﻠﮑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺑﺪﺍﺭﯾﺪ
ﻫﻤﺎﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﻪ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﺑﯿﺪ ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍﯾﯽ ﺧﻮﺵ ﺑﺴﺎﺯﯾﺪ
ﭘﺲ ﺷﺎﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﺪ .
(ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﺣﺴﺎﺑﻲ)
ﺍﮔﺮ ﻋﻘﻞ ﺍﻣﺮﻭﺯﻡ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺩﯾﺮﻭﺯﻡ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻡ
ﻭﻟﯽ ﺍﮔﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺩﯾﺮﻭﺯﻡ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻡ ﺭﺍ
ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ !!!
ﺭﻧﺠﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﮐﯿﺴﻪ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﻡ ﺩﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ
ﺍﻣﺎ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﺎﺯ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻧﺪ
ﻣﻌﻄﺮ ﺑﻪ ﻋﻄﺮ ﺑﻬﺸﺘﯽ . . .
ﺗﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻧﺠﻬﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﻧﺠﺎﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ
ﺁﻣﻮﺧﺖ
ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻧﺠﻬﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﺯﯾﺴﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﺩﺍﺩ
ﺭﻧﺠﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﯿﺰﻧﻢ
ﻭ ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﮔﻨﺠﻬﺎﯾﻢ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ
ﮔﺬﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺟﻮﺍﻫﺮﺷﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﺪ