💒💒💒 زندگی زیباست 💒💒💒
تو یه سکانس از فیلم مارمولک آخونده از در میاد تو با یه لبخندی به پرستویی میگه: «باز که ناامید شدی آقا رضا..»
منم دارم به خودم همین رو میگم...
حس اون پدری رو دارم که دوست داشت یه خونه ۲۵۰ متری داشته باشه تا خانوادش راحت باشن اما الان دارن تو گور زندگی میکنن ...
اسباب بازیهاى شکسته و کهنه ى کودکانتان را دور نیندازید، تعمیر کنید. تا یاد بگیرند عشق و خاطره را به آسانى نمیشود دور انداخت.. باید تعمیرش کرد و دوباره در آغوشش گرفت..
فراعنه نمیتوانند برده رﺍ به وجود آورند، زیرا برده ها هم تعدادشاﻥ زیاد است هم قدرتشان، ﺩر نتیجه این خود برده ها هستند که فرعون ها رﺍ میسازند !
مارتین لوترکینگ
کاش هیچ پدری به مرحله ای نرسه که دل بچه هاش براش بسوزه...
ما یِه جای کارو خَراب کردیٓم
و اون دَقیقا هَمونجایی بود کِه فکر کردیٓم شماها رِفیقید..:).
ن مدرن زنی نیست که مو را بلوند کرده، ساپورت پوشیده و لاک زده و مجهز به آیفون سیکس است نه !!!زنی است که خرافات را دور ریخته و سعی میکند مستقل باشد و برای خودش ارزش قائل باشد
+چه کار میکنی؟
-می میزنم...
+برای چه؟
-تا فراموش کنم...
+چه را فراموش کنی؟
-سرشکستگیم را...
+سرشکستگی چه؟
-سرشکستگی میخواره بودنم را...
«شازده کوچولو»
«آنتواندوسنتاگزاپهری»
هر کی دروغاتونو زود باور کرد،
با خودتون نگید چقد سادس و تو دلتون بهش بخندین
با خودتون فکر کنین که چقد بهتون اعتماد داره و چقد تا حالا دروغ نگفته که به این سادگی باورتون داره
اونوخته که باید تو دلتون به خودتون بخندین
به سلامتی همه اونایی که به ما پز دادن و باعث پشرفتمون شدن. باعث شدن بیشتر تلاش کنیم تا به خیالمون به همه اونا برسیم. بعد ببینیم همه پزهاشون دروغ بوده.
اونوقت ما موفق باشیم و اونها...
آیت اله طالقانی میگفت : کسی که روی این صندلی های راحت نشست نمی تواند قانونی بنویسد که بدرد روی زمین نشستگان بخورد!
اگه یه نگاه به زندگیت بندازی میفهمی همیشه اولین کسی که فراموشش کردی خودت بودی..
ميدوني ، نه معذرت خواهي ترس داره نه فش مادر دادن
ولي اينجاش بستگي به بابات داره چجوري بزرگت كرده باشه .....
پدری که درآمدش کمه ولی چندجا کار میکنه تا بچه ش بتونه دانشگاه بره، خدای روی زمینه...
ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ؛
ﺑﻪ ﯾﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺧﻨﺪﻡ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ
ﮐﻪ ﻣﯿﺸﺴﺖ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ،ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﺵ ﺍﺷﻐﺎﻝﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﺮﺩ!
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﭼﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺳﺎﺩﻩﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ!
ﻣﮕﻪ ﻣﺎ ﺟﺎﺭﻭ ﺑﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ؟
آﺧﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ آﺷﻐﺎﻝﻫﺎ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﻨﻪ؟
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻏﺮﻕ ﻏﺼﻪﻫﺎﻡ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ مشکلاﺗﻢ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ،
ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﻡ ﭘﺮ ﺍﺯ آﺷﻐﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ...