سخن نخست
حوادث روزگار، ما را بر آن داشت که در سخن نخست اين شماره، دو سخن مستقل را به خوانندگان ارجمند تقديم کنيم:
1.
محضر نياز
يکي از امتيازات بزرگ شيعه، ارتباط عميق و مستمر با برترين انسان‌ها و بهترين الگوهاي بشري يعني اهل‌بيت: است. اين ارتباط، در قالب و شيوه‌هاي گوناگون، اجرايي مي‌شود که يکي از مهم‌ترين آن‌ها زيارت است. زيارت، اکسيري است که آثار و برکات بسياري را در بر دارد؛ از جمله:
1.فرصتي است بسيار ويژه براي ارتباط با برترين انسان‌هاي عالم؛
2.زمينه‌اي است براي الگوبرداري و اسوه‌پذيري و سنجش کاستي‌هاي خود با ميزانِ انسان کامل؛
3.تقويت‌کننده مباني اعتقادي در زمينه‌هاي گوناگون همچون توحيد، معاد، نبوت، امامت و... است؛
4.مايه وفاي کامل به عهد امامت است؛
5.از بهترين زمينه‌هاي جلب فضل و رحمت و غفران الهي است؛
6.يکي از بارزترين جلوه‌هاي اظهار مودت به اهل‌بيت: و اداي مزد رسالت است؛
7.تعظيم يکي از بزرگ‌ترين شعائر الهي يعني ولايت است؛
8.يکي از بهترين فرصت‌ها براي دعا و مناجات و از بهترين اسباب اجابت دعا است.

9.زمينه بسيار مناسبي است براي تحول دروني و تغيير سير زندگي از سمت ظلمت به سوي نور.
در اين ميان، به برکت وجود مقدس اهل‌بيت:، عبارات و متوني به عنوان زيارت‌نامه به دست ما رسيده که آموزنده معارف بسيار بلند و حاوي آثار و برکات فراوان است. زيارت جامعه، زيارت اربعين، زيارت عاشورا و... گنجينه‌هايي از معارف نابند که علاوه‌بر برقراري ارتباط با امامان، ما را پاي درس مکتب خاندان عترت: مي‌نشانند و با لطيف‌ترين عبارات، برترين معارف را به ما مي‌آموزند.
يکي از مهم‌ترين فرازهاي زيارت‌نامه‌ها دعاهاي بلندي است که بسيار حائز اهميت است؛ چه از جنبه کيفيت دعا و آموزش شيوة درخواست و چه از نظر نوع درخواست‌‌ها و نيازهاي والايي که در اين زيارت‌نامه‌ها مطرح شده است؛ درخواست‌هايي که اگر از اين زيارت‌نامه‌ها نمي‌آموختيم، چه بسا مطرح کردن آن‌ها به ذهن ما نمي‌رسيد.
زيارت عاشورا -که طبق فرمايش حضرت امام محمدباقر7 کلامي قدسي و صادرشده از جانب خداوند متعال است-1 به حق، گنجينه‌اي از معارف ناب است و دعاهايي عالي دربردارد. با اين توضيح، شايسته و بايسته است که از اين دريچه نيز به فقرات زيارت عاشورا به دقت بنگريم و از عبارات آن بياموزيم که در محضر امام، از خدا چه بخواهيم و چگونه بخواهيم.
در اين مجال اندک و فرصت کوتاه، تنها به مرور اجمالي درخواست‌ها و دعاهاي زيارت شريف عاشورا مي‌پردازيم:
1.
تبري از دشمنان اهل‌بيت::
فَلَعَنَ اللهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْت‏؛
خداوند، لعنت کند امتي را که اساس ظلم و ستم بر شما اهل‌بيت را پايه گذاشتند.
اين درخواست يعني لعن دشمنان اهل‌بيت و به‌ويژه دشمنان امام حسين7 و تبري از آنان، بارها در زيارت عاشورا تکرار شده است.
2.
خون‌خواهي امام حسين در رکاب امام زمان7:
أَسْالُ اللهَ... أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّد6؛
از خداوند مي‌خواهم... که خون‌خواهيِ تو را همراه با امامِ ياري‌شده از اهل‌بيتِ پيامبر6 [امام زمان7] روزي‌ام کند.
اين درخواست در زيارت عاشورا دوبار با تعبيرهاي متفاوت، مطرح شده است.
3.
آبرومندي هميشگي در پيشگاه خدا:
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالْحُسَيْنِ7 فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة؛
خداوند! مرا در نزد خود در دنيا و آخرت، آبرومند به‌واسطة حسين7 قرار ده.
4.
همراهي هميشگي با اهل‌بيت::
... أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة؛
از خداوند مي‌خواهم ... که در دنيا و آخرت، مرا همراه شما قرار دهد.
5.
ثبات قدم در همراهي با اهل‌بيت::
وَ أَنْ يُثَبِّتَ لِي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي
الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة؛
و در دنيا و آخرت، قدمي صادقانه در نزد شما برايم استوار بدارد.
شبيه اين دعا در سجدة آخر زيارت عاشورا نيز مطرح شده است.
6.
نيل به مقام محمود:
وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ الله‏؛
و از خداوند مي‌خواهم که مرا به مقام محمود که براي شما در نزد خدا است، برساند.
7.
برترين عطاي الهي به مصيبت‌زدگان:
...أَنْ يُعْطِيَنِي بِمُصَابِي بِكُمْ أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِهِ؛
و از خداوند مي‌خواهم... که به سبب مصيبت‌زدگي من براي شما، برترين عطاي خود را که به مصيبت‌زده‌اي مي‌دهد، به من عطا نمايد.
8.
درود، رحمت و مغفرت الهي:
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مَقَامِي هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَة؛
خداوندا! مرا در اين جايگاهم از کساني قرار ده که از جانب تو درودها و رحمت و مغفرتي به آنان مي‌رسد.
9.
زندگي و مرگي همچون اهل‌بيت::
اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد؛
خداوندا! زندگي مرا [همچون] زندگي محمد و آل محمد: و مرگم را [چونان] مرگ محمد و آل محمد[:] قرار ده.
10.
زيارت حسيني7:
لَاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكم؛
خداواند، اين [زيارت] را آخرين تعهد من از زيارت شما قرار ندهد.
11.
شفاعت حسيني7:
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُود؛
خداواندا! شفاعت حسين[7] را در روز قيامت، روزي‌ام گردان.
همان‌گونه که ملاحظه کرديد، دعاهاي متعدد و گران‌قدري در ميان فقرات زيارت عاشورا آمده است که خود، نشان‌دهندة ظرفيت اين زيارت براي رساندن مؤمنان به بالاترين عطاياي الهي است. هر فقره از اين دعاها نيازمند توضيحي مستقل است که اميدواريم توفيق يابيم در آينده تحت عنوان مستقلي به آن‌ها بپردازيم.
2.
عروج صالحانه
در ايام گذشته، خبري ناگهاني دوستان نشريه خُلُق و نيز بنياد هاد را در بهت و حيرتِ غمباري فرو برد. سخن از سفر بود و عروج؛ عروج دوستي عزيز که طي ساليان متمادي با خوبي‌ها و صفايش خو گرفته بوديم. مرحوم حجت‌الاسلام مرتضي صالحي در روز يازدهم ذيحجه در اوائل راه بازگشت از زيارت حضرت امام رضا7 طي حادثه‌اي جان به جان‌آفرين تسليم کرد.
آن مرحوم در سال1370 و در نوزده‌سالگي وارد حوزة علميه اصفهان شد و از همان ابتدا، کسب علم و تقوا را توأمان پي‌گرفت. از سال 1378 به قم مهاجرت نمود و علاوه بر شرکت در دروس خارج فقه و اصولِ مراجع، در دورة نخستِ مرکز تخصصي اخلاق در بنياد هاد شرکت جست. او نخستين دانش‌پژوهِ دوره بود که در سال 92 از پايان‌نامة خود دفاع کرد و با نمرة عالي موفق به اخذ مدرک سطح سه اخلاق شد.
آن مرحوم به عنوان مشاور در يکي از زيرمجموعه‌هاي بنياد هاد يعني مدرسة علمية حضرت صاحب‌الزمان7 در اصفهان حضور مي‌يافت و از موفق‌ترين مشاوران آن مجموعه بود.
در واحد پژوهش دارالهدي و در بخش سيرة علماي اخلاق، خدمات بسيار مفيد و سازنده‌اي انجام داد و همين فعاليت، حلقة اتصال او با نشرية خُلُق بود. مرحوم حجت الاسلام صالحي طي سالياني با ارائه 27 مقاله در بخش «قله‌نشيان معرفت» به معرفي عالمان اهل معرفت پرداخت و در اين مدت از آن بزرگان رنگ و بو گرفت و خود پوينده قله‌هاي معرفت شد.
برخي از سجاياي اخلاقي آن عزيز سفرکرده که نزد دوستان و معاشران وي معلوم بود، عبارت بودند از:
- حقيقتاً احساس مي‌شد که همتش عمل به دانسته‌ها است؛ همان چيزي که امثال ما در آن بسيار ضعف داريم. او درس و معنويت را دو وظيفة اصلي طلبگي مي‌دانست و در هر دو کوشا بود.
- شيفته و دلدادة اهل‌بيت: بود. اهل توسل جدي بود و در مجالس توسل، صداي آشناي گريه‌اش پيش از همه به گوش مي‌رسيد. لبانش معطر به ذکر صلوات بود و ديگران را نيز به اين ذکر شريف دعوت مي‌کرد. در زمان سکونت در قم، هر روز به زيارت کريمة اهل‌بيت: مشرف مي‌شد.
- اهل دعا و عبادت بود و در اين مسير، سستي و کسالتي در او راه نمي‌يافت.
- حُسن خُلق او به گونه‌اي بود که در چند سالة رفاقت با او هيچ تندي و درشتي و کج‌خلقي از او نديديم.
- در برخورد با ديگران بسيار دلسوز بود و غم و شادي آنان را غم و شادي خود مي‌دانست.
و...
و اکنون او طي سفري ملکوتي از ميان ما پر کشيده است؛ سفري که همة اسباب مغفرت و رحمت را برايش فراهم آورد. صبحِ روز جمعة پس از عيد قربان در راه بازگشت از زيارتِ حضرت انيس النفوس7 در حالي که اعمال و عباداتِ روز عرفه و عيد قربان را در جوار مولايش انجام داده بود پيکر شريفش دوباره به زيارت امام رؤوفش شتافت و پس از آن براي دفن به اصفهان برده شد.
در آن حادثة رانندگي، تنها کسي بود که به سوي محبوب شتافت؛ آن هم در حالي که بدنش سالم بود و فقط از ناحية گلو و شاهرگش آسيب ديده بود. با اين اوصاف، همرنگي با ارباب غريبش سيدالشهداء7 نيز رزق او شد.
آقامرتضاي عزيز! با خداي خود و با امام رؤوفت چه نجوا کردي که چنين عاشقانه پرکشيدي؟ از قول مادر محترمت که همسفرت بود شنيده‌ايم که آرزوي شهادت در اين سفر را با او در ميان گذاشته بودي. هر چه که بود، ما مانديم و بُهت فقدان صفايت. نامِ «صالحي» واقعاً برازنده‌ات بود که صالح بودي و دوستدار صالحان. با زيستن و عروجت به ما آموختي که:
1. در اين زمانه نيز مي‌توان پاک زيست و پاک رفت و سبک‌بال به سراي ديگر کوچ کرد.
2. فراموش نکنيم که قرار نيست حتماً پيري خود را به چشم ببينيم. قطعاً زماني بر ما خواهد گذشت که از خانه خود بيرون مي‌آييم و ديگر به آن بازنخواهيم گشت.
مهم آن است که در زمان جان دادن، همچون صالحان، سر بر دامان مواليمان داشته باشيم.
پي‌نوشت
1. مصباح المتهجد، شيخ طوسي، بيروت؛ مؤسسه فقه الشيعه، اول، 1411ق، ج 2، ص781.