اسم من «باميه» است!
| اگر تب كهنه داريد، با من به جنگش بشتابيد. گل من صفرا و سودا را ميبرد. كرم معده را از بين ميبرم و اشتها را صاف ميكنم... به من باميه و گاهي باميا ميگويند البته نه آن باميا كه قنادها از تركيبات زولبيا به شكل من ساخته و در ماه مبارك رمضان شب چره عمومي است. من يك ميوهي خورشي هستم كه شما با من ميتوانيد خوراك و خورشي لذيذ درست كنيد. نختسين گياهشناسي كه در اطراف من مطالعه كرده است، ابوالعباس اشبيلي نام داشت و يكي از شاگردان او به نام ابن بيطار تحقيقات او را دنبال كرد، و زادگاه اوليهي مرا مصر دانسته است. من از خانواده پنيرك هستم و مانند ساير بستگان خود، مثل ختمي داراي لعاب و ماده لزج بوده و با كمك اين لعاب است كه سينههاي خسته و كوفته را نرم و گرفتگي صدا و آواز را باز مينمايم. با تخم و لعاب خود معده و رودهها را جارو كرده، و روغن زده و نرم مينمايم. اشتها به غذا را زياد ميكنم، سرفه را درمان ميكنم و فساد خون - بلغم و صفرا و سودا را رفع مينمايم. به علت ماده ضد عفوني كه دارم، كرم معده و كرمك را از بين ميبرم - برگ من خنك و مرطوبكننده است. ساقه بوتهي من، دافع بلغم و آب خيساندهي آن، درمان تبهاي كهنه و مزمن است. مشروط بر اينكه چند روز متوالي از آن بياشاميد. در هندوستان تكهاي از ساقه مرا با يك شاخه گشنيز ريز ريز كرده، شب در آب ميخيسانند و صبح كمي آن را كوبيده و صاف ميكنند و با كمي عسل شيرين كرده و نصف آن را صبح و نصف ديگر را شب مينوشند. ريشهي من تلخ و تند و ملين است، گل من مسهل صفرا - سودا و بلغم ميباشد. من داراي ويتامين «ث»، ويتامين «آ» و «ب» ميباشم، و از فساد خون جلوگيري ميكنم و اعصاب را تقويت مينمايم و به چشم و نيروي بينايي كمك مينمايم. در روي پوست و كركهاي من، مقداري منگنز و كبالت وجود دارد كه غذاي غدد داخلي بوده، و ترشح آنها را تنظيم مينمايد. در اينجا اجازه ميخواهم عنان سخن را به دست يكي از بستگانم به نام ختمي بدهم و با شما خداحافظي نمايم. |
||
|